پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/28
سوال 995898
سلام. من همون دختر ۲۶ ساله شاهرودیام که معلمم. لازم به ذکر است که درمورد طلاق خواهرم، شما عزیزان گفته بودید نیازی نیست جلسهی اول مطرح شود درصورتی که ما به هر کسی جلسات دوم یا سوم میگفتیم، شاکی میشدند که چرا همون جلسهی اول نگفتید و همونجا رابطهی آشنایی رو تموم میکردند!!
۴ پاسخ۱۹ بازدید
1403/09/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995811
سلام خیلی ممنون از مشاوران گرامی ...اینکه گفتم موردی واتساپ پیام دادم جواب نداد و حس بدی داشتم گفتین خود اقا وسواس و سخت گیری داشته که این همه سال ازدواج نکرده.حالا که فکر میکنم بله واقعا چون خیلی سوال درباره اینده میکرد انگار خیلی نگران بود که من به فکر فرو میرفتم ویه دلیلش برای جواب منفی همین بود و گاهی میگفت تصمیمی میگیرم شرایطش هست ولی بعد یه مدت دلسرد میشم و از این مثالها .کلا خیلی حاشیه میرفت که خسته میشدم ..با رهنمود شما حال و حسم خوب شد و رها کردم اشتباه از منه که خیلی نشخوار فکری دارم ..انگار باری از دوشم برداشته شد تصمیم دارم مشاور فردی برم برای حال خوب .بازم تشکر از شما دوستان خوبم.
۳ پاسخ۲۴ بازدید
1403/09/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995802
ممنون از مشاورین محترم،فردی ک از من عکس لباس جذب میخاست،امشبو بیشتر ب حرفشون گوش دادم،گفتن ک ی بار باخانمی دوست بودم و باهم باغ رفتیم و در یه حدی تماس فیزیکی داشتیم،حتی عکس خانم رو هم داشت،حالا کسی غلطی میکنه و تکرار نمیکنه اما چرا عکس اون خانم توی گوشیش باشه،گفتن پروفایلشه.مشاورین محترم نمیدانم با هرکسی اشناشدم و ب اسم ازدواج جلو می آیند همه با دختران ارتباط داشتن و بیشترازچن روز اداما اشنایی را متوقف می کنم و ازشون خداحافظی میکنم. خودم با هیچ پسری دوست نبودم چرابایدد این پسرها سراغم بیایند،واقعا خسته م از مردان تنوع طلب
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/09/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995737
سلام خانم هایی که سنشون داره میره بالا توجه کنند به خاطر بالا رفتن سن، به ازدواج با هرکسی تن ندین.یه خواستگار از یک نرم افزار دیگه برام اومده بود تو همون جلسه ی اول حضوری متوجه شدم مادر خواستگارم دچار بیماری روانی دوقطبی هستش. من چون خودم تو این زمینه مطالعه کرده بودم متوجه علامت های ایشون شدمدر حالیکه مادرم فکر میکرد مشکل مادر ایشون فقط پرحرفی هستش. به خاطر تجرد، نا شکری بیش از حد نکنید ممکنه با ازدواج گرفتار آدم هایی بشین که حسرت همین روزهای مجردی رو بخورید.حقیقتش من خودم بعد از اینکه چند سال تو این نرم افزارهای ازدواج که همه تعریفشون رو می کنند حضور داشتم متوجه شدم اول تو آشنایی ها حتما باید بررسی بشه دلیل اینکه یک آقا تا سن چهل به بالا ازدواج نکرده چیه .مسئولیت پذیر نبوده؟خانواده ی آشفته ای داشته؟بیماری روحی یا جسمی داشته؟به نظر من نود درصد کسانی که اینجا ثبت نام می کنند یه مشکلاتی دارند مخصوصا آقایون .یک آقاست که میره خواستگاری یک خانم و برای خواستگاری محدودیت ندارهبعضی افراد به واسطه ی مشکلات اساسی که دارن و در آشنایان شناخته شده هستند و می دونن در واقعیت راه به جایی نمیبرن برای همین رو میارن به برنامه های مجازی.