پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/04/03

ازدواج

سلام از بعد جدا شدنم احساس میکنم قرار نیست کسی رو خوشبخت بکنم دیدم اینطور شده همین که وارد زندگی من نشود تا بدبخت بشه یعنی خوشبخت شده خخخخخ حتی دختری که یکسال دنبالش بودم و چهار ماه روی خانواده اش تحقیق کردم و شناخته شده بود برام رو به دوستم معرفی کردم که نکنه وارد زندگی من بشه و بدبخت بشه البته چندتا از دوستان هم بهم میگفتن قبل 30 سالگی ازدواج کن چون بعدش سرد میشی و خیلی به ازدواج پیدا نمیکنی که شاید برای همون هم باشه هرچی نباشه دو سال از 30 سالگی رد کردم
1403/06/10

سوال 995194

سلام من خانم ۴۴ ساله هستم دوبار طلاق گرفتم یکبار در۲۹ سالگی و یکبار ۳۸ سالگی الان دیگه می ترسم ازدواج کنم هم مورد خوبی هم پیدا نمیشه احساس تنهایی می کنم چون بچه هم ندارم احساس می کنم دارم افسرده میشم
1403/03/11

سوال 994059

من نمیتونم رابطه برقرار کنم و به سمت ازدواج هدایتش کنم
1401/11/02

سوال 23535

سلام بنده 37 سال دارم 4سال پیش بایک خانم آشنا شدم از فامیل خودمون بعد عقد کردید بعد از گذشت یک سال نامزدم بنده سر ناسازگاری آورد و هر کاری کردم حاضر به ادامه زندگی نشد البته من چند بار روان پزشک و مشاوره نامزدم بردم بخاطر وسواس که داشت ولی هر روز بد تر شد تا از هم جدا شدیم حالا بعد گذشت سه سال از جدایی ما بنده دوباره قصد ازدواج کردم ولی می ترسم که خواستگاری بروم مثل قبل نشود می خواستم ببینم چه راه حلی دارد چند وقتی هستش کلا افسرده شدم و دایم حالم بدهستش به خاطر این موضوع البته من از نظر کار یا خانه و ماشین وسایل زندگی هیچ مشکلی ندارم و ضعیت مالی بدی ندارم
1401/05/30

سوال 18884

سلام علیکم خسته نباشید،من آقایی مذهبی هستم سنم ۳۵به بالاست قبلاً ازدواج کردم ودوبچه دارم و خاطره مذهبی نبودن همسر م به مشکلات خوردیم و...از هم جدا شدیم الان کسی پیدا شده که شرایط بچه‌ها یم پذیرفته سنش هم سن منه وتابه حالا ازدواج نکرده.من سوال اینه کسی تابه حالا ازدواج نکرده و سابقه بچه داری نداره(مدرسه ببره،تره خشک کردن و...) چون حول ازدواج کردنه زود شرایط منو پذیرفته میترسم فردانیا تحمل بچه‌ها نداشته باشه بعد ول کنه بره،،طرف پدر و مادر نداره فقط برادرش سرپرست ش
1401/05/03

سوال 18275

سلام من خانمی هستم که متاسفانه دوبار جدا شدم ،هر دو به مدت خیلی کم بوده و در اثر یه دلسوزی احمقانه بوده ،الان واقعا نیاز دارم که کسی رو کنار خودم داشته باشم ولی همه به چشم یه خوش گذرونی بهم نگاه می کنن که حتی من خیلی از موارد نمی گم جدا شدم و واقعا از دست ادمهایی که سرراهم قرار می گیرن خسته شدم ،ادمهایی هستن که برای زندگی نمی یان ،دروغ می گن و وقتی می بینن من اهلش نیستم با یه بهونه الکی یا دروغ می رن،من چکار کنم با این همه تنهایی
1401/04/01

سوال 17597

سلام من نمیتونم به پسری اعتمادکنم احساس میکنم همه پسرامثل همن یه بارشکست خوردمه واس همین دیگه به کسی نمیتونم اعتمادکنم چکاربایدکنم که بتونم اعتمادکنم
1401/02/31

