پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/09/07

سوال 995750

سلام پیرو سؤال قبلی، به نظرتون منکه به استقلال آقا حساسم و بهتر می‌دونم که آقا هفته ای یه بار به خانواده اش سر بزنه اونم با همسرش. این حساسیت زیاده؟ من یه بار چوب وابستگی شوهر رو چشیدم! ایشون هر روز به تنهایی و پنهانی خونه مادرش بود و همه چیز رو از مادر و برادراش کسب اجازه می‌کرد و پشت بندش دخالت های خانواده اش در زندگیمون، هیچ رازی بینمون نبود و من آخرین فردی بودم که برنامه زندگیم رو می‌دونستم. این مسئله منو خیلی به هم ریخت. در ازدواج مجدد چیکار کنم که دیگه این اشتباه رو مرتکب نشم.با تشکر
1403/05/15

سوال 994858

با احترامبنده دختر ارشد یک خانواده هستم که از سطح تمول خوبی برخورداریم. پدرم رویکردی آزاد و روشن نسبت به انتخاب و ازدواج دارد حال آنکه مادرم به دلیل بستر خانوادگی و مشکلات و مسائل حل نشده ای که دارد ازدواج را برای دختر امری واجب و تحت هر شرایطی الزامی دانسته و همیشه ترس دارد دخترش انتخاب نشود برای ازدواج حال آنکه بنده به شخصه افراد نامناسب را نپذیرفته و یک سر انتخاب هستم. به عنوان فردی تصمیم گیر و مدبر نمیتوانم به خواست مادرم تن داده و عمری با حقارت با مردی که هیچ علقه خاصی با وی ندارم و نگاه کردن به وی کفاره عمر من خواهد بود زندگی کنم. مادر من از اینکه به آشنایان رای منفی بدهم اصلا بازخورد مناسبی نشان نمیدهد.جدال بین من و او تبدیل به یک استرس و گره کور در ازدواج و حتی ترس من از ازدواج و انتخاب شده است. اگر به میل من باشد هرگز ازدواج نمیکنم اما اینجا ایران استکشور زن ستیزان عالم و مادران زجرکشیده ای که طبق عادات قرون قبلی دختر را باید و باید به خانه بخت بفرستند چه خوشبخت و چه سیاه بخت
1403/01/31

سوال 993653

سلام ببخشید اگر دو نفر بعد از 3 ماه در دوران آشنایی به این نتیجه برسند که هردو انتقاد ناپذیر و ویژگی مدیر بودن رو دارن چجوری باید با هم سازش کنند؟ و اینکه خانم کمال طلب و آقا واقع بین باشهتفاوت سنی 10 سال است.