پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/12/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996733
سلام و خسته نباشید.من یه خواستگار دارم که هفته ی قبل با خواهر و مادرش و مادر من رفتیم بیرون.نظرسپن مثبت بود و گفتن خودشون تماس میگیرند برای خواستگاری رسمی.هیچ واسطه ای هم این وسط نیست، به نظرتون پیگیر بشم که چرا خبری نشده؟ چهار روز گذشته
۴ پاسخ۱۹ بازدید
1403/12/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996732
با سلام .بنده با دختر خانمی از طریق واسطه اشنا شدم و ایشون اصلا به من نه پیام میدن نه زنگ و همش من باید به ایشون پیام بدم خاستم بدونم این بده که همش از طرف من باید پیام داده بشه ؟بعد به من میگن که کی توی این دوره زمونه زن میگیره همه پسرا فرارین .خب این ینی تمایلی نداره؟از ی جهت دیگه هم چون واسطه اقدام کردم میگه که چرا با واسطه ؟مگه خودت نمیتونستی دختر انتخاب کنی .پسرا معمولا خودشون انتخاب میکنن.نظر شما چیه این دختر تمایلی داره به نظرتون به ارتباط و ازدواج؟نا گفته نماند هنوز همدیگرو رو ندیدیم جلسه دیدار چند روز آیندس .
۵ پاسخ۵۵ بازدید
1403/12/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996728
با سلام اخیرا با خانمی از طریق یکی از اپلیکیشن های همسریابی آشنا شدم هر دو در رنج سنی بالای ۳۵ هستیم سه جلسه با هم دیدار داشتیم ایشان شغل رسمی دارند و در تهران در خوابگاه زندگی میکنند و خانواده ایشان ساکن شهرستان هستند من قصد نداشتم بحث مهریه را در جلسات اول آشنایی مطرح کنم ولی وقتی خود ایشان در جلسه دوم گفتند که رسم و رسوم ما سنگین است محبور شدم از ایشان سوال کنم مناسفانه با وجود آنکه دختر مسقلی هستند مرتب تاکید دارند پدر ایشان موافق سبک گرفتن مهریه نیستند و مساله دیگری که وجود دارد ایشان مشکلی در شنوایی دارند و میگویند الان احساسات حریان دارد که پذیرفتی وگرنه در زندگی کم می آوری میدونم ارتباط با ایشان کمی سخت است ولی اگر ایشان از همین الان میساخت و نشان میداد اهل سازش است من آن را میپذیرفتم ولی نمیدونم چجوری به ایشان ثابت کنم من گفته پدر ایشان گفته چون پسر مهریه را نپذیرفته ادامه نده و دیگر حاضر به دیدار نیستند ولی متاسفانه من نمیتونم ایشان رادفراموش کنم برای شروع رمضان براش تبریک فرستادم میخاستم بپرسم چکار کنم خیلی دوست داشتم آشنایی با ایشان ادامه پیدا میکرد آیا اصرار به آشنایی داشته باشم یا تلاش کنم ایشان را فراموش کنم فرستادن پیامهای تبریک یا ... برای اینکه نشان بدهم هنوز در فکر ایشان هستم کار صحیحی است ؟چکار کنم راضی به ادامه شود من باورم نمیشه دختری که شهرهای مختلف مشغول به کار بوده و مستقل و کیلومترها دور از خانواده با تحصیلات بالا ست آنقدر مستقل و روشنفکر نباشد که رسوم محلی را بهانه نماید ممنون میشم راهنمایی فرمایید
۳ پاسخ۳۲ بازدید
1403/12/10
سوال 996711
سلام وقت بخیر من دختر ۳۴ ساله و کارمند هستم چندوقتی وارد سایت همدم شدم و با چتد نفر آشنا شدم و قرار ملاقات گذاشتم بعد چند جلسه حضوری با آقا پسر وقتی از نظر اخلاقی و ملاک ها مورد پسند همدیگه میشدیم به مر حله آشنایی خانواده ها میرسید ،بعد اولین جلسه دیدار خانواده آقا پسر پیام میدادند ک امکان ادامه رابطه میسر نیست و وقتی علت رو جویا میشدم میگفتند که مشکل از خودشون هست و ربطی به من و خانواده ندارد.چون چندبار برای من تکرار شده یک ذهنیت منفی برایم ایجاد شده ،ممنون میشم راهنماییم کنید
