سلام وقتتون بخیر من دخترم ۱۴سالمه تا ۴ماه پیش بدترین حالت ممکن یه زندگی بدی داشتم و الانم دارما ولی با یه تغییر که منو سرپام نگه داشته ۴ماهه که رل زدم مجازی رابطمون خیلی خوبه البته نزدیک بود رابطمون خراب بشه چون من دچار افسردگی شده بودم کمکم کرد با اینکه اونم۱۵سالشه سنش کمه ولی حس میکنم درکمون خیلی بالاست اولای رابطه میخاست که به مامانش بگه ولی شرایطش نشد که بگه چجوری بگم دیوانه بار عاشق همدیگه ایم میترسم مامانم بفهمه بدبختم میکنه چاره ای جز خدکشی ندارم چون واقعا اتیشم میزنه کلا خیلی پاچه گیره یواشکی تلفنی حرف میزنیم واقعا جز اون کسیو ندارم که باهاش اینقد حرف بزنم لطفا راهنماییم کنید چون تو زندگی خیلی بد اوردم و کسی ندید🤍