پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/06/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995196
سلام روزتون بخیر من یک خواستگار دارم که شغل ندارد و بی سواد نیز هستند از لحاظ تیپ و قیافه واقعا. صفر هستند اما مادرم موافق هستند که من با این شخص ازدواج کنم چراکه خودم از یک خانواده سطح پایین فرهنگی و پدرم اعتیاد دارند و سنم داره بالا میرود و دیگر خواستگار. ندارم و معتقد هستند که من هر طور شده با این شخص ازدواج کنم شما لطفا من را راهنمایی کنید با وجود چنین خانواده ای که برای دخترشان ارزش قائل نیستند ومعتقند هر طور شده باید ازدواج کند من واقعا باید چکار کنم من واقعا از زندگی کردن خسته شدم حال روحی مناسبی ندارم.و احساس پوچی میکنم
۴ پاسخ۲۰ بازدید
1402/02/11
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 26960
یکی رو دوست داشتم با اینکه اونم دوسم داشت نشد با هم ازدواج کنیم الان با پسر خاله ام نامزد کردم با اینکه اصلا دوسش ندارم مامان و بابام منو مجبور کردن الا بیشتر وقت میشینم یه گوشه به حال و روزم گریه میکنم نمیدونم چیکار کنم نمیتونم کسی که دوسش داشتم رو فراموش کنم خیلی برام سخته خیلی دلم براش تنگ شده نمیدونم چیکار کنم یه مشاوره بدید
۱ پاسخ۱۳ بازدید
1401/01/02
ناشناسخانواده و روابط
سوال 15934
بنظرتون یه دختر۲۰ساله فرصت های بهتری برای ازدواج براش پیش نمیاد؟یا باید بالاجبار درهمین سن ازدواج کرد؟چرا جامعه پسر۲۰ساله رو بچه میبینه ولی دختر ۲۰ساله رو به چشم ترشیده میبینه؟
انتخاب همسر 2ازدواج اجباری 2بهترین سن ازدواج 1بهترین سن برای ازدواج دختران ترس از نداشتن موقعیت های بهتر ازدواج در آینده 1+
۱ پاسخ۱۳ بازدید
1400/12/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 15713
با سلام . من ۲۹ سالمه و پنج سال با همسرم زندگی مشترک داشتم . ازدواجم کاملا اجباری بود! تو این مدت دو تا فرزند پسر دارم. خانومم بخاطر اینکه طلاقش ندم با حرف خانوادش پشت سرهم بچه آورد و نتونستم کاری کنم ! خلاصه بعد از این پنج سال فهمیدم که داره بهم خیانت میکنه اونم با چندین نفر .کارمون به دادگاه و طلاق کشید و حضانت بچه هارو به من دادن و مادرشونم بچه هاشو نمیخاد.من هم هیچ کسی رو ندارم که از بچه ها مراقبت کنه بخاطر همین خونه نشین شدم صب تا شب تو خونم هر مادری میکنم هم پدری و از کارم اخراج شدم همه پس اندازها و هر چی که داشتم رو فروختم و الان کاملا بدون یک ریال در آمدی به صفر رسیدم صب تا شب تو خونه با بچه هام نمیتونم پامو بیرون بزارم الان یکساله و زندگی برام دقیقا مثل جهنم میمونه و خسته شدم واقعا بریدم. یه مدتی گذشت مادر بچه ها بهم زنگ زد و زد زیر گریه که اشتباه کردم و قولم زدن و از این حرفا منم با نهایت تنفری که ازش داشتم بخاطر بچه ها و پذیرفتم . به بیست روز نرسید که باز مچشو گرفتم تو ماشین یکی. و واقعا دیگ نابود شدم و الان دیگه به جایی رسیدم که گاهی به سرم میزنه تو غذامون سمی چیزی بریزم و بخوریم و هر سه تامون (من و بچه ها)از این دنیای کثیف خلاص شیم . دیگ هیچ امیدی ندارم به زندگی
۱ پاسخ۲۴ بازدید
1400/11/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 14974
سلام علیکم بنده ۲۰سالم هست و تازه کارمند دولت شدم و مادرم می گوید بیا با دختر عموت عقد کن در حالی که اون ۱۰سالش هست و میگه بعد ۲یا۳سال ازدواج کن اینجا من چکار کنم
۱ پاسخ۸ بازدید
1400/09/25
سوال 14281
سلام و خسته نباشید من دختری هستم که یک خواستگار پارسال اومد جواب رد دادم ولی دوباره امسال اومده پارسال حتی تا حد خودکشی رسید من نمیخوام ولی امسال خانوادم میگن باید بری وگرنه اگر دادیم به یک فرد و معتاد یا بدبخت و بدبخت شدیم حق اعتراض نداری و از دیروز کلا با من روی لج افتادن و تیکه میندازن من میخوام لج کنم بگم آره ولی میترسم چیکار کنم من😭😭😭😭😭
۱ پاسخ۶ بازدید
1400/09/01
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 13959
سلام من با اجبار خونوادم نامزد کردم نامزدم اون ادمی که میخاستمنبود ولی من بازمخاستمقبولش کنم ولی باهمخیلی دعوا وجرو بحث داریم خونوادمو نمیبخشم بخاطر بدبخت شدنم خیلی زجر میکشم میشه راهنمایی کنید؟
۱ پاسخ۹ بازدید