پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/05/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994916
با عرض سلام و وقت بخیر مدت کوتاهی از پذیرش درخواست یک آقا پسری میگذره، شرایط ابتدایی رو دیدم و تایید کردم اما از روز اول فقط توی یکی از شبکه های اجتماعی هر دو شب در میون پیام میدن خب یه سوال سطحی میپرسن تماس تلفنی نداشتیم تا به حال هیچ میلی هم برای دیدارشون نیست اصلا و ابدا، درخواست باید رد بشه درسته؟!
۴ پاسخ۲۵ بازدید
1402/07/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 989889
سلام .خسته نباشین من مردی هستم که در رابطه زیاد قوی نیستم یعنی مقرارات دارم ولی خانمم داغ هست و هر روز از رابطه سیر شدنی نیست چه باید کرد ؟پیشنهادتون چیه .متشکرم
۱ پاسخ۱۸ بازدید
1401/08/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 20494
چرا برخی از خانم ها هرگز رسیدن به ارگاسم را تجربه نمی کنند؟
۱ پاسخ۱۳ بازدید
1401/07/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 19623
سلام، اگر زوجین علاقه به رابطه ضربدری یا نفر سوم داشته باشند و توافق هم داشته باشند، به نظر شما کارشان اشتباه است و به آینده زندگی مشترکشان آسیب میرساند یا خیر؟
۲ پاسخ۲۰ بازدید
1401/01/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 16118
با سلام و درود .من دختری ۳۸ساله مهربان و دلسوز از نظر رفتاری و بیش از حد صادق ..در سن ۱۵سالگی پدرمو از دست دادم بچه آخر بودم بعد یک سال همه توجه و امیدم مادرم بود که اونم زمین گیر شد و فراموشکار ب طوری که من از مادر فقط ی تکه گوشت میبینم در سن ۱۶سالگی احساس بدبختی و تنهایی میکردم افسردگی گرفتم روانشناس واسم قرص تجویز کردتو سن ۱۶سالگی معتاد قرص های افسردگی با دوز بالا شدم بعد از اون برادرم و زنش بر من مسط شدن و زور میگفتن حتی اجازه نداشتم دست بزارم تو یخچال خودمون ناگفته نماند آنها در خانه پدری من زندگی میکردن من خیلی ساکت بودم و کم حرف چیزی نمیگفتم بعدش برادر بزرگم ب اصصلاح حکم پدری داشت برامون از ارث پدری برد و خونه بزرگی واس خودش خرید و بقییه داریی پدرو مادرمو اون دوتا برادرام بردن من موندمو ی مادر فلج و عصبی چکار باس میکردم ده دوازدهذسال بهترین پرستاری رو ازش کردم توی خونه برادرایی ک با دارایی پدرو مادرم خریدن خانماشون اذیتمون میکردن چون زبون نداشتم و کمرو بودم اونا سواستفاده میکردن حتی تهمت دزدی هم بمن زدنخیلی تحمل میکردم بخاطر مادرم من مادری رو ضبط و ربط میکردم ک سلامت که بود همش پشت پسراش بود دخترو اهمیت نمیداد من سه تا خواهر دیگه دارم..ناچاراا از بی سرپناهی و درماندگی با مردی که همسن پدرم بود ازدواج کردم بدون عشق و علاقه ایشون اصفهانی هستن مذدی خسیس و بدجنس و دست بزن داره و ناراحتی روامی داره ی هو ناخوداگاه میاد منو ب قصد کشت میزنه ب قول خودش دستش و زبونش اونموقع ازش ساقط میشن و انگار مال اون نیستن از کنترلش خارج میشن با چ بدبختی حق طلاق رو ازش گرفتم الان ک میخواستم خیر سرم جونمو راحت منم باردار شدم ..از خدا دلگیرم چرا هر چ بدبختی برا بیکسا هستش من ندیدم ی دختر که پدرو مادر داشته باشه ایقد زجر بکشه ای خداا این حق دختری که مظلوم واقع شده پس خدا کجاس مگه نمیگن جا حقه. ی اخلاقی دارم من خیلی ساکت و بی زبونم همش کوتاه میام
۱ پاسخ۴۷ بازدید
1400/07/11
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 11748
من تنوع طلبم بیش از حد.. یعنی تو زندگیم چیزی ک برام هیجان داشته باشه رو دوس دارم ولی هیجانشو از دس بده.. میزارمش کنار.. تو روابط هم همینطوری هستم.. طرف خسته کننده بشه.. تموم میکنم باهاش
۱ پاسخ۲۹ بازدید