پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1402/12/11
سوال 993193
با سلام. دختری ۳۳ ساله هستم که حدود ۱۰سال است دچار سندروم بهجت شده ام البته در ابتدا وقتی۲۳ سالم بود با علائمی نظیر ضعف پاها و بی اختیاری به پزشک مراجعه کردم که بعد از آزمایشهای بسیار تشخیص قطعی ندادن و گفتن ممکنه ام اس و یا بهجت باشه و تو این ۱۰سال به پزشک های زیادی مراجعه کردم و خیلی سختی کشیدم و در نهایت۲سال پیش متخصص روماتولوژی گفت بهجت دارم چون مشکل چشمی و ضعف پاها را داشتم و تو این مدت گاهی دارو استفاده میکردم ولی مشکل چشمی ام غیر فعال بود تا اینکه اردیبهشت امسال نصف شب با درد و تاری دید از خواب بیدار شدم و صبح مجبور شدم به اورژانس مراجعه کنم و در نهایت امسال ۲ بار چشم راستم را عمل کردم و الان هم هنوز تاری دید دارم و در حال مصرف دارو هستم پاهایم هم به خاطر مصرف کورتون خیلی ضعیف شده بود که الان که مصرف کورتون قطع شده دارم ورزش میکنم و خیلی بهتر شده. توی این ۱۰ سال خیلی سختی کشیدم و مثل فولاد آب دیده شدم قبلا خیلی زودرنج و شاید مغرور و زود عصبانی میشدم ولی الان و از وقتی رابطه ام را با خدا بیشتر کردم احساس آرامش بیشتری میکنم و تلاش کردم تا اخلاق های بدم را کنار بگذارم و خداروشکر موفق هم بوده ام اما الان چیزی که من را نراحت میکند و مدام در ذهنم است مساله ازدواجم است چو الان ۲۰ ساله درگیر این بیماری ام خودم خیلی تمایل دارم ازدواج کنم اما از دو مساله میترسم یکی اینکه کسی من را با این شرایط نپذیرد و دوم اینکه اگه بچه دار شوم نتوانم ازش مراقبت کنم چون سرعت عمل طبیعی که باید گاهی اوقات داشته باشم را ندارم مثلا نمیتوانم بدوم یا بپرم. این مساله واقعا داره منو نابود میکنه از طرفی خودم دوست دارم ازدواج کنم و از طرفیزفشار فامیل و اطرافیان برای ازدواج من را واقعا آزار میده چو در مورد این بیماری جز خانوادم کسی نمیدونه حتی فامیل و وقتی خواستگار معرفی میکنن مجبورم با دلایل الکی ردشون کنم. از نظر ظاهری و قدی و اندام در شرایط خیلی خوبی هستم به طوری که زیاد خواستگار دارم به طوری که ظاهری کسی متوجه نمیشه مگر موقع راه رفتن زیاد که خسته میشم و اونوقت صاف و درست راه نمیرم میپرسن چی شده.حالا شما لطفا بگید چیکار کنم حال روحی ام اصلا خوب نیست پیش روانشناس هم رفتم ولی کمکی بهم نکردن لطفا شما کمک کنید. ممنون
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1402/12/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993161
سلام و خدا قوتبا آقایی ۴۶ ساله در این سامانه آشنا شدم یکبار بیرون همو دیدیم که همون شب بعد از برگشت از کافه پرسید نظرتون چیه و بسیار ابراز خوشحالی کرد از آشنایی منم گفتم بیشتر آشنا بشیم تا بتونیم بهتر تصمیم بگیریم ....در شرایط کلی و اولیه ظاهری اعتقادی اقتصادی تحصیلی... تناسب داریم و ایشون هم بسیار علاقمند به ادامه بودند . و برای بار دوم هم باز در کافه ملاقات داشتیم دو سه روز پیش بهشون گفتم خانواده گفتن یبار به اتفاق خواهر بزرگترتون تشریف بیارین(پدرمادرش فوت شدن) تا آشنایی اولیه صورت بگیره بعد اگه خواستید زمان بیشتری برای آشنایی بزارید و با هم بیرون برید و زمان بزارید و با شناخت بیشتر تصمیم بگیرید گفت باشه هر جور صلاحه عمل کنیم ولی دو روزه حرفی در مورد این موضوع ک با خواهرش بیاد نمیگه یا مثلا نمیگه به خواهرم گفتم فلان موقع میاییم....فقط در قالب چت سلام احوالپرسی میکنه یا امشب پرسید دلت برای من تنگ نشده؟ من دلم نمیخواد فضا عاطفی بشه که اگه قضیه جور نشد یه مدت هم زانوی غم بغل کنم چون زود وابسته میشم،الان من چیکار باید بکنم بنظرتون به معرف بگم تلفنی ازش پیگیر شه تا بصورت غیر مستقیم بفهمم برنامش چیه چون بنظرم صحیح نیست مستقیم بپرسم ؟ معرف گفته بودن همدیگرو که دیدید نتیجه رو ب من اعلام کنید بنظرتون به خود آقا بگم که به معرف پیام بدیم یا به روی خودم نیارم و به معرف بسپرم که نگه من تماس گرفتم باهاشون تا ایشون غیر مستقیم پیگیر شه ؟من نگرانم با این سن و سالش مشکل وسواس در تصمیم گیری داشته باشه و وقت و احساس منو تلف کنه آخرشم هیچی .من چند مورد داشتم که آدمو بلاتکلیف نگه داشتن و آخرشم سر یه چیز کوچیک و بیخود بهم زدن نگرانم باز به دام همچین آدمی افتاده باشم اینم که بخوام به آقا بگم تعیین تکلیف کنه غرورم میشکنه بنظرم اون باید بیشتر از من پیگیر باشه.....ممنون میشم راهنماییم کنید
انتخاب همسر مناسب1معیارهای انتخاب همسر مناسب1ملاقات پیش از ازدواج قرار ملاقات خارج از منزل ملاقات حضوری در دوران آشنایی
۵ پاسخ۱۸ بازدید
1402/12/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993149
سلام آیا باید در جلسات آشنایی از آقایی که در سن بالای ۴۰ هستن و سابقه ازدواج ندارن در خصوص روابطی که احتمالا تا بحال داشته سوال کرد یا نه ؟ من فکر میکنم دانستن جواب این سوال که اغلب مثبت هم هست شاید خیلی بدرد آشنایی نخورد و فقط دغدغه فکری درست کند...دنبال راهی هستم که بدانم آیا ایشان می تواند متعهد به زندگی زناشویی اش باشد یا خیر ....
۶ پاسخ۱۷ بازدید
1402/12/05
سوال 993097
سلام به همگی من ۵ساله جدا شدم دیگه امیدی به این زندگی ندارم دوسه بار رفتم خواستگاری ولی آون چیزی که من میخواستم نبوده خدا شکر درامد ماهیانه خوبه بدنیست بعضی وقت ها میگم منو جادو کردن که نمیتونم یه زندگی جدیدی شروع کنم اگه کسی میتونه کمک کنه زندگیم بی روح شده کاش درست میشد حالم خوب میشد خدا کمکم کن
۴ پاسخ۱۷ بازدید
1402/12/05
سوال 993095
سلام بابت اینکه جواب سوالم را پاسخ دادید مچکرم ولی واقعیت اینکه خیلی با خودم خلوت میکنم کلنجار میرم هیچ جوره نمیتونم از دختری ک خوشم اومده چشم پوشی کنم چون واقعا عاشقش شدم ودلیل اینکه نمیتونم مستقیما با دختره رک حرف بزنم اینکه تا ب الان هیچ دوست جنس مخالفی نداشتم و چون ظاهرم خوبه همه فک میکنن من یک دختر باز تمام ب معنا هستم وتا ب الان ک سن خودم ۳۲ساله همش خود ارضایی کردم یبار با دختر داییم دوست شدم وقرار بود باهم ازدواج کنیم ک ایشون عقب کشیدن و واقعا از اون روز ب بعد خیلی شکسته شدم حتی حاضر شدم بخاطر اینکه نبینمش ب تهران بیام و همینجا کار کنم و بمونم ولی هیچ پیشرفتی نداشتم تو زندگیم چون همش ب خودم میگم چرا اینجوری شد چرا من باید همیشه تو بدبختی زندگی کنم چند نفری شماره تلفن خونه تیمی رو دادن ک برم خودمو اونجا تخلیه کنم و دیگ خود ارضایی نکنم ولی واقعا بدم میاد از این کار وحالا اینجایی ک کار میکنم از دختر صابکارم خوشم اومده خیلی خیلی عاشقش شدم چون دوست جنس مخالفی نداشتم برا م خیلی مشکله با یه دختر در مورد دوستی و ازدواج حرف بزنم هر کاری میکنم از ذهنم پاک کنم و دیگ بهش فک نکنم نمیشه و لحظه ب لحظه علاقم بیشتر میشه بهش با اینکه دختر صابکارم خودش شمارمو گرفت تو گوشیش سیو کرد ولی زنگی نزده وبهم گفت ک مجردی یا متاهل من گفتم متاهل هستم و میخواهم طلاق بگیرم الان از گفته خودم پشیمانم ولی واقعا عاشقش شدم نمیدونم چطوری سر صبحت رو باز کنم واین داره ازارم میده
۲ پاسخ۱۱ بازدید
1402/12/04
سوال 993089
