پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/03/21

استخاره

اگر طبق تحقیقات سطحی در ازدواج با کسی شک داشتیم تحقیقات بیشتر نکردیم و استخاره قرآنی گرفتیم و استخاره فساد و دشمنی آمد یعنی بد حالا عمل به استخاره بد لازم است یا خیر؟
1404/03/13

استخاره

سلام کارشناسان محترم شما چقدر استخاره رو در امر ازدواج جایز می دانید لطفا با جزییات شرح دهید پیوست سوال من بعد از مشاهده جواب ادامه دارد
1403/09/05

سوال 995732

دختر مجرد ۴۷ ساله هستم دیشب موردی مطلقه تماس گرفتن برای آشنایی گفتن اگه مایلید عکس هم رد و بدل کنیم هر طور دوست دارین عکس رد و بدل کردیم چیزی نگفتن نظرشون رو پرسیدم گفت با عکس نمیشه نظر داد اجازه بدین استخاره کنم اگه خوب اومد همدیگرو می بینیم گفتم هر طور میدونید دیگه پیامی ندادن به نظرتون منتظر باشم ببینم نتیجه استخاره و زشته بپرسم ؟شایدم نتیجه استخاره خوب نبوده که دیگه چیزی نگفت...
1403/05/14

سوال 994848

سلام خسته نباشیدبنده با دختری آشنا شدم و چند باری هم بیرون رفتیم و حرف زدیم و تقریبا به توافق رسیدیممادر دختر و خود دختر موافق هستن پدرشونم( تقریبا) موافق هستن...اما از سمت برادر و بقیه فامیل نزدیک تحت فشار هستنحالا مادر دختر میخواد راجب این ازدواج استخاره بگیرهمیخواستم ببینم نظر و پیشنهاد شما چیه راجب این مساله...ممنون🙏
1402/04/13

سوال 28748

سلام خسته نباشی من جهت ازدواج یکی دختر رو بهم معرفی کردن و ما خواستگاری رفیتم خانواده دختر خوشش اومد همون شبش شماره رد بدل شد ولی بعد دوهفته گفتن ما استخاره گرفتیم بد اومد بهم زدن ..ولی بعد چند هفته دختر خانوم دوباره با بنده تماس گرفت و گفت من تو رو دوست دارم. و نمیتونم فراموشت کنم. حدود ۶ ماه ما در خفا باهم رفت اومد میگیردیم در ارتباط بودیم. و من دوباره خانوادها رو. دوباره راضی کردم و دوباره خواستگاری رفتم. و همه چیز اوکی شد بعد چند هفته جهت اشنای رفت اومد یهو دختر خانوم گفت من دیگه نمیخام ادامه بدم. تموم بشه بدون هیچی دلیل و اتفاق خاصی من حدود یکماه درگیر این قضیه شدم. همه چیزش خاموش کرد وبدون دلیل. من ول کرد ن خانواده اش چیزی گفتن ن حرفی
1401/07/28

سوال 20404

با سلام و خسته نباشید ،من از طریق گروه ازدواج با اقایی اشنا شدم ،که شرایط اولیه هردو ازنظر اعتقادی و فکری و اخلاقی جور بودیم .از اول اشنایی هم خانواده ایشان و من مطلع بودند .فقط در زمان اشنایی چون ماه محرم بود خانواده ایشان گفتند که بعدماه محرم و صفر می ایند برای خواستگاری رسمی و ددر واخر ماه صفر هم همه چی اوکی بودبا خواهرهای این اقا همراه خواهرم در پارک دیدار داشتیم که بعد اون اقا پیام دادن که من نمی تونم ،و وقتی علت را جویا شدم گفتن که استخاره کردن و بد امده و به اون خاطر .و بعد اون هم الان دوسال میشهسه بار دوباره پیام دادن و من ازشون خواستم که جدی تصمیم بگیرن که هر بار به خاطر این مسئله رابطه را قطع می کردم تا اینکه دوبار دوماه پیش پیام دادن و بعد اون من خواستم که وضعیت ام را مشخص کنه یا جدی بیاد خواستگاری یا کلا تمام که گفت۹۰ ٪ همه چی اوکی است فقط می خوام برای ارامش قلبم استخاره کنم که باز استخاره کردن و بد امد و و به طور کامل رابطه را تصمیم گرفتیم تمام کنیم من خودم فرد معتقدی هستم ولی برای ازدواج استخاره را قبول ندارم باید با عقل تصمیم گرفته بشه .و الان واقعا فراموش کردن سخت است چه کار کنم
1400/08/24

سوال 13813

سلام من دختر 24 ساله هستم که تقریبا 5 ماه پیش با فردی که به صورت رسمی به خواستگاری من اومده بودن 2 ماه با هم آشنا شدیم، تقریبا معیارها و ملاک های اصلی که مدنظر هر دومون بود رو داشتیم اما در مواردی هم اختلاف های کوچیکی بود که کاملا قابل حل بود مثل سبک برگزاری مراسم، اما چون هر دو خانواده ی مذهبی و معتقدی داشتیم این موضوع باعث شد که آقا پسر برای این امر استخاره کردن و بعد چون استخاره بد اومد تصمیم گرفتیم که دیگه رابطه آشنایی رو ادامه ندیم، با وجود این که درباره‌ی مهریه و شیربها هم صحبت شده بود و محضر هم دیده بودیم و تقریبا 90 درصد همه چیز اوکی بود اما به دلیل استخاره همه چیز تمام شد، بعد از چند وقت من متوجه شدم که شخصی از بستگانم دعایی برای من نوشته بوده که باعث بشه من کلا ازدواجم سرانجام نداشته باشه و به جدایی کشیده بشه، که حالا من میدونم دلیل این که استخاره آقا بد اومده بود دلیلش این بود که طلسم برای ازدواجم نوشته بودن و بعد من برای باطل کردن اون اقدام کردم...الان بعد از این 5 ماه من هنوز هم به ایشون فک میکنم و مطمئنم برای اون هم این موضوع سخت بوده که یهو همه چیز بهم خورد چون به من گفته بودن که تنها کسی بودم که ازم خوششون اومده بود وکاملا از لحاظ فرهنگی و خانوادگی و... تناسب داشتیم. من شماره ایشون رو دارم و دلم میخواد بهشون بگم که به دلیل اون دعا بوده که همه چیز بهم خورده و یه فرصت دیگه بهم بدیم، اما نمیدونم کارم درست هست یا نه؟در حقیقت جرئت این کار رو ندارم و بیشتر هم ترسم اینه که ایشون کلا نظرشون تغییر کرده باشه و جواب ندن و من سرشکسته بشم، از طرفی هم میترسم در آینده افسوس بخورم که چرا نتونستم باهاشون این موضوع رو مطرح کنم... میشه راهنمایی بفرمائید ممنون