پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995705
سلام وقت بخیر سوالی داشتممن 38سالمه ارشد مجرد یه آقایی بهم معرفی شد 37ساله زیر دیپلم و مطلقه شغلشون راننده ماشین سنگینجلسه اول بهم گفت تا دوم دبیرستان خوندم و ادامه میدم ولی بعد زد زیرش و بعد از اینکه بهش گفتم کمتر خوندی اقرار کرد که تا سیکل خونده و بهم دروغ گفتهمتوجه بعضی کلمات من مثل استقلال رای نمیشدبعد از این دروغش و اینکه بعضی رفتارهاشو نمی پسندم مثل نگاه کردن به خانما و راحت بودن و اینکه یه حرف رو چند بار تکرار میکنه و خیلی تماس میگیره، تصمیم گرفتم کات کنم گریه میکنه ضجه میزنه التماس میکنه که ببخش و با من بد نکن و با من اینکار رو نکن چند روزه گریه میکنه منم از گریه ایشون تو تنهاییم گریه م میگیره🥺بارها و بارها میگه دوستت دارم خیلی بهم توجه میکنه طوری که کلافه م میکنه میشه راهنماییم کنین که از این احساسات منفی خارج بشم
۰ پاسخ۰ بازدید
1401/07/21
ناشناسخانواده و روابط
سوال 20183
سلامسوالی که خدمتتون دارم اینه که آیا درسته در اولین جلسات صحبت تلفنی یا پیامی آقا ندیده نشناخته ابراز احساسات میکنه بعد از دختر خانم هم توقع داره دل بده قلوه بگیره؟ این قبیل رفتار زود نیست؟ چطور میشه ندیده ابراز عشق و علاقه کرد آخه؟بعد آقا انگ سردی و بی احساسی به خانم میزنه!!! این رفتار آقا چه توجیهی میتونه داشته باشه؟آیا بعد دیدار حضوری دختر خانم باید متانت و سنگینی خودش و کنار بذاره تا نشون بده فعال و پرجنب و جوشه؟
۱ پاسخ۱۹ بازدید
1400/09/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 14327
با دختر مجرد هستم شخصی مطلقه چند وقت پیش برای آشنایی ازدواج تماس گرفت ظاهرا شرایطش خوب بود ولیتو صحبتاش خیلی حاشیه میرفت گفت با خانوادم به دلایلی ارتباط ندارم علتشو پرسیدم دلیلشو هر دفعه یه چیزی مبگفت و بیشتر ابراز علاقه میکرد و مدام عکس میخواست خودشو عاشق نشون میداد میگفت هر طور مایلی بپوش بگرد و جهیزیه لازم نیس و اسمت چه خوشگله معنی میدونی چیه؟ دوست داری گل بیارم برات و..البته من جذبش نشدم و شناختمشولی بعد حرفاش عوض میشد معلوم بود توقع داره مثلا میگفت جهیزیه داری ماشین چطور و..عجله هم داشت گقتممشاوره میرین گفت میرم ولی با رفت و امد میشناسیم زیاد لازم نیساحساسات نشون میداد و..گفت مهریه نمیتونم طلا نمیتونم و.. زندکی ساده منطقه پایین و..برای خواستگاری باپسرم( ۱۸ سالش بود )میام خانوادم نمیان گفتم نمیشه که گفت خب ارتباط ندارم با هیچ کدومشون فهمیدم مناسب نیس گفتم باید فکر کنم بعدش تماس گرفت گفت فرض کن خارج هستیم و خانواده پیشمون نیستن و..تو باید ریسک کنی مجبوری وو..دوستت دارم خانمم و حاشیه میرفت دوست دارم عید ببرمت خونمون سال تحویل موقع خواب موهاتو شونه کنم بغلت کنم انگار من دختر ۱۴ سالم گول بخورم و حرفایی که نمیتونم بنویسم گفتم باید فکر کنم مدام پیام میداد و..ارتباطم قطع کردم گفتم مناسب هم نیستیم ..به نظر شماچه شخصیتی داشته ...
۱ پاسخ۱۰ بازدید
1400/07/11
سوال 12740
سلام من 23 سالمه مشکل من اینه که هر خواستگاری میاد یا هرکسی که به من ابراز علاقه میکنه اوایل از او خوشم میاد اما پس از مدتی از او و کار هاش بدم میاد حتی ممکنه احساسم به تنفر تبدیل میشه...من توقعم یه مرد واقعی هستش که هر کار و مسئولیت خودش رو بدونه و متوجه بشه و به درستی انجام بده.و از ناپختگی و نابلدی در بعضی امور بدم میادو وقتی این موارد رو درون طرف مقابلم میبینیم احساس بدی بهم دست میده جوری که من ناخودآگاه شروع به نصیحت میکنم (مامان وارانه) که از این هم خیلی بدم میاد و دوست دارم رابطه ام با همسرم شبیه زنو شوهر باشه نه مادر و فرزند.
۱ پاسخ۳۸ بازدید