سوال 16895

سلام وقت بخیر من در یک خواستگاری شرکت کردم که چند جلسه با خانواده به این جلسات رفتیم ودر جلسه آخر متوجه شدیم که دختر یک ازدواج نا موفق داشته که واسه من مشکلی نداره ولی خانواده دختر چشم ترس شدن و مادرم که تماس گرفته که در خواست کنه دختر و پسر جهت آشنایی بیشتر باهم رفت آمد داشته باشن گفتن باید برن پیش مشاور ولی من چیز زیادی از اون دختر نمیدونم یا هنوز رفتاری ندیدم که بخوام و برم برای مشاور صحبت کنم چون قبلا هم مشاوره رفتم و تاکید مشاورین رفت و آمد و شناخت بیشتر از هم بودو همچنین به خانواده دختر اعلام شده که پس از چند جلسه رفت و آمد مشاوره هم باید بریم و لی اصرار به اینکه از الان در حضور مشاور بریم دارن. به نظر شما من چه رفتار و صحبتی باید انجام بدم باتشکر
1401/01/28

سوال 16423

احساس میکنم تو انتخاب همسر دچار مشکل بشم یا منجر به طلاق بشه،
1401/01/14

سوال 16113

سلاموقت‌تان به‌خیرمن در گذشته عقد ناموفق داشته‌ام. الان برایم انتخاب مورد دارای سابقه ازدواج بهتر است یا بدون سابقه ازدواج؟ممنون میشوم راهنمایی بفرمایید
1400/12/01

سوال 15329

پسری هستم از یه خانواده سنتی مذهبی،بعد اتمام سربازی دو سالی میشه که شغلم مهندس عمرانه و به صورت پروژه ای کار میکنم یعنی منزل در نیشابور و محل کارم تو چابهاره و بعد هر دو سه ماه اقامت به مدت ده روز میرم مرخصی،همه ی عمرم تابع همه ی قوانین بودم قوانین خانواده،مذهب،جامعه و...طی این سالا خودمو نگه داشتم و با وجود کشش بسیار قوی تونستم سمت هیچ جنس مخالفی نرم تا هم قوانین اعتقادی رو رعایت کرده باشم و هم اولین و آخرین رابطم با کسی باشه که بهش میگن"همسر"اما این اواخر واقعا از ازدواج کردن نا امید شدم به خودم میگم:تو که تا حالا نرفتی یه کیلو میوه بخری و همه عمرت فقط مسیر خونه محل تحصیل،محل تحصیل خونه رو رفتی و هیچ وقت یه زندگی مستقل رو تجربه نکردی حتی رانندگی بلد نیستی چجوری میخوای یه زندگیو اداره کنی؟؟اصلا مفهوم اداره زندگیو میدونی؟؟این شغلی که داری امنیت شغلی نداره و باید به شهرای دور بری که اصلا کی قبول میکنه!!!چجوری میخوای با ۵ دقیقه دیدن دختری که اسمشم نمیدونی تو یه جلسه خواستگاری بفهمی ازش خوشت میاد یا نه تویی که اونقدر تنها بودی که حتی دوست هم جنس هم نداشتی؟! خانواده هم که اصلا به قضیه تاهل تجردت اهمیت نمیدن!الان چیزی که این روزا تو فکرم افتاده اینه که بیخیال اون من سابق شم و تو یکی از همین مرخصیام خیلی راحت به جای رفتن به شهر خودم برم یه شهر دیگه و ازدواج موقت رو انجام بدم که کسی هم جز خودم و خدا نمیفهمهالان بین دوراهی حفظ اون شخصیت تابع قوانین اما در عذاب یا تبدیل شدن به نفری که هر کار دلش میخواد میکنه موندم لطفا منو راهنمایی کنید
1400/09/29

سوال 14340

با سلام با دختر خانمی آشنا شدم که ۶۰ درصد معیارهای مدنظرم رو داره و فعلا پاسخی ندادم از طرفی اهل دوستی خیابانی نیستم و مادرم هم ارتباطات گسترده ای نداره که بتونه دخترخانم بامعیارهای مدنظرم پیدا کنه و خودمم اخیرا فشار جنسی به شدت اذیت میکنه و با اینکه دوس ندارم که صرفا به خاطر این موضوع ازدواج کنم و منطقی بررسی کنم ولی به حدی تحت فشارم که میخوام به خانواده بگم که همون دختر رو پیش قدم بشن ولی میترسم بعد از وصال تازه بفهمم چه اشتباهی کردم . چکار کنم؟ممنون ، در ضمن ۳۲ ساله هستم