خواستگار1اپلیکیشن همدم1دوران آشنایی قبل از ازدواج1ازدواج از طریق اپلیکیشن همدم 1معرفی از طریق اپ همدم 7+
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/12/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996708
سلام وقت بخیر دختری ۲۴ ساله هستم و از سن ۱۸ سالگی که پدرم اجازه رفت آمد خواستگار ها رو دادند تا الان با موارد زیادی آشنا شدم اما موردی باب میل و متناسب با شرایطم باشه خیلی کم بودهالانم درخواست های زیاد دارم گاها از محیط کار یا افرادی شناختی از من دارند معمولا واسطه میشن برای این مورداما ب تازگی درخواستی داشتم ک هم آقا و هم خانواده ایشون رو پسندیدم... بطوری ک هم نظر من مثبت بود هم خانواده ام، اما در جلسه چهارم ایشون گفتن قبلا یک ازدواج ناموفق داشتندمن اصلا انتظارش رو نداشتم و بطور طبیعی خیلی ناراحت شدم هم از تاخیر در بیان این موضوع هم از اینکه ایشون ی همچین موردی رو قبلا تجربه کردندهرچند ک ایشون اصرار دارند ک فکر میکردم حتما واسطه ای ما رو ب ایشون معرفی کرده این موضوع رو از قبل ب ما گفته، اما خب همچین چیزی نبود و ما نمیدونستیم و ایشون هم بعد جلسه چهارم شخصا ب من گفتندوقتی با خانواده درمیون گذاشتم، خانواده هم نظرشان برگشت از این آقااما خب ازونجایی ک من خودم خیلی بندرت پیش میاد موردی رو پسند کنم و نظرم درباره ایشون تا قبل بیان این موضوع مثبت بود... الان واقعا نمیدونم باید چیکار کنم با این شرایط ادامه بدن یا کلا رد کنم
۲ پاسخ۲۲ بازدید
1403/12/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996705
سلام دختری ۳۰ ساله هستم از لحاظ ظاهر وتحصیلات سطح خوبی دارم، همیشه تمام تلاشم رو برای بهتر شدن انجام دادم. یکسال پیش در این سامانه ثبت نام کردم با موردهای زیادی روبه رو شدم که بعضا هم به شدت علاقه مند شدیم ولی در آخر به خاطر بهانه جویی و سخت گیری های آقا نشد، حتی الان که به ازدواجشون نگاه میکنم هیچکدوم از سخت گیری هایی که نسبت به من داشتند الان نسبت ب طرف مقابلشون ندارند مثلا سر دقیقه ای دیر تماس گرفتنم یا برای علاقه به تحصیلم برای همه چیز عذابم دادند. تا حدود یکسال پیجم رو بستم. به غیر از اون هم تو خانواده هم تو محیط بیرون پیشنهاد زیاد داشتم ولی با هرکسی اشنا میشدم به مرور طرف مقابلم نسبت بهم پرخاشگری میکرد یا حس رقابت نسبت بهم پیدا میکنه یا از کوچک ترین مسائلم سو استفاده میکنه و در نهایت منو ول میکنه. حس میکنم گیاه کاکتوسی شدم که همه فقط میخوان بیان نزدیکم بعد هم فرار کنن. چیزی که بیشتر از همه عذابم میده اینه که وقتی میبینم این آدم هایی که تو زندگیم اومده بودند و برای ساده ترین مسائل منو میجوئیدند یا خواسته ها و معیار های سخت گیرانه دارند بعدا میرن با یه سری دخترها ازدواج میکنن که هیچکدوم از اون معیارها رو نداشتند. از لحاظ امید به زندگی در مرز خودکشی هر روز زندگی میکنم. همش به ذهنم میاد که زندگیم رو تموم کنم، خسته شدم از سو استفاده ها و دروغ ها و نارو زدن ها، هر پسر آشغال و لاشی و سگه تو مسیر زندگیه منه. وقتی میبینم دخترهایی که یک هزار من نه تحصیلات دارن نه هیچ پوئن مثبتی بهترین ازدواج ها رو کردند ولی من هرچی سگ دو میزنم به چشم نمیاد و هیچوقت ارزش نداره فکر میکنم صرفا یک انسان تماشاچی هستم تو این زندگی خراب شده .
