سلام، من شخصیتم طوری هست که نیاز زیادی به صحبت کردن با جنس مخالف در خودم احساس میکنم، یعنی ارتباط با دوستانم همچنان احساس تنهایی رو در من باقی میگذاره و همیشه ذهنیتم اینه که باید از طریق ارتباط و صحبت و درد دل کردن با یک خانم خودم رو از تنهایی در بیارم، به نظرم یک نیاز بیش از اندازه به جنس مخالف در من وجود داره، لطفا راهنمایی کنید علتش چیه و راه اصلاح این حالت چی هست؟ متشکرم
یه جمله ای هست که میگه هیچ وقت، وقتی خیلی گرسنه ای فروشگاه مواد غذایی نرو چون از سر گرسنگی چیزایی میخری که ممکنه حتی نیاز نداشته باشی تو زندگی و ازدواج هم همینه وقتی خیلی احساس تنهایی میکنید وارد رابطه با هر کسی نشید مخصوصا جنس مخالف،چون ممکنه آدم اشتباهی رو انتخاب کنید و چشمتون رو به روی خیلی از معیارهای عقلی خودتون ببندید.
سلام به مدت طولانی تنها هستم خدایش این تنهایی داره خیلی اذیتم میکنه و یه مدتی هست از لحاظ روح و روان درگیر شدم هیچی خوش حالم نمیکنه و امیدی به زندگی ندارم دوس دارم کنار کسی باشم و اهدافمون نزدیک بهم باشه ولی متاسفانه با چند نفر اشنا شدم که هیچ کدومشون خوب نبودن و یا قصد و منظور دیگه ای داشتن چون خودم قصدم ازدواج هسته خیلیا فقط دنبال دوستی هستن بعدش رهات میکنن و میرن واقعا نمیدونم چگونه باید با یکی اشنا بشم و ازاین شرایط در بیام حس میکنم دارم افسردگی میگیرم بعدش خانواده در کنار من دارن اذیت میشن .
بله بر ظاهر انگشتان دست و تا حدودی چروکهایی اطراف لب تاثیر گذاشته ولی در شرایط روحی مناسب کاملا تحت کنترله تمام راههایی که فرمودید رفتم دیگه نمیدانم چیکار کنم راهی میخوام خودمو اروم کنم تنهایی هم بشدت آزارم میده
سلام .من دختر خونه هستم بخاطرسختگیری خانواده برای ازدواج من به رابطه بادوست پسر کشیده شدم وبکارتم از دست دادم والان خانواده خبر ندارن برای ازدواج وتنها نموندن مجبورم تو مجازی بگردم دنبال همسر که اکثرا دروغ فریب من چیکارکنم
سلام من یه ماه هس با یه دختر اشنا شدم دختره مادرش فوت کرده پدرش زن دیگه ای اورده منم پدر مادرم جدا شدن پدرم زن دیگه گرفته رفته مادرمم شوهر کرده رفته تنهام اون دختره هم تنهاست ما هم دیگه رو دوس داریم می خوایم فرار کنیم ایا مشکلی هس یا نظری دارین؟؟