پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/12/18

سوال 25437

سلام واقعا نمی دونم چرا یا بهتر بگم نمی فهمم واقعا دلایلی که بعضی خانم ها برای رد کردن درخواست ما مزدا دارن از کجا میارن مثلا زدن واکسن کرونا دلیل منطقی هست برای جواب منفی یا امثال هم اگه اینطوری بخواد پیش بره تنهایی بیماری قرن جدید خواهد شد
1401/12/11

سوال 25252

سلام خواستگار زیادی دارم اما هیچ کدوم به نظرم مناسب نبودن آدم سختگیری نیستم نوع نگاه همسرم به زندگی و صداقت و تعهد فردی که حس امنیت و آرامش کنم برام خیلی مهمه ،خونه و ماشین در الویتم نیست سنم هم داره بالا میره و این مسئله منو اذیت می کنه احساس می کنم کم کم دارم افسرده میشم
1401/12/11

سوال 25251

من دوسال پیش با آقایی آشنا شدم توسط یکی از دوستان هنوز گاهی وقتا حرفاش یادم نمیره و بهشون گریه میکنم یکی از حرفاش این بود که من هیچ وقت ازدواج نمیکنم متاسفانه هرچی بهم معرفی میکنم میرن و منفی میشه و من فکر میکنم بخاطر حرف اون آقاست
1401/12/11

سوال 25231

منظورم استاد باشد من شاگرد ایشان و از لحاظ فکری و اعتقادی خیلی شبیه بهم هستیم بدونم اگر با فردی که استاد خودم باشد مشکل پیش میاد در زندگی یا نه؟
1401/12/07

سوال 25058

سلام دوستان واقعا حالم از ازدواج نکردند خیلی بده هر کسی برا خودش داره فعالیتی می‌کنه زن داره بچه داره و...من که هر وقت اقدام کردم نشد که نشد واقعا خسته شدم الان خیلی ناراحتم .دخترهای خوب رو رو هوا میزنن .ماهم خدایی داریم برا خودمون بعضی مواقع فکر میکنم که خوب من تا جایی که شده اقدام کردم ولی قسمت نبوده و خواست خدا بوده الان35سالمه و تنهام .دوستان زیادی دارم و بسیار اجتماعی و با اخلاقمم ولی نمیدونم چرا جور نمیشه که نمیشه
1401/12/07

سوال 25054

سلام من با آقایی دارم آشنا میشم و خیلی وقت ها درکش کردم ولی اون نه... درسته آشنایی ولی خدایی چرا گاهی رفتاری می کنیم که گه طرف با ما می کرد ناراحت می شدیم ولی اون طرف باید مهربان باشه و درک کنه پع اون آدم را کی باید درک کنه... من که تصمیم گرفتم حتی اگر ازدواج کردم بازم فقط خودم و بچه هام را دوست داشته باشم... آقا هم خوب بود باهاش خوب میشم ولی بد بود بی تفاوت باهاش برخورد می کنم.
1401/12/05

سوال 24943

سلام.پسری هستم ۳۲ساله بنده اخیرا قرار ملاقات اولیه ای با دختر خانمی داشتم و یک سری عوامل هست که شاید برخی ساده و پیش پا افتاده باشه ولی ذهنم رو درگیر کرده و احساس تردید دارم. ایشان طبق صحبت هایشان اعلام کردن علاقه ای به اشپزی کردن ندارن ولی گفتن بعضی از این عدم علاقه ها باید تغییر کند و همچنین نسبت به داشتن فرزند نیز خیلی علاقه نشان ندادند این در حالی است که خانواده ما این موارد تقریبا مهم هست و از مادر و خواهر و زنداداشم همه در امور خانه و کدبانوگری دستی بر اتش دارند ناگفته نماند به نظر و به طور نسبی سایر ویژگی های مهم نظیر اعتقادی و... بر اساس برداشت اولیه و ملاقات اول را دارا هستند. لازم به توضیح است از اکثر کسانی که تابحال باهاشون در ارتباط بودن احساس مثبت بیشتری از ایشان دریافت کردم ولی چون دوست دارم در زندگی مشترک نیز به توفیق الهی موفق باشم خیلی نگرانم و فکرم مشغوله که ایا انتخابم درست هست یا خیر. راهنمایی بفرمایید که چکار کنم و چه تصمیمی بگیرم و اینکه چگونه در خصوص موارد پیش گفته اطمینان خاطر کسب کنم.
1401/11/29

