پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/07/09
ناشناسخانواده و روابط
دختر متولد۶۵ و خواستگاری که شهرستان ساکن
سلام روزبخیر، ی دختری متولد ۶۵ ساکن تهران اصالتا یزدی،خواستگاری دارن که نمیتونن بخاطر کارشون از شهرستانهای یزدب اسم مهریز خارج بشن برای سکونت.حالا این دختر نمیدونه چیکار کنه.چون از ی شهر بزرگ میره شهرستان با اداب خودشون چون خود یزد نیست و مهریزه و اونجا هیچ فامیل و اشنایی نیست.خارج از تهران خیلی براش سخته زندگی کنه.و از طرفی ب این فکر میکنه سنش بالا رفته و گزینه هاش خیلی کم شده و حالا بعدی معلوم نیست کی بیاد لطفا راهنمایی میفرمایید چطور میتونه تصمیم درستی بگیره چه چیزهایی میتونه قابل حل باش و روش اصراری نداشته باش و متوجه چه چیزهایی باید باشه؟ و برای اشنایی اولیه احتمالا حضور کم پیش بیاد و چند وقت یبار خوبه همو ببینن و ایا تلفنی و پیامی میتونه مناسب باش؟
۳ پاسخ۶۴ بازدید
1404/07/08
خواستگاری
دیروز رفتیم خواستگاری. هنوز ننشسته بودیم که مادر دختر خانم فرمودند آقا پسر میتونه همین شهرمون خونه بگیرن و خودشون همون شهری که کار میکنند مشغول باشند و بیایند سر بزنند؟؟ من کرج کار میکنم و دختر خانم اهل چهارمحال هستن. گفتم خیر من کارم کرج هست و ایشان باید بیان کرج. جلسه قبل که من نبودم و مادرم بودند گفته بودند که شرکت به پسرم خونه داده اما یک سوئیت هست و برای زندگی متاهلی مناسب نیست اما دیروز تا انگار تازه از من میشنید که سوئیت هست و مناسب متاهلی نیست یهو حرفش عوض شد و گفت نه دخترم راه دور نمیاد در صورتی که قبلا گفته بود مشکلی برای راه دور نداره...میگفتند دخترم راه دور غریبه و ....خواستم بگم تا شنیدید که خونه از خودم ندارم فکر غریبی و دست تنهایی دخترتون افتادید!! خلاصه شروع کرد به داستان سرایی که اره جهاز باید اقا تیکه های بزرگ رو بخره ، پدر باید تو عروسی کمک کنه و... در حالی که من جلسه دوم بعد ۳ ماه اومدم مرخصی که بریم و منم دختر رو ببینم و حرف هامون رو بزنیم اما جلسه اصلا به سمتی دیگه رفت و مادر ایشان کلا نمیزاشت پدر دختر حرف بزنه!! گفتم من پدرم کشاورز هست و الان خوردیم به خشکسالی توقعی نمیتونم ازش داشته باشم، فقط خودم هستم و خودم.... پدرشون پرسیدند حقوقت چقدره گفتم ۵۰. گفت اره اینجا با ۵۰ میشه زندگی کرد اما کرج خیر، گفتم من یکی از شهرهای اطراف کرج هستم مشکلی نیست.... و دیگه ایشون کلا رفتن تو سکوت و مادرشون ادامه دادند.... گفتم ای بابا من هنوز با دختر صحبت نکردم ببینم اصلا همو میپسندیم یا خیر.... من کارشناسی ارشد مهندسی برق هستم اما دختر خیاط... اما خواسته هاشون خیلی زیاده .... دیگه خداحافظی کردیم و امدیم..... ما مردم خیلی عوض شدیم ... خواستم بگم اگر با حقوق بالای ۵۰ کسی پیدا شد تو هوا بزنید ...دیروز رفتیم خواستگاری. هنوز ننشسته بودیم که مادر دختر خانم فرمودند آقا پسر میتونه همین شهرمون خونه بگیرن و خودشون همون شهری که کار میکنند مشغول باشند و بیایند سر بزنند؟؟ من کرج کار میکنم و دختر خانم اهل چهارمحال هستن. گفتم خیر من کارم کرج هست و ایشان باید بیان کرج. جلسه قبل که من نبودم و مادرم بودند گفته بودند که شرکت به پسرم خونه داده اما یک سوئیت هست و برای زندگی متاهلی مناسب نیست اما دیروز تا انگار تازه از من میشنید که سوئیت هست و مناسب متاهلی نیست یهو حرفش عوض شد و گفت نه دخترم راه دور نمیاد در صورتی که قبلا گفته بود مشکلی برای راه دور نداره...