پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/06/11

درخواست پس از ابراز علاقه

من با دختر خانمی که دختر عمه من هستن در ارتباط بودم در طی زمان آشنایی همیشه من اول پیام میدادم احوال پرسی میکردم گاهی پاسخ هاش کوتاه بود و سوال متقابل نمی‌رسید مثلا میگفتم سلام چطوری خوبی؟ می‌گفت اره ممنون. سه بار بیرون رفتیم و من شرایط کاریم طوری هست که فقط آخر هفته ها می‌تونستم بریم بیرون برا بار چهارم که خواستم هماهنگ کنم یه روز گفت خسته هستم آخه صبح دانشگاه بودم، فرداش گفت می‌خوام با دوستم برم بیرون، روز سوم گفت با مامانش رفته خیابون روز چهارم هم گفت داریم میریم روستا. من صبوری کردم چیزی نگفتم شب همون روز چهارم یه کم ابراز علاقه کردم گفتم من خیلی خوشحالم باهات در ارتباط هستم دوست دارم مدام صحبت کنیم با هم این حسم واقعی بود ایشون در پاسخ فقط گفتن ممنون خیلی به من برخورد انتظار داشتم ادامه پیدا کنه این گفتگو مثلا اونم بگه از چی من خوشت اومده یا اونم بگه فلان حس رو دارم. من روز اول گفته بودم که به دلایل مختلف دوست ندارم جشن بگیرم پدرم حدود یکسال پیش فوت کرده خیلی حس و حالش نیست برا جشن هزینه ش هم برام سنگینه خونه خریدم حدود ۴۰ میلیون ماهیانه قسط میدم بلافاصله بعد از ابراز علاقه من گفت جشن بگیریم واقعا ناراحت شدم از رفتارش و اعتراض کردم که توافق ما این نبود اونم از عصبانیت من شاکی شد که چی گفتم مگه ، گفتم یه جشن و از عصبانیت من شاکی شد من همه این موارد ترجیح دادم رابطه رو تموم کنم ولی موقع خداحافظی بی احترامی کرد که سعی کن امروزی تر و مدرن تر زندگی کنی چند روز بعد خواستم رابطه رو اصلاح کنم پیام دادم صحبت کردم گفتم این درخواست در اون لحظه حس باجگیری عاطفی رو به من داد بهتر بود در یک زمان دیگه و حضوری مطرح میکردی ولی دیگه درست نشد حس خودم اینه که اون تمایل نداشته ولی برا فرار از فشار خانواده اومده بود صحبت ولی طوری رفتار کرد که توپ بیوفته در زمین من ایشون خیلی از معیار های من رو داشت آیا از نظر شما من رفتار اشتباهی کردم؟
1403/08/09

سوال 995564

سلام - پسر 27 ساله تهرانی هستم- با یک خانم در دوره آشنایی به مدت دو جلسه صحبت کردم و نقاط اشتراک زیادی داشتیم . اما دو تضاد داریم. اولا ایشان گفتن که در مواقع خشم، ابراز خشم را به صورت فریاد زدن انجام میدهند؛ درحالی که من به شدت از فریاد شنیدن بدم میاد و فرد آرام و صلحجویی هستم. دوما در خانواده ایشان، یک سری آداب و رسومی وجود دارد که برای ما متفاوت هست. مثلا پدرشون هر سال به مناسبت روز زن برای همسرشون و برای تولد دخترشون طلا میگیرن. در جریان صحبت، بهم گفتن که چنین رسمی را از همسرشون(برای تولد) نیز انتظار دارن و اگر همسر مشکل مالی داشته باشه، براشون قابل درک هست؛ اما مخالفت با این موضوع باعث ناراحتیشون میشه. درحالی که در خانواده ما، به ارزش معنوی هدایا بیشتر توجه میشه و پدر و مادرم با یک شاخه گل هم از هم دیگه قدردانی میکنن. آیا بنظرتون این کیس باید رد شود؟
1400/10/06

سوال 14430

باعرض سلام .بنده خانمی هستم ۳۰ ساله دوماهه عقد کردم ..ومتوجه شدم نامزدم خیلی پرتوقع هست ..مثال اینکه ما رسم داریم خرید عروسی که انجام دادیم من اصلا به خانواده نامزدم نگفتم چی میخوام یا چی نمیخوام ولی ایشون همش میگن من اینو میخوام اونو میخوام .یه وقت میاد میشینه میگه اینجور چیزا مهم نیست ساده بگیریم خوشبختی مهمه ..یه وقت دیگه حرفاش عوض میشه نمیدونم کسی توگوشش میخونه یا حالا نمیدونم ..ما قبل عقد دودفعه مشاوره رفتیم تاییدمون کردن گفتن پسری مهربون وخونگرم و احساسی هست ..واقعا هم مهربونه ..ولی سر خرید خیلی اذیت میکنن .‌از لحاظ اقتصادی اونا از ما بالاترند...نمیدونم دیگه چیکار کنم تو رو خدا کمکم کنید ۱۴ بهمن ۱۴۰۰ هم عروسیمونه .