پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/11/20

سوال 24249

سلام علیکم چرا تو این سایت همه یا درگیر چهره هستن یا درگیر مال و ثروت، بحران این که نسل ایران به پیری میرود هم هیچ!!!!! واقعا چراااااااا؟؟؟؟؟!!!!
1401/11/18

سوال 24192

سلام من ۴۵ سال دارم و مجرد خارج از همدم‌با آقایی۵۲ ساله آشنا شدم که همسرشون فوت کردن تنها فرزندشون دخترشون ماه دیگه عروسی میکنند از نظر مذهبی و اخلاقی و ظاهر پسندیدن و..تناسب کلی داشتیم ..فقط دو بار تلفنی تماس گرفتن‌قرار شد ملاقات بزاریم که یه روزش من نتونستم .. در صحبتها گفتن بخاطر تهیه جهیزیه کمی بدهکار شدم و..از نظر مالی تقریبا صفر شدم البته خونه و ماشین دارند روزی که قرار شد همدیگرو ببینیم پیام دادن شرمنده حدود یک ماه درگیر کارهای ازدواج دخترم هستم و درگیر بدهکاری جهیزیه واز طرفی نمیخوام شما رو درگیر مشکلات خودم بکنم و شرمندتون بشم چون خواستگاری مستلزم وقت و هزینه و توجه است شاید فرصتهای بهتری براتون پیش بیاد اگه تا بعد ماه رمضون ازدواج نکردید پیامتون میدم که آشنایی و..رو ادامه بدیم و موفق باشید .به نظر شما چرا از اول فکر نکردن و..میخوان موردهایی دیگه ببینن منم هم جزو رزرویا باشم ..خودم که حس میکنم راست گفتن چون تو صحبتاشون شرایطشون کامل گفتن و فقط عکس هم رو دیدیم و..
1401/11/17

سوال 24161

سلام عرضم به خدمتتون من ۱۸سال دارم و خاستگار زیادی هم دارم ولی نمیدونم چرا نمیتونم تصمیم بگیرم کیو انتخاب کنم یا هم تصمیم میگیرم یهو پشیمون میشم
1401/11/15

سوال 24015

سلام من هرکاری می کنم نمی تونم دل مقابلم رابه دست بیارم
1401/11/13

سوال 23993

سلام ۴۵ ساله هستم خارج از همدم با آقایی۵۲ساله آشنا شدم ایشون مایل به بچه داشتن نیستن گفتن چون سنمون بالاست ممکنه مشکلاتی بوجود بیاد به نظرتون بارداری بالای ۴۵ سال چه خطراتی داره من علاقمند به بچه دار شدن هستم از لحاظی نمیدونم توان و حوصلش دارم یا نه و چنین موقعیتها بخاطر فاصله سنی مادر و فرزند مردد هستم ..
1401/11/13

سوال 23979

آقا مازیار اولا من سوال از مشاور پرسیدم دوما من کسی رو تست نکردم همینکه میفهمیدم هدفش سواستفادس میذاشتم کنار مشکل من اینه چرا اینا به بهونه ازدواج میان وابستت میکنن بعدش یه چی دیگه میگن... خودمم پشیمون میشم از حرف زدن باهاشون
1401/11/12

سوال 23953

سلام من دختری ام که اهل حاشیه نیستم اهل رفاقت باهیچ پسری نبودم ونیستم اهل بندر گناوه هستم تازه وارد 34 سالگی شدم حقیقتا من خواستگار زیاد رد کردم از طرفی چون نمیخوام بااقوام خودم ازدواج کنم دوست دارم شوهر ایندم غریبه باشه وگرنه هم پسر عموم وهم پسر داییم خواستگارای من بودم وخیلی های دیگه ازطرفی با اینکه خانوادم پافشاری میکنن که دیگه ازدواج کن چند سال دیکه هیچ کسی سراغت نمیاد اما واقعا واقعا نمیتونم جواب مٺبت بدم چون دوست دارم شوهرم اول غریبه باشه ودوم از شهر دیگه باشه من به تازگی این فکر به ذهنم رسید شاید بشه از طریق این برنامه ازدواج کرد بایک فرد خوب وکسی که باب دل خودم باشه
1401/11/12