سلام من تو محیط کاریم با منشی مغازه ک دختر صابکارم هست عاشقش شدم وباهم حرف میزنیم میگیم میخندیم در طول روز ک باهم داریم کار میکنیم هم اون زیر چشمی بهم نگاه میکنه هم من ب اون بعد همش در مورد اینکه سینگله بهم میگه هی ب من نگاه میکنه بعد من نگاهش میکنم ب زمین نگاه میکنه بعد از یه طرف هم باباش برج ۶مغازشو میخاد بده بهم خودش میره کلا شهرستان زندگی کنه بعضی موقع ها ته حرفاش میخوره ب درمورد جنسی حرف زدن بعضی موقع ها ک میاد مغازه یه ادکلن میزنه ک من واقعا بیشتر عاشقش میشم بهش گفتم بوی ادکلن ک زدی مستم میکنه کم کم دارم عاشقت میشم خندید سرشو انداخت پایین گفت یا خدا کار اصلی خودش ارایشگری هستش فقط بعضی موقع ها ننه باباش میرن شهرستان یدفه ۱ماه میمونن اونجا دخترش میاد منشی میشه میشه ولی من واقعا عاشقش شدم بعد نمیدونم چجوری بهش بگم لطفا راهنماییم کنین
۱ پاسخ۱۵ بازدید
1402/12/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 993085
سلام. من هرچی فکرمیکنم میبینم نمیتونم اجازه بدم مرد بامن نزدیکی کنه. میشه از خواستگار بخوام ک بدون نزدیکی زندگی کنیم؟
۵ پاسخ۴۲ بازدید
1402/12/03
سوال 993075
باسلام وقت بخیر دوتاسوال دارم اول اینکه چراآقایان درهمان لحظه اول آشنای چه حضوری یاغیرحضوری باصمیمیت ومهربانی بیش ازحدصحبت میکنند که من خانم درهمان لحظه اول به صمیمیت وکلمات محبت آمیزشک میکنم که واقعا هدفشان ازدواج باشدووقتی گفتم که اینگونه صمیمی بودن رانمیپسندم چون که انسان روازاصل موضوع دورمیکنه وباعث مسایل عاطفی میشه واقایان میفرمایند بایدصمیمی باشیم که بیشتروبهترهمدیگروبشناسیم ومن تاکنون این صمیمیت رودرمورد هیچ کس قبول نکردم واینکه آقایان میفرمایندمااهل زندگی نیستیم یعنی اشتباه کردم دوست داشتم نظر مشاوران گرامی رابدانم وسوال دوم وقتی اقای میفرماید من هرکاری دوست داشته باشم میکنم وشماهم هرکاری دوست داشتی بکن اصلا به این میگن تشکیل خانواده باتشکر
۴ پاسخ۱۳ بازدید
1402/12/02
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993064
سلام خدمت مشاور محترم بنده در همین سامانه با یک دختر خانومی آشنا شدم الان نزدیک به دو ماهی میشه که بیرون رفتیم حتی خانواده ها هم یکی دو بار همو دیدن چندتا مساله ذهن منو درگیر کرده احساس میکنم ایشون هیچ حسی نداره و کاملا در چت ها بسیار سرده دوم اینکه از هرچیز ساده و بی اهمیت دنبال حاشیه هست و از کاه کوه می سازه آیا ایشون میتونه گزینه مناسبی برای من باشه لطفا پاسخ بدید با تشکر
۳ پاسخ۱۶ بازدید
1402/11/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993037
سلام قبلا سوالی پرسیدم،باپسری در همدم ۱۰روزآشناشدم،تامن در طول روز احوال ایشان را نپرسم اصلا احوال نمیپرسد،ازشان سوال پرسیدم که آیا تمایلی به ارتباط ندارید؟دلیل خاصی دارد؟گفتن خیردلیلی ندارد،آشنایی هم باید انجام بشه،شهرمون۳ساعت ازهم دوره،گفتم دوست دارم یه احوالی درطول روز ازم بپرسید،اما اصلا تغییر نکردن،نمی دانم چکار کنم،من ۳۶ایشان ۳۵ساله ن
۳ پاسخ۱۴ بازدید
1402/11/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 992944
سلام با یک نفر حدود دوماه هست آشنا شدم برای شناخت بیشتر پیش مشاور رفتیم و تست نئو دادیم اما مولفه صداقت ایشون رو زده بود پایینمن خیلی نگران این موضوع هستم و حس میکنم در آینده احتمال داره بهم خیلی دروغ بگه و پنهانکاری کنهبه نظرتون حس من درسته؟ چه تصمیمی بگیرم؟
۶ پاسخ۱۹ بازدید
1402/11/18
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 992758
سلام خصوصیات شخصیتی شبیه به هم دو فرد باید چگونه باشد و در چه مواری است با تشکر
۲ پاسخ۱۲ بازدید