پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/03/18

سوال 994118

سلام. دخترم دیابت نوع ۱ دارد، در جریان خواستگاری های متعدد این موضوع برای آقای خواستگار باعث عقب نشینی آنها میشود؟ چه طور و چه موقع و توسط چه کسی این مسئله برای طرف مقابل عنوان شود که طرف عکس العمل مناسب داشته باشد و موضوع را بزرگ نکرده و موجب صرف نظر نشود؟
1402/06/29

سوال 989114

سلام خانم باکتریایی وقتتون بخیروشادی ممنون میشم بابت مسئله‌ای ک بیان میکنم منو راهنمایی کنین من تقریبا یماه و چند روزیه با یه اقایی ک فاصله شهرشون باما۵ساعت هستش اشناشدم این اقا ۳۲سالشونه در روزایه اول اشنایی همو خوب معرفی کردیم ایشون از طرز زندگی و درامدشون گفتن واینکه گفتن محل زندگیشون روستاس ولی یه ده دقیقه باشهر فاصله داره درامدش کشاورزیه همه اینارو گفت من کلا پسنیدمش هم از لحاظ درامدش هم از لحاظ ظاهرش ک عالی بود ایشونم منو از همه لحاظ پسندیدن من خیلی خوشحال بودم چون گفتم این واقعا مرد زندگیه خیلی مودب بودن از لحاظ اعتقادیم اهل نماز هستن درکل ادم نرمال و قابل قبولیس هفته‌ای بعد از اشنایی ایشون دوسه‌باری بهم گفتن من تو زندگی خیلی سختی کشیدم و دوسدارم همسرم یه زن خوب و مومن و پاکدامنی باشه وتو زندگیم بهم وفادار باشه حرف پشت سرش نباشه گفتم ان‌شاءالله ک هستم نگران نباشین اولش ب اینکه گفتن سختی زیاد دیدم اهمیت ندادم تو بار چندم ک گفتن بهش گفتم بگو این سختی ک ازش حرف میزنی چیه گفت بعدن خودت متوجه میشی گفتم اگ خودت بگی چه سختی کشیدی بهتراز اینه ک بعدن از دیگران بشنوم ایشون سکوت کردن تا اخرشب ک من خوابیدم صبح بلندشدم مشکلشو توپیاما گفته بود خیلی دلم سوخت براش ناراحت شدم ایشون گفتن من ۵ساله ک دیابت‌نوع۲دارم و کنترلش کردم من هیچ مشکلی ندارم مث همه دارم زندگی میکنم حتی تلاشم بیشتر از بقیس منم دوسدارم تشکیل زندگی بدم منم دوسدارم عاشق بشم زندگی کنم و میتونم چون تونستم این بیماریو کنترل کنم ازم خواست اگه من با این مسئله مشکل دارم بهیچ عنوان دیگه جوابشو ندم و برم تا ایشون اذیت نشن و فراموشم کنن و گفتن اگ خواستی بمونی ونری بهت قول میدم خوشبختت کنم وهرگز پشیمون نشی من ک همه حرفاشو خوندم تو دلم خالی نشد گفتم ایشون خیلی خصوصیات خوب و بهتری دارن ک بیماریش مانع نیس من ردش کنم دوستش داشتم و موندم بهش گفتم عمر دست خداس مهم ایمان و باعرضه بودن شماس ایشون خوشحال شدن ک من کنارشون موندن الانم ک باهاش حرف میزنم و میبنمش اصلا احساس نمیکنم ک مریض هستن چون زندگی عادی مث بقیه داره میره سرکار امور زندگی دستشه. ازتون خواهش میکنم خانم دکترباکتریایی منو بابت تصمیمم اگاهی بدین ک کار درستی کردم یان؟من تنها از چیزی ک میترسم اینه ک این بیماری مشکل ساز بشه و ایشون مدت کمی با من زندگی کنن واقعن نمیدونم چیکار کنم پسرخیلی خوبیه نه میتونم فراموشش کنم نه تنهاش بذارم
1401/09/26

سوال 22252

سلام. دوستان لطفا راهنمایی بفرمایید به نظر شما برای شروع یک رابطه گفتن اینکه من دیابتی هستم چه زمانی هست؟ ایا همون اول مطرح بشه خوبه؟
1401/05/27

سوال 18815

سلام خسته نباشید دختر ۲۶ ساله هستم .بعلت بیماری ژنتیکی در خانواده دو برادرم بیمار هستن ولی خواهر و برادر بعدی سلامت هستن و حتی متاهل و بچه دارند و مشکلی ندارند.من هم سلامت کامل دارم وخواستکاری دارم که بیماری دیابت دارند و از آمپول استفاده میکنند.گفتند که مشکلی براشون نداشته چون همیشه رعایت میکنن‌.و مشکلی در کار و تحصیلات ایشون نداشته .با توجه به وضعیت من و مشکل ایشون تردید دارم .چیکار کنم؟به جز آزمایشات که هنوز به اون مرحله نرسیدیم چطور میتونم مطمین بشم مشکلی برای فرزندانمون نخواهد داشت.واصلا این ازدواج به صلاح هست؟!