پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/06/10

سوال 995194

سلام من خانم ۴۴ ساله هستم دوبار طلاق گرفتم یکبار در۲۹ سالگی و یکبار ۳۸ سالگی الان دیگه می ترسم ازدواج کنم هم مورد خوبی هم پیدا نمیشه احساس تنهایی می کنم چون بچه هم ندارم احساس می کنم دارم افسرده میشم
1403/06/04

سوال 995136

من دختری ۴۵ ساله هستم به تازگی یک خواستگار دارم که ۵۶ ساله است وسه بار ازدواج کرده ودو فرزند پسر دارد و بعد از دو بار دیدن همدیگر سر موضوع مهریه به مشگل خوردیم ایشان حاضر به دادن سکه به عنوان مهریه نیستند ویک زمینی که سه دونگش برای خواهرش است وسه دونگش برای خودش می باشد ، را می گوید سه دونگ خودش ، به عنوان مهریه ی من باشد که ارزش آن زمین ۱۵۰ میلیون است الان من نمی دونم چکار باید انجام بدهم.من یک سوال دیگه هم داشتم الان عرف جامعه چند سکه طلا است؟
1403/06/04

سوال 995133

سلام، من ۳۴ سالمه و بعد از یکسال عقد تو همون دوران عقد جداشدم و ۵ ساله که جدا شده امآیا من مجاز هستم با دختر بدون سابقه ازدواج که حداکثر ۳ سال از من بزرگتره ازدواج کنم؟بعبارت دیگه خواستم بدونم در این حالت آیا این یک انتخاب پرخطر میتونه باشه یا نه؟
1403/05/14

سوال 994841

سلام وخسته نباشید خدمت مشاوران عزیزمن یه مدتی هست با یه آقایی آشنا شدم که مجرد هست وخودم مطلقه ودوتا فرزند دارم این آقا دوسه سال از من کوچکتره وهمچنان آشنایی ادامه داره خیلی همدیگه را دوست داریم من بهش گفتم که به خانوادت گفتی که بامن در حال آشنایی هستی گفته میگم تا چند شب پیش که خواهرش از فرانسه اومده بود ایران باهاش در میان گذاشت به این صورت که اگه کسی را بخوام که بچه داره نظر شما چیه که خواهرش گفته هیچ وقت اینکار را نمیکنی ولی این آقا بلند سر خواهرش داد زد که میکنم وچون دوست دا رم وبه هیچ کسی ربطی ندارهبعدش داداشش مانده که هنوز نگفته من بهش گفتم که خانوادت راضی نیستن بیا همینجا ارتباط را تمامش کنیم اون آقا گفته که به من تا اول مهر فرصت بده خودم راضیشون میکنم ...نمیدونم واقعا فرصت بدم تا اول مهر یا این فرصت را قبول نکنم لطفا راهنمایی کنید
1403/05/12

سوال 994827

مادر من یک ادم خیانت کاره که به خاطر دوست پسرش بچه هاشوه راه کرده زندگی منوخراب کرده بد مگه من بچه نیستم مگه بگو تو بچه تو خواهرم هستی نگو من مادرتم این ادم کولان مشگل داره بد نمیتونم با یک نفر باشه خودم دیدم با چند بوده تا الان برای عیشق حالش بچه هاشو با شواهرش راه کرده
1403/05/12

سوال 994826

من یک خواست دارم زنشو طلاق داده بد یک بچه داره بهم گفت با من ازدواج کن ولی این اقا مشگل اعصاب داره هزار جوره حرف میزنه یک باره مگه باشه یک بار مگه نگفتم این اقا مشگل روانی اعصاب داره
1403/05/04

سوال 994728

بخدا که من حاضرم با خانوم بدون جهیزه ازدواج کنم .درک بالا برای شرایط امروزی .مايحتاج زندگی خودشو تهيه کنه بیاد اونم نمیتونه کم کم بخره بیاد سره خونه زندگیش. انسان باید در لحظه زندگی کنه .پسر دختری میشناسم هر دو ماشین دارن اونطوری جهيزيه ندیدم تو عمرم اما الان چی.طلاق گرفتن بخاطر چی=خیانت
1403/05/02

سوال 994668

در چه شرایطی زن پس از طلاق حق دریافت نفقه را ندارد؟
1403/04/30

سوال 994596

واقعا متاسفم خانم ها منتظرند یکی با اسب سفید بیاد قبول کنند من هم خونه دارم ماشین هم تحصیلات کارشناسی و ارشد هم در حال تحصیلم و روابط عمومی خوب و خودم کسب و کار دارم بیمه هم دارم فقط به خاطر اینکه جدا شدم طرف رد میکنهسنم 39ساله الان مجرداش روی 35سال جرات ازدواج ندارند چون شرایطش سختهمذهبی هستم و سرمایه زندگیم اوکیه از همه مهمتر به یاری خدا توانمند در هر کسب و کاری هستمالبته میگه ذره ذره کاندر این ارض و سماستجنس خود را همچو کاه و کهرباستجلال هستم
1403/04/25

سوال 994511

سلام وقت بخیررسول هستم ۳۵ ساله ازدواج ناموفق داشتم الان سه سالی هست که جدا شدیم و یک فرزند ۸ ساله پسر دارم.خدا رو شکر شرایطم از نظر مالی و روحی خوبه تولیدی دارم و به دنبال ازدواج و رابطه ی سالم هستم چند وقتی هم هست که همدم ثبت نام کردم هر بار یه ایرادی میگیره و میگه مهر طلاقت خوب نیفتاده و گوشه ی کارت ملیت ایراد داره. می خوام بگم این ایرادها درست شد. ولی پروفایل ما تایید نشد چیکار کنم همچنان منتظر بمونم .
1403/04/18
ناشناسحقوقی

سوال 994444

سلام سوال حقوقی داشتم میخوام مهریه ام رو بذارم اجرا چه شرایطی داره باید خونه خودم باشم یا برم خونه پدر باشم میشهاگر برم خونه پدر و عدم تمکین بزنه شوهرم باز میتونم مهریه ام و بذارم اجرا ؟این شرایط واقعا برام سخت شده نمیتونم تحمل کنم هردفعه بهم بگه برو خونه بابات زندگی نکن نمیخوای شرایط همینه تا شرایط بروفق مراد خودش نشه بچه هم نمیخواد
1403/03/07

سوال 994027

سلام خدمت همه شمامشاوران عزیز که برای چندمین بار مراراهنمای نمودید که بتوانم تصمیم درست بگیرم وبراحساسم غلبه کنم این آقاوقتی ازدخترش صحبت میکردگفت ای کاش به دنیانیامده بود باعث بدبختی وتنهای ایشان شده خدای انقدرناراحت شدم که که احساس درد درقفسه سینه وقلبم کردم وقتی نظرم وگفتم به من گفت شمازیادی خوبی واین خوبی به ضررشماست حتی اگه اون دخترمن باشه اون موقع دخترش پیش مانبود ولی وقتی نظردخترشو راجب ماپرسید بچه ای که چنان باذوق وشوق جوابش مثبت بود هیچ چیز نمیتوانستم بگم به همین دلیل ازشماعزیزان راهنمای خواستم چون نمیتوانستم دوروز صبرکنم وبعدبرای باردوم اون دختربچه معصوم وببینم چون حقیقتن طاقتشونداشتم وشاید احساس برعقلم غلبه میکرد وراه نادرست وانتخاب میکردم درکل هیچ چیز مثبتی به جز ظاهرایشان رونپسندیم وامیدوارم هیچ کس درچنین موقعیتی قرارنگیره وازلطف وراهنمای شماسروران سپاسگذارام