سلام آقای دکتر🥺من20سالمه و چها ماه از عروسیم میگذره. شوهرم همش تحقیرم میکنه چند وقت پیشم کتکم زد میخواستم طلاق بگیرم حتی شکایت هم کرده بودم😔ب درخواست یکی از آشناهاشون برگشتم و باز دعوامون شده اصلا ب من توجهی نمیکنه مگر زمانی ک نیاز ب رابطه داره😭من چیکار باید بکنم😭
سلام. من هشت ساله ازدواج کردم و کارشناس ارشد هستم ،شغلم طراحی لباس هست و هفته ای دو سه ساعت در خانه وقت میذارم، یه شغل دیگه هم دارم، برای هر دوشغلم زحمت کشیدم تا به اینجا رسیدم، مشکلم اینه که هرچی درآمد دارم شوهرم منت سرم میذاره که تو خونه ی من کار میکنی، ازم پول نمیخواد چون خودش درآمدش بالاس و شغل خوبی داره، اما همش دلش میخواد موفقیت های منو به خودش اختصاص بده، برای شغل دومم که بیرون از خونه س وقتی مشتری بیعانه میزنه همون لحظه شوهرم میگه تو خونه ی من قرارداد بستی و از وقتی با من ازدواج کردی به همه چی رسیدی ، واقعا دارم افسرده میشم، یه خونه خریدم الان دارم ویلا میخرم، ایشون هزار تومان هم کمکم نکرده اما همش میگه اینارو از من داری، چی کار کنم؟ مشکل ایشون چیه؟
باشه مهریه نمیخوایم ولی اگه آقا پسر بعد مدتی خیانت کرد و معتاد بود و تعهدی به زندگی نداشت با توجه به اینکه همه ی حق ها مثل حق طلاق و حضانت و خروج کشور... همه با آقایونه دختر باید چیکار کنه؟ مشاورین عزیز بهم بگن من مهریه نمیخوام ولی ازاون ور اگه فردا طرفم بد بود چیکار کنم با توجه به اینکه ۹۰ درصد پسرا قولشون قول نیست
سلام زن میخواهید بگیرید یه سری به دادگاه ازدواج و محضر اسناد رسمی بزنید ضرر نمیکنید در ضمن مهریه نزنید من خریت کردم حالا دیگه آخر خطم راضی هستم بمیرم تا برم زندان هیچ دختری خامتون نکنه گفت مهریه فلان کنید یا قبول نمیکنم همونجا بسپاریدش دست خدای مهربونم دمتون بزارید رو شونتون برید خودتون با دست خودتون تو باطلاق لبخند های دروغ و وعده های بی ارزش کسی غرق نکنید🙏 🥲
سلام خسته نباشید ببخشید من یک خواستگار ی دارم پدر و مادر م در سفر مشهد باهاشون آشنا شدن وتماس گرفتن که عکس بفرستیم واسه آقا پسره اشکالی نداره بفرستم و خواستگار مياد چه سوالات بپرسم ممنون میشم راهنمایی کنید
سلام من پسرم 1۹ سالمه یک ماه پیش یک خانوم از من خوشش اومد اول درخواست دوستی داد من قبول کردم بعد رفتیم تو یک آبمیوه خوری بیشتر باهاش آشنا شدم با این که از من 5 سال بزرگ تر بود یک هفتی گذشت بهم پیشنهاد ازدواج داد منم موندم چی بگم اخه هنوز بچه ام حالا اینا هیچیمن پدرم فوت کرده و یک داداش معلول دارم و خرج خونه میدم با افتخار و این باعث شد به خانومی درخواست رد بدم حالا اوشون ناراحت شده میگه تو چی داری تو هیچی نیستی من باید درخواست رد کنم نه تو خلاصه ما جرا تمام شد ولی الان با خودم میگم آیا من کار درستی کردم یا خیر بنظر خودم هنوز زوده برای ازدواج فعلآ خانوادم مهم ترهولی خانومی خیلی پول دار بود حیف😅
من همیشه جزو کسایی بودم که میگفتم اگه کربلا بودم اگه دفاع مقدس بودن فلان و بهمان میکردم و کسایی که امام رو یاری نکردن لعن میکردم . اما الان هر بار که موقعیتی اینچنینی مثل فتنها پیش میاد که نیاز به حضور نیروهای انقلابی توی میدان هست. ترس وجودمو فرا میگیره و همش میگم نکنه برم و آسیبی ببینم و ... سوالم اینه که برای افازیش شجاعت چیکار باید بکنیم