میگفتند دخترم راه دور غریبه و ....خواستم بگم تا شنیدید که خونه از خودم ندارم فکر غریبی و دست تنهایی دخترتون افتادید!! خلاصه شروع کرد به داستان سرایی که اره جهاز باید اقا تیکه های بزرگ رو بخره ، پدر باید تو عروسی کمک کنه و... در حالی که من جلسه دوم بعد ۳ ماه اومدم مرخصی که بریم و منم دختر رو ببینم و حرف هامون رو بزنیم اما جلسه اصلا به سمتی دیگه رفت و مادر ایشان کلا نمیزاشت پدر دختر حرف بزنه!! گفتم من پدرم کشاورز هست و الان خوردیم به خشکسالی توقعی نمیتونم ازش داشته باشم، فقط خودم هستم و خودم.... پدرشون پرسیدند حقوقت چقدره گفتم ۵۰. گفت اره اینجا با ۵۰ میشه زندگی کرد اما کرج خیر، گفتم من یکی از شهرهای اطراف کرج هستم مشکلی نیست.... و دیگه ایشون کلا رفتن تو سکوت و مادرشون ادامه دادند.... گفتم ای بابا من هنوز با دختر صحبت نکردم ببینم اصلا همو میپسندیم یا خیر.... من کارشناسی ارشد مهندسی برق هستم اما دختر خیاط... اما خواسته هاشون خیلی زیاده .... دیگه خداحافظی کردیم و امدیم..... ما مردم خیلی عوض شدیم ... خواستم بگم اگر با حقوق بالای ۵۰ کسی پیدا شد تو هوا بزنید ...
۳ پاسخ۱۴۲ بازدید
1404/06/16
ناشناسخانواده و روابط
خواستگار شهرستانی
سلام وقت بخیر ، بنده تک دخترم ،سی هشت سال سن دارم . معرف هایی از شهرهای مختلف دارم . خانواده من سریع مخالفت میکنند با راه دور.
اصلا با خواستگار شهرستان ی میونه خوبی ندارن.دلشون نمیخواد از پیششون برم و دور باشم ازشون . گناه من چیه ، منم حق زندگی دارم سنی ازم گذشته . چطور میتونم خانواده مو با این موضوع توجیه کنم اصلا نمیتونم اسمی از خواستگار شهر دیگه ببرم . اگرم بهشون چیزی بگم فکرهای عجیب و غریبی میکنن . خانواده من خیلی سنتی هستن . هم دوست دارم ازدواج کنم و هم میترسم که انتخاب خوبی نداشته باشم . برای همین همیشه سکوت میکنم .
۳ پاسخ۹۱ بازدید
1404/06/15
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
بنده دختری هستم ۲۸ ساله اما هر خواستگاری برام میاد یا میخواد از شهری که محل سکونتم هست بره یا از یک شهر دیگه هست منم به دلیل شرایط خانواده و تک دختر بودن خانوادم اجازه نمیدن که برم شهر دیگه زندگی کنم و خودمم دوس ندارم و برای یک دختر هم سخته متاسفانه،در شهر محل سکونتم قم همشهری و فارس خیلی کم هست چون اصالتا برای گیلان هستیم، خودم یک دختر محجبه چادری و مذهبی هستم، اما اشخاصی که معرفی میشن به من همه معمولین و هم کفو نیستن، یا اینکه زبان و فرهنگشون با ما بسیار متفاوته واقعا چاره چیه من دیگه خسته شدم اینقدر خواستگار رد کردم که متناسب من نبوده، ملاک های من واقعا رویایی نیست منطقیه، یک فرد باید از نظر تحصیلاتی، قومیتی و فرهنگی، و سن و هم کفو بودن به دختر خانم بیاد
باید چکار کنم سنمم داره میره بالا🚶🏻♀️
هم کفو بودن در ازدواجتفاوت سنی زیاد با همسر علاقه به ازدواج با همشهری فراهم نشدن شرایط ازدواجترس از آینده3+
۳ پاسخ۸۲ بازدید
1404/05/30
ناشناسخانواده و روابط
مخالفت خانواده
با سلام من با آقایی از طریق سامانه آشنا شدم و حدود یک ماه با هم در ارتباط بودیم همه چیز خوب پیش رفت خیلی با هم تفاهم داشتیم . ما از دو شهر مختلف بودیم حتی آقا یک جلسه تنها آمدن شهر ما و همدیگه رو دیدیم و صحبت کردیم .