حتما سعی کنید بفهمید دلیل اینکه از این برنامه ها استفاده می کنند چیه ممکنه بین اینها آدمهایی هم باشن که مشکل اساسی نداشتن و فقط هم کفوشون پیدا نشده اما متاسفانه تجربه ی من نشون داده آدم های مشکل دار اینجا زیادند.تو این تجربه ی آخر خواستگاری متوجه شدم تجرد زیاد هم بد نیست ازدواجی که در اون آرامش نداشته باشی به درد نمیخوره.و خداروشکر کردم که مشکلات این چنینی تو خانواده ندارم و فقط تجرده که سعی می کنم اگر نتونستم ازدواج کنم باهاش کنار بیام اما خب نا امید هم نیستم امیدوارم با ازدواج کردن هممون رشد کنیم نه اینکه همین آرامشی هم که تو تجرد داریم نابود بشه
۲ پاسخ۱۹ بازدید
1403/08/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995640
سلام. دختری هستم متولد ۷۷ سالمه خواستگاری بهم درخواست آشنایی دادن که متولد ۷۰ هستند و هفت سال و هفت ماه ازم بزرگتره و یه جلسه دیدار ۴ساعت و نیم در پارک و کافه داشتیم . ایشون نسبتا شرایط خوبی نسبت به موردهای دیگم دارن مثلا محدودهی سکونت شون نزدیکه ، طبیعت گرده و قله نورده و کوه نورده که همیشه تو رویاهام بوده و دوست داشتم این مسائل رو با همسرم تجربه کنم و چون خودمم اهل طبیعت گردی و سفر هستم خوشم اومده و از لحاظ اخلاقی هم مورد پسندم بودن ولی خب شرایطی دارن مثلا که از همه مهمتره تک فرزنده که البته نسبت به خواستگارای دیگم که تک فرزند بودن پخته تر به نظر میرسید (ازنظر عقلی) و مورد دیگه وقتی عکس پروفایلش رو دیدم به دلم نشسته بود و ایشون هم خداروشکر درخواست ارسال عکس ازم نخواستن و یه راست رفتیم همو دیدیم و در همان لحظه ی اول متوجه شدم چشاش چپه و جا خوردم ولی هیچ رفتار ناشایستی انجام ندادم و کاملا بهش نگاه میکردم و به حرفاش گوش میدادم تا اینکه بهم گفت ۳ بار چشاش رو عمل کرده و من پیش دستی کردم و یهجوری که مثلا ناراحت نشه در مورد چپ بودن چشاش پرسیدم و حتی گفتم توی عکسا اصصلا معلوم نیست و البته اون عکسا قدیمی بودن و چهره اش خیلی نسبت به عکسا شکسته شده است و اون عکسا برای سال ۹۶ تا ۹۹ بوده و بعدش گفت که چشم راستش کاملا نابینا هست و من اصن تعجب کردم و جا خوردم و گف اصلا هیچکس متوجه نمیشه تا وقتی که خودش بگه در مورد نابینا بودنش و از همون دوران به دنیا آمدنش اینطوری بوده و گفت مامانش از یکی وقتی باردار یوده سرخچه گرفته و چشمش بخاطر این اینطوری شده و ازم پرسید که میتونم کنار بیام یا نه و من گفتم اصلا نمیتونم اون لحظه جواب بهش بدم و به نظرم خوشحال شد چون گف اگه اون موقع جواب میدادم جای تعجب داره و اینکه با همهی دخترایی که قرار میذاشته کلا فقط نهایتا تا یک ساعت صحبت میکردن و همه خاتمه میدادن و من اولین نفری هستم که این مدت باهم صحبت کردیم و خب البته چون من با بیشتر خواستگارام ۲ تا ۵ ساعت قرار میذارم برام عادیه البته خب بستگی داره چه موقع از روز باشه و اینکه البته بهش گفتم چرا هیچی از نابینا بودن یه چشمش توی فرمش ننوشته یا حتی مامانش اصلا به مامانم توی تلفنی که باهم صحبت کردن نگفته یا مثلا وقتی مامانم ازش پرسیده سربازی رفته با نه