دختری۲۴ساله هستم که در دوران دانشجویی به پسری علاقه مندشدم که فاصله زیادی بین شهرامون بود واون تقریبا هیچ تصمیم جدی برای ازدواج نداشت منم برای اینکه هر دومون بیشتر صدمه نبینیم وبهم وابسته نشیم رهاش کردم وازش فاصله گرفتم وچندماه بعد برای فرار ازین مشکلات ازدواج کردم اما نتونستم فراموشش کنم و دوباره بهش پیام دادم ولی اینبار اون باسردی منو ازخودش دورکرد باوجودیکه نمیدونست متاهلم الان هیچ ارتباطی باهاش ندارم ولی هیچ میلی به ادامه زندگی درمن نیست خیلی دوسش دارم و نمیتونم فراموشش کنم تاجاییکه خیلی وقتا به خودکشی هم فکرمیکنم...