من همه چیز به خانواده م گفتم و نظر خانواده مثبت بود و گفتن میتونن با خانواده شون تشریف بیارن .نظر خودمو و خانواده مو بهشون گفتم و ایشون گفتن که مادر در جریان هستن ولی پدر نه
باهاشون باید صحبت بشه .
طبق گفته های خودشون نظر آقا هم مثبت بود ولی خانواده همراهیشون نکردن و رضایت نداشتن
و دلیل مخالفتشون رو مسافت اعلام کردن که دو نفر اذیت میشن .
ایشون هم گفتن رضایت خانواده شرط هست و رابطه رو دیگه ادامه ندادن دیگه منم چیزی نگفتم .
من و آقا 38 سالمون بود البته من چند ماهی بزرگتر بودم .
خواستم بگم چرا وقتی دو نفر با هم تفاهم دارن و همه چیز قبول کردن خانواده مخالف باشن .
مهم خوشبختی و حال خوب دو نفر هست
بالاخره کلی وقت و انرژی تو این مدت صرف شد تا به شناخت همدیگه رسیدیم
و دلیل مخالفتشون اصلا برام قابل درک نیست.
کلا از نظر روحی حالم خوب نیست. و زمان میبره تا بخوام با این موضوع کنار بیام.
اینم بگم مسافت دو شهر هم زیاد نیست نهایت پنج و شش ساعت
من قبلش هم بهشون گفتم نگران اسکان نباشید.
گ
۳ پاسخ۱۱۴ بازدید
1404/05/22
ناشناسخانواده و روابط
اصرار خواهر به تصمیم غلط
خواهرم خواستگاری داره که از شهر کردستانه و ما شمال هستین، رسومشون با ما فرق داره وکسی از اعضای خانواده راضی به این وصلت نیست، با اصرارهای خواهرم چه کنیم؟
۴ پاسخ۳۲ بازدید
1403/10/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996091
خانوم شریبانی ، درسته حرف شما درست که یک پسر خواستگاری دختری از شهر دیگه میره ممکنه به اختلاف بخورن ، خب این درسته حرف شما درست ، این اختلافه بیشتر بخاطر توقعات مالی و ظاهر ی که از پسر ا دارن.اگه از همون اول برای ازدواج ما پسرا یک گزینه ی دیگه ، یعنی ازدواج با دختر غیر ایرانی رو رواج داده بودین یا سایت هایی مثل اینو زده بودینالان هیچ پسری مجرد نبود
مشکل اقتصادیممنوعیتهای ازدواج چیستممنوعیتهای ازدواجزیبایی ظاهری در ازدواجترس از ازدواج با غیر همشهری5+
۲ پاسخ۳۲ بازدید
1403/07/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995411
با سلامهفت روز پیش از همدم آقایی با تفاوت سنی ۷ سال درخواست آشنایی داشتند من ترجیح دادم از ابتدا شماره رد و بدل نشه و آشنایی اولیه از اتاق دیدار باشه. ولی آقا این روند آشنایی رو نپذیرفتند.و اینکه از لحاظ فرهنگی تفاوت داشتیم ایشون اهل شهرستانی دور از ما بودند و شغلشون ایجاب می کرد در شهر ما ساکن باشن.و خودشون رو از خانواده سطح بالای اقتصادی معرفی کرده بودند در حالی که من در خانواده متوسط و با قناعت بزرگ شدم هر چند در حال حاضر شاغل هستم و موقعیت مالی و اجتماعی خوبی دارم به نظرم اومد این تفاوت سطح خانواده ها مشکل ساز باشه. بنابراین از معرف خواستم معرفی رو رد کنند. الان نشخوار فکری پیدا کردم که کاش با ایشون آشنا میشدم. بعد از این مدت کار درستیه از معرف بخوام معرفی رو به صورتی که مد نظر آقا بوده پیگیری کنند؟ اصلا به نتیجه اش امیدوار نیستم
۴ پاسخ۵۰ بازدید
1400/07/11
سوال 11411
من هنوز نمیدونم میخوام طرف مقابلم باید چه ویژگی هایی واشته باشد،مخصوصا اینکه از شهر دور بگیرم یا خیر؟چون خودم نمیخوام در شهر خودمان ساکن بمانم ولی از آنطرف استرس عدم شناخت و سختی راه برای مراسمات و عدم شناخت کافی خانواده طرف مقابل و خود آن شخص مرا میترساند،به نظر شما چیکار باید بکنم؟
۳ پاسخ۳۴ بازدید