پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/11/26
سوال 996480
سلام مجدد و تبریک ولادت امنم عصر عجگفتم بنظرم بخاطر نداشتن اقتدار و ثبات رای و انعطاف بیش از حد با دیدن کوچکترین مقاومت و مخالفت در برابر تصمیم هام از طرف همسر و فرزندانم کارم به جدایی کشید و در جدایی هم امتیازات کامل دادم.خانم دکتر عطاران فرمودند جزئیات رو نگفتم و با فرضیات جلو نرممشاوره زیاد رفتیم خیلی آخرین مشاور برای مقدمات طلاق بود که گفتن خانم یک تکیه گاه میخواسته و این رو در شما ندیده و به خانه پدری پناه بردهمشکلات زندگی قبلیم رو در چند کلمه خلاصه میکنم: وابستگی همسر سابقم به خانواده ش، در اولویت نبودن من و بچهها، قطع رابطه با خانواده بنده به بهانه عدم رعایت بهداشت از سوی مادرم و در کل خوش نیامدن همسرم از فضای خانه پدریم که با دخترم هم الان همین مشکل رو دارم که خانه مادرم نمیاد چون خوشش نمیاد و راحت نیست، وسواس همسرم، هم کلام نبودن، که نهایتا منجر شد به احساس تنهایی شدید من. سواد رابطه و حل تعارض رو نداشتن همسرماینم بگم همسرم بشدت رو من حساس بود و کوچکترین اخم و تغییر صدای من رو برنمیتابید.ایرادهای من: جزئی نگر و منتقدکه خیلی رو خودم کار کردم و دیگه همسرم این ایراد رو بهم نمیگرفت ولی سرد شده بود و علایقش بیرون خونه بود
۴ پاسخ۲۲ بازدید
1403/06/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995177
سلامبا یک آقایی آشنا شدم که در دوران چند ماهه آشنایی مشکل خاصی بین ما نبوده اما از نظر خانوادگی چند مسئله وجود داره .. خواهر برادر ایشان ک بزرگتر هستن مجرد هستند حدود ۴۰ سال .. افراد مجرد با سن بالا تعداد زیادی در خانواده دارند و مسئله دیگه اینکه بعد از ۶ ماه و اصرار من که میخوام با خانواده آشنا بشم بیشتر .. من رو دعوت کردن،. بر خلاف انکه تحصیلات اعضای خانوده و درامد بچه ها نسبتا خوب هست ..اما سطح زندگی از حد نرمال جامعه پایین تر بود ب طوری ک من جا خوردم از نوع چیدمان یا نگهداری اشیا خیلی قدیمی و سبک خونه خیلی قدیمی ب طوری ک خودشون هم اذیت میشن ..اما حاضر نبودن و نیستن که محیط خونه رو تغییر بدن یا جابجا بشن .. هر دفعه هم خواستن ما رو دعوت کنن یک مشکلی ایجاد شده زنگ زدن گفتن فلان وسیله در خونه سوخته تشریف نیارید ..طوری ک خانواده من یکم دلسرد شدن و میگن مگه میشه اصلا ب فکر ارتقا شرایط زندگیشون نباشن ..و اینکه خود ایشون میگه من خیلی اصرار داشتم تغییراتی بدیم اما قبول نمیکنن و اینکه من مثل خانوادم نیستم و تاثیری در زندگی اینده ما نخواهد گذاشت این اوضاع .. سوالم این هست ک این شرایط آیا مهم هست و نشانگر چ چیز هایی هست ..مشاوره ک رفتیم تست دادیم گفتن شما مناسب هستید برای هم ..اما مسئله خانواده نگران کرده ما رو ..و اینکه ایشون شرایط پدرشون این بوده بیمار بودن با سن بالا و الان تحت درمان هستن اما سر پا هستن..و میگن ما درگیر شرایط پدرمون بودیم و اینکه گفتن روابط خانوادگی ما سرد هست و واقعا هم گویا خیلی ذوقی برای ازدواج بچه شون ندارن .
۴ پاسخ۲۰ بازدید
1403/05/02
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994676
سلام وقتتون بخیریه ماه عقد کردم همسرم پدرشون فوت شده و با مادرشون زندگی میکنن.خیلی دوست داره خونشون برم و چندباری هم ضرورت داشت رفتن من و خودمم راحت نیستم.حس میکنم زیاد هم برم خودم تحقیر میشم بعداً احتمالا ایجاد مشکل بکنه.نظر شما چیه در مورد اینکه چقدر ارتباط مشکل ایجاد نمیکنه؟تازه خواهرمم میگه با خودش هم نمیخواد همون هفته ای یه بار هم همو ببینید زیاده.به نظرتون چیکار کنم؟
۴ پاسخ۲۲ بازدید
1401/10/03
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 22447
ازدواج با خانواده پرجمعیت بهتر است یا کم جمعیت!
۱ پاسخ۷ بازدید
1401/08/18
ناشناسخانواده و روابط
سوال 21213
تو دوران عقد چند وقت یه بار بریم دیدن خانواده همسر؟
۴ پاسخ۹۹ بازدید
1400/07/11
سوال 12001
سلام من دختری 17 ساله هستم وهمسرم 22سالشه و حدود 8 ماهه که عقد بسته هستیم.مشکلی که من دارم اینه که مادرم فک میکنه که از طرف همسرم داره به بهش بی احترامی میشه و هی میگه که من با همسرم صحبت کنم ولی همسر میگه که بی احترامی نکرده به خانواده ام و یا عالمه هم دلیل و منطق میاره من قانع میشم .ولی مامانم قانع نمیشه هنوز فکر میکنه همسرم داره به اونا بی احترامی میکنه .همسرم یه اخلاقی دارن تو خانوادشون که اگر جایی بخوان برن از قبل هماهنگ میکنن بعد . ولی خانواده ی من یهوی ان.به خاطره همین همسرم با خانواده ام بیرون نمیره . و اینکه میاد خونمون سنگین برخود میکنه و حرف میزنه میگه با این کارش داره احترام میزاره به خانواده ی من ولی مامانم میگه این رفتارش بی احترامیه واقعا نمیدونم چیکار کنم . بحث خیلی بالا کشیده و نزدیکه اینه که خانواده ها وارد این بحث بشن و من میخوام اینجوری بشه .خاهشا کمکم کنید.
۱ پاسخ۵۰ بازدید