سوال 24579

سلاممن با آقایی برای ازدواج دارم آشنا میشم و اکثر موارد حدودن تفاهم داریم و خیلی دوسش دارم... من خودم متولد 67ام سن آقا را اول انگار بهم گفت متولد 65 هست ولی الان میگه 70... من هر خاستگاری که ازم کوچک بوده تا الان رد کردم چون دوست نداشتم کوچک باشه... الان چطور با این قضیه کنار بیام
1401/11/26

سوال 24478

سلام من دختری کرمانشاهی متولد ۶۱ م ولی ب دلایلی تو شناسنامه ۵۹ هستم مجردم تا حالا ازدواج نکردم دختری قانع و نجیب و با حیا و پاک و مقید ب حرام و حلال محرم و نامحرمم لطفا راهنماییم کنید چه انتخاب درستی داشته باشم .ممنونم
1401/11/25

سوال 24466

سلام من یه پسر سی ساله هستم از چهار محال . اومدم ببینم اینجا چجوریاس ایا به ادم انگیزه ازدواج میده ؟ دیدم همه مینالن از دست دخترا و گرفتن مهریه !!!! واقعا ترس ادم را میگیره نکنه بره خواستگاری و بعد تو دام بیفته
1401/11/23

سوال 24383

با سلام بنده 4سال پیش خواستگاری خانمی رفتم در همون جلسه اول جواب بله به بنده دادن و 6ماه نامزد بودیم به خاطر فوت عموی بنده نتوانستم تا 6 ماه عقد کنیم داخل این 6 ماه رفتار خانواده نامزد من با بنده بسیار خوب بود بعضی رفتار های غیر عادی از نامزدم دیده می شد و داخل آن 6 ماه با بنده رفتار خوبی داشتن دایم دعوت می کردن ولی اجازه نمی دادن تا با هم تنها باشیم وصحبت کنم دایم خواهر یا مادر نامزدم همراه ما بود تا موقعی که عقد کردیم من به اجبار خانواده حتی خانه قرار بود زندگی کنم داخل آن به نام نامزدم زدم ولی بعد عقد کلا رفتار خانواده نامزدم تغییر کرد یک ساعت بعد عقد وضعیتی داخل واتساپ نامزدم گذاشت که من خیلی ناراحت نوشته بود شاید زندگی بشود شاید هم ن یک پول می گیرم می رم کنار بعد ان دایم بی احترام اجازه نمی دادن خانه آنها برم تا شاکی شدم مادر نامزدم گفت وسواس دارد 6 ماه هر دکتری بود بردم ایشان نشد تا مهریه گذاشت اجرا و من مجبور شدم 150 تا سکه را کلا به آنها بدم طلاق بدم حالا داخل این سه سال که جدا شدم دایم به فکر این هستم نکنه آینده هم همین مشکل پیش بیاید دارم دیوانه می شوم می خوام بودونم چیکار باید بکنم چه را هی دارم
1401/11/23

سوال 24372

با سلام و خسته نباشین به عوامل همدم.خواستم بدونم با خواستگاری که میاد خونه و بهت تیکه میندازه چه باید کرد .چه دلیلی دارن که اینکارو میکنن.یک سال پیش دو خواهر برای برادرشون اومدن خونه ما برا خواستگاری غریبه بودن بعد از ۴۵ دقیقه نشستن و در حال خوردن میوه شیرینی که بودن یکی از اون خواهرا بدون مقدمه به من گفت خب حالا هنر چی داری من یه چیزایی گفتم راجب سلیقه هام ولی فکر کنم داشتن منو مسخره می کردن.البته مادرشون فوت شده بود خب منم پدرم فوت شده.خب اگه کار آفرین و هنرمند میخواستن پای تلفن میگفتن.بعدشم مگه هنگام آمدن خاستگار دختر نباید به خودش برسه فکر میکنم حسودی کردن.من ۴۲ ساله و اون آقا ۵۲ ساله بود.راهنمایی کنید.تو خواستگاری باید ساکت بود یا ن

صفحه 30 از 36