من جوانی هستم 18ساله ک در 1ماهگی پدرمو از دست دادم و در 6سالگی مادرمو من خیلی نگران ایندمم چون تو شرایط بدی زندگی میکنم خونه ماشین ندارم و درس هم ول کردم درامد ثابتی ندارم امسال قصد دارم کشاورزی کنم و بعضی وقتا نا امیدم حتی گریه میکنم 90درصد اوقات خودمو ب بیخیالی میزنم توفکر گذشتم نمیرم اما مشکلات روب جلو نمیذاره مثال خوبیه میگن بهم ب فکر نان باش ک خربزه اب است یعنی خودم روپای خودم باید وایستم بدون هیچ پشتوانه ایی بعضی وقتا قدرت تکلم ندارم ک من میتونم احساس ضعف و تنهایی میکنم چون تک فرزند هستم