پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/03/13

ازدواج

با سلام بنده ۳۶سال سن دارم با دختری اشنا شدم ک ۲۰سالشونه چون خیلی به معیارهام نزدیک بود باهاشون ارتباط گرفتم تمام شرایطمو گفتم ایشونم قبول کردن ازشون درمورد اختلاف سنی پرسیدم و گفتن ک من اصلا دوست ندارم مثلا با پسری ک ۲۶یا۲۷سالشه ازدواج کنم اصلا به دردمن نمیخورن چون توانایی اداره زندگی ندارن تاحدی قانع هستن ک فرد موردنظرشون خونه و ماشین و کار در حد یه زندگی معمولی داشته باشن .من برام سواله ک ایا این اختلاف منطقی هس این خانم بعد چند سال به مشکل نمیخوره من بیشتر نگران خانم هستم چون من انعطاف خیلی زیادی توی روابطم دارم.ایا این ازدواج ریسک بالایی داره ولی این خانم از لحاظ درک و جذابیت ظاهری دقیقا با معیارهای من هم خانی داره
1404/03/12

چیز های مهم زندگی

سلام . چه چیز هایی هست که خانم ها باید ازش مطمئن باشند تا جواب بله بدهند . و چه چیز هایی هست که اگر مطمئن نبودند هم اشکالی ندارد ؟ و برعکس در مورد اقایان این سوال فوقالعاده مهم است بنیاد خانواده و بنیادی ترین چیزها چی هستند ؟ چون برخی اوقات اینقدر به حاشیه توجه میشه که از این چیز ها ی مهم غفلت میشود .
1404/03/06

ازدواج

سلام من یک جوان ۱۹ ساله هستم قصد ازدواج دارم میخواستم بدونم چه شرایطی باید داشته باشه؟
1403/12/14

سوال 996751

سلام. خانم شربیانی و خانم باکتریا درباره ی ملاک ها پرسیدید.میشه راهنمایی کنید مهمترین ملاک ها برای ازدواج چه چیزایی هستن؟
1403/01/26

سوال 993605

سلام..در مورد اختلاف سن ازدواج هم صحبت کنید
1402/10/23

سوال 992008

سلام، من پسری 38 ساله هستم. من دوست دارم ازدواج کنم ولی بیش اندازه سخت گیر هستم برای انتخاب با دختری دیگر. شغل و درآمد و خانه دارم ولی نمی‌دانم برای یک ایراد آن را رد میکنم.
1402/09/10

سوال 991090

وقتی شما با یک دختر در حال اشنایی هستیدبعد از چند جلسه که با خانواده رفتید ایا این درست هست که دختر خواستگارهای دیگه رو هم قبول و کنه و با اونها هم‌موازی بیاد تو فاز پیام و اشنایی؟البته اگر انجام هم نده معلوم نیست که مثلا اشنایی فعلیش به نتیجه برسه و اونها رو هم از دست میده
1402/08/20