گفتش معاف شده بخاطر تک فرزند بودن اما وقتی ازش پرسیدم گفت بخاطر چشمش معاف شده و خب چون برادر خودمم یکمی پاش از به دنیا آمدنش مشکل داشت و عمل کرده و معاف شده خیلی عادی رفتار کردم و جتی گفتم بهش که خب یه برادرم رفته سربازی ولی اون یکی معاف شده بخاطر پاش ، قضيهی نابینا بودنش رو دو ساعت بعد از شروع مکالمون گفت و اینکه اوایل صحبت هامون چون من پرسیدم وسیله نقلیه مثلا موتور یا ماشین دارید یا نه گفت نه و بیشتر با مترو همه جا میره و چون خب من موتور دوس دارم گفتم مشکلی نیست ماشین نداری موتور هم خوبه و گفت اگه ماشین بگیرم من رانندگی میتونم بکنم یا نه و من خب چون گواهينامه ندارم و همش امتحان شهرش رو میافتم گفتم بهتره خودش رانندگی بکنه و من حالا در آینده شاید تونستم قبول شم اما خب خودش گفت گواهينامه داره ولی خب باباش ماشین داره اوصولا باباش رانندگی میکنه حالا من چون اون موقع نمیدونستم از نابیناییش اصلا توجه نکردم ، و الان تازه یادم افتاد که چرا این موضوع رو مطرح کرد و گفت ماشین میخره اما اگه خواستم من بشینم پشتش اون موقع خوشحال شدم گفتم تنها پسری هست که اینو میگه چون باقی پسرا هیچ وقت نگفته بودن من برات ماشین میخرم ؛ الآن موندم آیا واقعا گواهينامه ی ماشین داره آیا یا نه ؟! بهش آیا دادن ؟؟ بهش گفتم حداقل ۴ روزی وقت میخوام که فکرام رو بکنم و جواب بدم.و حتی ازش پرسیدم آیا اجازه دارم به خانواده ام در مورد نابیناییش بگم یا نه که گفت اگه میتونی کنار بیای به خانواده ام بگم اگه که نه اصلا نگم ، من بعد از دیدارمون حالم خیلی بد بود و اصلا نمیدونستم چیکار کنم و تا فرداش صبر کردم و چون مامانا همش میپرسن که چیشد نظرت چیه و اینا و همش غر میزنه که بالاخره با یکی از این خواستگارا ازدواج کنم و گل بی عیب خداستهیچ کس کامل نیست و اینا و چون اول گفتم بهشون نظرم منفیه و مامانم گف این که خوب بود نسبتا البته اصلا شغل خوبی نداره و درآمدش کمه ولی مثلا خونه برای زندگی داره از نظرشونون قابل قبول بود و نتونستم طاقت بیارم و گفتم بهشون که چشاش چپه و کاملا یه چشمش نابیناست الآن اوناهم کلا تو شوکن ولی من راحت شدم و نمیتونستم دووم بیارم و داشتم خفه میشدم و گفتم . حالا من چون آدم منطقی هستم و خیلی محتاطانه رفتار میکنم و صبورم و همه جوانب رو در نظر میگیرم و با عجولانه تصمیم نمیگیرم گفتم از شما راهنمایی بخوام که بببنم نظرتون چیه ؟و من چیکار کنم ! چهره اش هم معمولی بود تا حدودی به دلم نشست و ازش بدم نیومد ، قدم هم بلنده و زیاد ازم بلند نیست اما چون ورزشکاره و هیکلن خوشم اومد و البته گفت یکی از دوستاش تو قله نوردی که چندسال پیش بود فوت شده و از تیم ۵۰ نقره فقط تعداد کمی برگشتند و خودش اون موقع نرفته و جا مونده و رفیقش در اخر فوت شده دیگه نمیره و ترسیده و خب بهتر من واقعا میترسم و دوست نداشتم بره چیزی نگفتم و گف حاضری امتحان کنی طبیعت گردی و ... رو من م گفتم دوس دارم تجربه کنم و هیجان داره خوشش اومد.