سوال 23928

سلام من دختری۳۶ساله هستم ازدواج نکردم ولی نمیخام باهرکسی ازدواج کنم پرتوقع هم نیستم فقط دلم میخادازدواجم موفق باشه وشخص مقابلم رو واقعا دوست داشته باشم تاتوزندگی بتونم همه جوره کنارش باشم ولی تاالان چنین شخصی روپیدانکردم از طرفی هم خیلی نگران هستم که سنم داره میره بالا نکنه دیگه نتونم بچه داربشم وخیلی هم عاشق بچه هستم همیشه دوست دارم دوتا بچه داشته باشم خیلی نگرانم مدتی این موضوع باعث شده دارم روحیم رو ازدست میدم استرس میگیرم میشه راهنماییم کنین
1401/11/08

سوال 23764

باسلام.حدود یکسال پیش از طریق همدم باآقایی آشناشدم،وبعداز اولین دیدار جواب منفی بهشون دادم،ولی دو روز بعدایشون خواستار دیدار مجدد شدن،بااینکه بعداز دیدار اول یه حس خوشایندی نسبت به ایشون داشتم،ولی نمیدانم چرا جواب منفی دادم،که بعداز دیدار دوم یک احساس آرامش خاصی رو با ایشون داشتم که تابحال با هیچکدام از خواستگاران نداشتم،وهمینطور حس علاقمندی داشتم،ایشون هم میگفتن که همین احساس رو نسبت به من دارند،که رفته رفته این علاقمندی بیشتر شد,ایشون سابقه یک ازدواج ناموفق هم داشتن،که بعداز گذشت هشت ماه مطرح کردن که وسواس در تصمیم گیری دارن،وتوانایی شروع زندگی مشترک جدید رو ندارن،این در حالی بود که من اوایل آشنایی دوبار بهشون جواب منفی دادم،ولی ایشون اصرار بر ادامه داشتن،وبااینکه از لحاظ موقعیت شغلی و اجتماعی جایگاه خوبی داشتن،ولی قدرت تصمیم گیری در ایشون بسیار ضعیف بود،وبنده هم یک کمال گرایی در وجودم بود،وبندرت پیش می‌آید که نسبت به شخصی علاقمند شوم.ولی علاقه وافری به ایشون دارم،واز صمیم قلب بهشون علاقه مندم،بااینکه همه چیز تمام شده،ولی من نمیتونم فراموششون کنم،وهر مورد دیگری که پیش می آید،باایشون مقایسه میکنم،واحساس میکنم که دیگر نمیتوانم انتخاب کنم،سعی میکنم که با پیاده روی از میزان ناراحتی خودم کم کنم،ولی همچنان ایشون در ذهن من هستن،وتعلق خاطر به ایشون همچنان در وجود من پابرجاست ،حتی گریه کردن هم من رو آروم نمیکند،خیلی روزهای طاقت فرسایی برای من هستش ،ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید.
1401/11/07

سوال 23724

چراهمه دخترا میگن تحصیلات همسرم بایدبالای دیپلم باشه اگر بخواهد همه‌شان اینجوری باشند جوانان باید تاآخرعمر مجردباشن دیگه
1401/11/02

سوال 23514

سلام وقت بخیر من خانم مجرد 38 ساله هستم در روابط آشنایی اولین چیزی که اعلام می کنن اینه که دست همو بگیریم و همو ببوسیم. در حالیه بنده اصلا حس خوبی بهم دست نمی ده و دیگه، میلی به ادامه آشنایی ندارم، به نظرتون مشکل از منه که همچین کاری نمی کنم یا خواسته طرف نابجاست، وقتی ام بهشون اعلام می کنی آشنایی فقط صرفا شناخته نه بازی یا پرو پاچه هم، بهشون برمی خوره و می رن، ( خو به درک) والا موندیم طرف 40 سالشه اول آشنایی بوسه می خواد خو مگه اینا تازه از خارج اومدن ایرانی نیستن؟ تازه ادعاشه مسلمونه و نمازم می خونه اگر قرار باشه تو هر آشنایی طرف و ببوسی و به تفاهم نرسی که اسباب بازی دست قرارهای آشنایی هستی دیگه چیزی ام می مونه از حرمت و عفتت؟!
1401/10/30

سوال 23422

سلام من اهل نماز روزه هستم با آقایی آشنا شدم که از نظر اخلاقی شخصیتی متناسب هستیم ولی ایشون صادقا گفتن تازگی نماز نمیخونم به نظر شما ارتباط و آشنایی ادامه بدهم یا نه..

صفحه 31 از 36