۳ پاسخ۱۷ بازدید
1403/12/08
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996703
سلام دختری ۳۰ ساله هستم از لحاظ ظاهر وتحصیلات سطح خوبی دارم، همیشه تمام تلاشم رو برای بهتر شدن انجام دادم.یکسال پیش در این سامانه ثبت نام کردم با موردهای زیادی روبه رو شدم که بعضا هم به شدت علاقه مند شدیم ولی در آخر به خاطر بهانه ریزی و سخت گیری های آقا نشد، حتی الان که به ازدواجشون نگاه میکنم هیچکدوم از سخت گیری هایی که نسبت به من داشتند الان نسبت ب طرف مقابلشون ندارند مثلا سر دقیقه ای دیر تماس گرفتنم یا برای علاقه به تحصیلم برای همه چیز عذابم دادند. تا حدود یکسال پیجم رو بستم. به غیر از اون هم تو خانواده هم تو محیط بیرون پیشنهاد زیاد دارم ولی با هرکسی اشنا میشم به مرور طرف مقابلم نسبت بهم پرخاشگری میکنه یا حس رقابت نسبت بهم پیدا میکنه یا از کوچک ترین مسائلم سو استفاده میکنه و در نهایت منو ول میکنه.حس میکنم گیاه کاکتوسی شدم که همه فقط میخوان بیان نزدیکم بعد هم فرار کنن. چیزی که بیشتر از همه عذابم میده اینه که وقتی میبینم این آدم هایی که تو زندگیم اومده بودند و برای ساده ترین مسائل منو میجوئیدند یا خواسته ها و معیار های سخت گیرانه دارند بعدا میرن با یه سری دخترها ازدواج میکنن که هیچکدوم از اون معیارها رو نداشتند.از لحاظ امید به زندگی در مرز خودکشی هر روز زندگی میکنم. همش به ذهنم میاد که زندگیم رو تموم کنم، خسته شدم از سو استفاده ها و دروغ ها و نارو زدن ها، هر پسر آشغال و لاشی و سگه تو مسیر زندگیه منه. وقتی میبینم دخترهایی که یک هزار من نه تحصیلات دارن نه هیچ پوئن مثبتی بهترین ازدواج ها رو کردند ولی من هرچی سگ دو میزنم به چشم نمیاد و هیچوقت ارزش نداره فکر میکنم صرفا یک انسان تماشاچی هستم تو این زندگی خراب شده .