سوال 990430

سلام. با آقایی (خانواده و اقوام ایشان ساکن شهری دورتر از محل سکونت فعلی این آقا هستند) فقط یک هفته در حال آشنایی بودم و دو تماس تلفنی و دو دیدار حضوری داشتیم. در تماس اول، از آقا هدفشون از ازدواج رو پرسیدم و عینا این جمله رو گفتند که "به شدت به خانوادشون علاقمند هستند و دوری از خانواده در این مدت به شدت براشون سخت و دشوار بوده و تنهایی براشون خیلی سخته". پس از یک تماس تلفنی و قبل از اولین دیدار حضوری ایشون هر روز پیام "سلام صبح بخیر " میفرستادند و به دو سه تای اول پاسخ دادم و چون احساس کردم آقا بخاطر تنهایی زیاد دارند این روند رو تکرار میکنند به بقیه پیام های با این مضمون، پاسخی ندادم که براشون این مسئله عادی و عادت نشه. از طرفی برام عجیب بود که چرا آقایی بدون دیدن خانمی که باهاش در حال آشنایی هستند شروع به این نوع پیام ها به طور روزانه میکنند. چند روز بعد از دیدار اول تماس داشتیم و باز هم ایشان سوالی حول مسئله شناخت طرف مقابل مطرح نکردند. از طرفی پیام های قبل را در پیش گرفتن و من به یک پیام پاسخ دادم و بقیه رو صلاح ندونستم پاسخ بدم چون آشنایی کاملی از این آقا نداشتم و از طرفی بنظرم درست نبود که با آقایی که فقط یکبار دیدمشون و حتی شناخت نسبی ازشون ندارم این نوع مکاتبات رو داشته باشم. یه روز بنا به دلیلی تماسشون رو پاسخ ندادم که ببینم واکنششون چی هست و روز بعد پاسخ دادم. در قرار دوم، ایشون گفتن شما برای من وقت نمیزاری و به من توجه نمیکنی! و تازه متوجه شدم از حرفاشون که اینقدر ذهنشون مشغول این موضوع بوده که آنلاین بودن من در فضای مجازی رو چندین بار چک کردند و با حالتی شاکی به من گفتند که چرا جای دیگه آنلاین بودید و پاسخ صبح بخیر من رو ندادید! سوالم این هست که این رفتار آقا نشونه چیست و آیا خواسته به جایی داشتند یا نه؟
1402/06/26

سوال 989062

با سلامبنده به مدت ۳ سال است با دختری رابطه دارم و به گونه طی این چند سال بر مبنای اون خاطرات خوشی که رقم خورده یه ارتباط عاطفی قوی برقرار شد. با توجه به علاقه شکل گرفته تصمیم به ازدواج گرفتیم اما با توجه به این که خانوم از موقعیت اجتماعی و ظاهری در وضعیت مطلوبی نیستند با مخالفت خانواده و حتی اطرفیان رو به رو شدم که مناسب تو نیست و بعدها پشیمان میشوی، البته من خودم هم به تفاوت ها واقفم و از این اختلاف ها رضایت ندارم تا اینکه این حرف انقدر تکرار شد که خودم هم مردد شدم که نکنه واقعا همچین چیزی بشود و اینکه فردا ازدواج کردم همین حرف ها ادامه دار بشود به گونه ای که در زندگی به مشکل بر بخوریم. چند بار سعی به قطع رابطه کردم ولی با توجه به ناراحتیهای دختر و علاقه شکل گرفته نشد چون به گونه ای در قبال این حال کنونی دختر خودم رو مسئول میدونم و تصور میکنم با قطع رابطه براش بسیار سخت خواهد بود و شاید اتفاقات ناگواری رخ دهد و از طرفی هم خودم هم نمیتونم به راحتی فراموشش کنم چند بار که سعی در جدایی کردم دیدم که واقعا دوستش دارم و مهرش در دلم هست به گونه ای فکر میکنم با از دست این خانوم یه عشق و علاقه ای از دست میدم و پشیمون میشم.اکنون وضعیت به گونه ای شده که در یک بلاتکیفی سنگینی موندم با توجه مخالفتهای خانواده و حرفاشون و تفاوت های موقعیتی و ظاهری که وجود داره، نمیتونم برای ازدواج اقدام کنم و از سمتی با توجه به علاقه ای شکل گرفته و مهم شدن این دختر خانوم بیخیالش بشم. بنظر من باید چیکار کنم
1402/05/29

سوال 988498

سلام علیکم با هر دختری که در مورد ازدواج صحبت می کنم می گوید دنیای وی با من تفاوت دارد و اینکه اخیرا هم با دختری صحبت کردم عاشق شدم .ولی به خاطر اینکه گفتم خواسته اش بالا است ناراحت شد و جواب رد داد و لحنش یامن بد بود
1402/04/07

سوال 28609

با سلام اقا این حق طلاق چیه دیگه که هنوز دختره نیامده داره حرف حق طلاقو میزنه باید چیکار کرد حق طلاق داد یا نه؟ تازه مهریه هم سنگین بگبر تا من خیالم از هر بابت راحت باشه خوب دیگه امری نیست شهزاده خانم چشم
1402/04/04

سوال 28488

آیا ازدواج با اتباع ایرادی داره