ببخشید که این همه نوشتم اما واقعا به نظرم لازم بود که همه چیز رو بنویسم و بگم . راستی مامانم اینا فکر کنم نظرشون منفی باشه البته نمیدونم هنوز چون ازشون نپرسیدم ولی از وقتی که موضوع رو فهمید دیگه غر نزد یا دوستام رو تو سرم نزد که همشون بچه دارن شوهر کردن و من هنوز هیچی یا با هرکس حرف میزنم روش ایراد میذارم البته من همه رو منطقی رد میکنم و با مشاوران همدم یا بیرون مشورت میکنم و خداروشکر تا الآن هیچ وقت پشیمون نشدم ، حالا فردا ازشون میپرسم ببینم نظرشون چیه ...راستی لطفا سوالایی یا چالش هایی رو هم مطرح کنید بهم که متوجه بشم آیا مثلا به مامانش یا باباش وابسته هست یا نه چون تک فرزنده و مثلا استقلال فکری داره یا نه ... که البته وقتی این همه مدت میرفته مسافرت و اینا معلومه که وابستگیش نسبت به والدینش نسبت به خواستگارای دیگم که همشون بچه ننه بودن و معلوم بود ولی این خیلی کمتره.راستی گفت یه عکل دیگه هم داشته که تیروئیدش رو کلا درآورده و الآن قرصش رو میخوره گفتم چرا گف باید در میاورده و خطرناک بوده ... میخواستم بدونم مهمه یا نه مثلا ربطی به بچه دار شدن داره یا نه هم تیروئیدش هم چشمش ؟ مثلا ارث بده به فرزندشچون دقیقا یه خواستگار داشتم همشون کم خونی شدید داشتند هم خودش هم ۳تا برادرش و هم مامانش (یاد اون افتادم گفت به بچم هم میدم) گفتم شاید اینم اینطور باشه ولی خودش هیچی نگفت البته منم نپرسیدم ازش یادم نبود تو شوک بودم اون موقع 🤦🏻♀️ ممنون میشم کمکم کنید و نظرتون رو بفرمائید🙏🏻🌹
۴ پاسخ۳۰ بازدید
1403/07/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995470
سلام دوست عزیزم. از نحوه برخوردتون با اون اقا لذت بردم. دخترایی مثل شما باعث افتخارن. نمیدونم چرا اما پسرهای بالای ۳۵ سال ک هنوز مجردن، انگار از تجردشون راضی هستن و اشنایی با دختر رو فقط برای پر کردن وقتشون میخوان. متاسفانه من به تازگی از چنین رابطه ای خارج شدم و در حال گذراندن روزهای سوگ هستم. بنظرم تا وقتی از نیت واقعیش برای ازدواج مطمئن نشدی وارد رابطه نشو. خوشبخت باشی با پسری که لیاقتت رو داره🌷
۱ پاسخ۷ بازدید
1403/07/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995463
سلام و وقت بخیر کسی که سابقه سنگ کلیه داره اما کلیه هاش سالم هست و مشکلی نداره باید این مسئله رو زمان خواستگاری مطرح کنه؟
تست های روانپزشکی1ازدواج نکردن به دلیل داشتن بیماری خاص1چه چیزهایی در جلسات خواستگاری بگوییم1جواب خواستگاری 1ترس از ازدواج به دلیل داشتن مشکلات جسمانی 8+
۴ پاسخ۱۷ بازدید
1403/07/19
سوال 995461
سلام.قبلا سوالی پرسیدم ک همکارم دوست دختر زیادی داره،و ازش نیز خوشم اومده،مشا ورین فرمودن در مورد تنوع طلبی او بیشتر تحقیق کنید،درست گفتن ایشان یک فرد تنوع طلب بودن،بسیارممنون،توصیه من هم به اعضای همدم،گول زبان و ظاهر و موفقیت افراد را نخورید.پسری که برای زندگی تلاش میکنه وخوش اخلاقه و شما را می خواهدوتنوع طلبم نیس رهایش نکنید
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1400/11/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 14808
سلام و درود . بازهم برایمان از بلوغ فکری بِسُرا و بگو ک چگونه بدان نائل شویم ؟ در رساله ی قبلی نکاتی چند در این باره شنیدندی و واقعا زيبا بودندی اما باز هم پیاله ای چند از آن به ما بخوران . (اميدوارم ك اينگونه سخن راندن موجب منافرت کسی نگردیدندی )
۱ پاسخ۸ بازدید