۳ پاسخ۲۳ بازدید
1403/12/07
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996680
سلام. خارج از همدم با معرفی یکی از دوستان با اقایی اشنا شدم. یک جلسه بیرون رفتیم و صحبت کردیم. اقا گفتن من تصمیم رو میزارم برعهده شما. اگر از جلسه اول وایب خوبی گرفتید و تمایل داشتید بیشتر اشنا شیم بهم پیام بدید و بگید نظرتون ب اشنایی بیشتره. من همونجا گفتم برای جلسه اول نظرم مثبته و میخوام بیشتر اشنا شیم.امروز رابط با خواهر اقا تماس گرفتن و خواهرشون گفتن برادرم نظرش مثبته و گفته به خانم (یعنی من) گفته منتظر پیامش می مونه ک ادامه بدیم یا نه. ما منتظر اطلاع دختر خانم هستیم.آیا من باید ب اقا پیام بدم؟ در صورتیکه همونجا بهشون نظرم رو اعلام کردم
۳ پاسخ۲۶ بازدید
1403/12/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996591
سلام وقتتون بخیر ببخشید بنده با یه دختر خانومی توسط یه واسطه ای آشنا شدم ولی ظاهرشون به دلم ننشسته ولی فکر کنم جواب خانم مثبته چجوری بهشون بگم نمیخوام ادامه بدم که ناراحت نشن؟ اصلا به خودشون بگم یا به واسطه(دفتر نهاد رهبری دانشگاه) بگم که بهشون بگن؟
۱ پاسخ۱۰ بازدید
1403/12/01
سوال 996588
سلام وقتتون بخیر.من حدود پنج سال پیش با یک خانمی از بستگان تقریبا دور با پیشنهاد خواهرم صحبت کردم اون موقع بخاطر بحثی که در رابطه با مراسم پیش اومد که اوشون یک جشن تقریبا مفصل میخواستن و من یک جشن با حداقل افراد قطع شد رابطه و به نتیجه نرسید.الان حدود ده روز پیش با صحبت هایی که خانواده داشتن که از نظر شخصیتی و رفتار و اخلاقیات داشتن تصمیم گرفتم که مجدد با ایشون صحبت کنم.رفتیم بیرون در یک جای تقریبا خوب صحبت کردیم شرایط تا حدی عوض شده بود اول که ایشون اون موقع شاغل نبودن الان شاغل هستن و شغلی دارن که بسیار وقت میذارن از شش صبح با سرویس میرن و حدود پنج و نیم عصر برمیگردن خونه که به هیچ وجه برا من قابل قبول نیست همچنین سبک زندگیشون خیلی عوض شده بود قبلا اهل ورزش بودن و تناسب اندام خوبی داشتن ولی الان حدود ۱۰ کیلو اضافه وزن بودن خیلی تعجب کردم.و اینکه از نظر ظاهری هم افت کرده بودن.توی صحبتی که داشتیم در رابطه با مراسم و این ها صحبت کردیم من موافقت کردن با جشن عروسی ولی بعد که با خواهرم صحبت کردیم گفتم واقعا راضی نیستم ولی بعد از پنج سال دوباره برگردیم سر نقطه اول که بی معنیه.ولی واقعا خوشم نمیاد.بعد از جلسه ای که صحبت کردیم من بخاطر یک ماموریت کاری باید میرفتم ماموریت قبل از ماموریت بهشون پیام دادم که واقعا با کاری که دارید و جشن عروسی واقعا نمیتونم کنار بیام.ایشون هم گفتن برید ماموریت بیاید دربارش صحبت میکنیم تا بتونم از دید شما هم به قضیه نگاه کنم.من یه نگرانی دارم که مثلا الان با این خواسته من موافقت کنه و نظرش رو تغییر بده از کجا معلوم بعد از چند وقت پشیمان نشه و ته دلش ناراحت نباشه و مقایسه نکنه هر چند وقت.نگرانی بعدی درباره ظاهرشون و سبک زندگی هست.اون روز که رفتیم بیرون بعد از باشگاه یوگا بودن با خودم گفتم شاید بخاطر خستگی بعد از باشگاه بوده.الان هم من هنوز در ماموریت هستم ولی ارتباط کمی هست در حد اس ام اس سلام علیک و صبح بخیر تا من چند روز دیگه برگردم یه بار دیگه بریم بیرون صحبت کنیم.الان نمیدونم واقعا چکار کنم. اگه رفتیم بیرون و ظاهرش تو دلم نبود و ربطی به خستگی بعد از باشگاه نداشت چکار کنم چی بهش بگم چطوری بگم که ناراحت نشه و رابطه رو تموم کنم.ممنون میشم راهنمایی کنید
۰ پاسخ۱ بازدید