پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/03/23

سوال 994167

با سلامپسری هستم هر جا رفتم برای خواستگاری جواب رد بهم دادن چه برای خواستگاری چه برای رابطه هر دو مورد تا به امروز نشده از طرفی نیازی ج و عاطفی داره خفم می‌کنه ، هر روز افسرده تر از دیروز ، کاری ندارم بهم جواب رد دادن چون بالاخره هر آدمی حق انتخاب داره میخواستم بگم خیلی رکم بگم نیازام داره دیووونم می‌کنهمی‌خوام مهاجرت کنم ، از شما کارشناسا میپرسمنمی‌خوام منصرف بشم‌ احساس میکنم کشور دیگه آدم راحت نیازاش برطرف می‌کنه و جواب رد نمیشنوهآیا بقیه ی پسرهای مثل من و با شرایط من باید همچین کاری کنن
1403/02/23

سوال 993869

سلامآیا پسری مثل من و امثال من که تا حالا نتونستیم ازدواج کنیم آیا با مهاجرت کردن به کشور دیگه مشکل حل میشود ؟
1402/12/21

سوال 993307

سلاممن همون پسریم که گفتم دنبال مهاجرت کاریمو از پاسخ مشاورای محترم تشکر میکنم ولی میخوام بگم خود دختر خانوم قبول کرده یعنی منو پسند کرده حالا می‌خوام با دختر خانوم صحبت کنم و از شما کمک می‌خوام که یجور صحبت کنم جواب منفی بده چون من اگه جواب منفی بدم اونا خیلی ناراحت میشنو قصد من ناراحت کردن کسی نیستمن چاره ای جز حذف ازدواج بخاطر شرایطم ندارم
1402/12/20

سوال 993299

با سلاماز مشاوران محترم سوالی دارم من با توجه به گذشته و اتفاقی که برام افتاده می‌خوام مهاجرت کنم اونم مهاجرت برای کار اگه خدا بخوادمن الان دو ماهه سربازیم تموم شده بین سربازیم یه معرف پیدا شده بود و یک دختر که میشه برادر زادش و معرفی کرد. مادرم با اینکه جواب من منفی بود جواب مثبت داده.الان من تو تنگناه قرار گرفتم اگه جواب منفی بدیم یا بهونه بیارم مطمعنن اونا ناراحت بشن از طرفی می‌خوام مشاورای عزیز یه راه حلی بدن که کاری کنم دختره و خانوادش جواب منفی بدهمن حقیقت دنبال مهاجرت کاریم و اونجا ازدواج کنم ولی مادرم و پدرم جلو پای من سنگ میندازن
1402/05/27

سوال 988432

من دختری ۳۳ ساله هستم. همیشه برای رشد خودم تلاش کردم. از نظر شغلی و بسیاری جهات دیگر موفقم و امکان مهاجرت کاری دارم. ولی توی حساب کتاب با خودم و دلم حس کردم رفتن تنهایی رو دوست ندارم. انتخابم این نبود...ازدواج برام مهم شد توی چند سال اخیر. بین گزینه هایی که برای ازدواج برام مطرح بوده حدود ۳ ماهه با آقایی آشنا شدم که خودم رو از خیلی جهات به ایشون نزدیک میبینم. ایشون به صورت جدی به مهاجرت فکر نمیکنند. حداقل الان برنامه جدی ای براش ندارند...البته که مهاجرت موضوع پیچیده ای هست و من آگاهانه توی رابطه با ایشون جلو رفتم....در کنار همه نکات مشابهی که باهم داریم و قدرت تعامل مثبتمون یه گوشه دلم یه نگرانی هست...اینکه همیشه گفته میشه زن و شوهر باید هدف های یکسان داشته باشن شامل چه مواردی میشه؟ کمکم کنید به موضوع و شرایطم درست نگاه کنم...چقدر دل به دریا بزنم و باهم پا در این مسیر بذاریم؟
1401/09/19

سوال 22036

سلام دوستان لطفا قضاوت الکی نکنین هرکسی تونست جواب بده نتونستم مرسی ، من ۳۰ روز دیگه باید کانادا باشم یا اقامتم باطل میشه بخاطر خروجم و میخام همسرم ایرانی باشه چون دارم میرم اونجا تنهام هستم الان چند نفر خانوم هستن میخان باهام ازدواج کنن ولی میدونم دلیلش پول و پاسپورتمه ، برنامه همدم زمانبره و نمیشه اعتماد کرد ، بنا به شرایطم و چون میخام زندگیمو تغییر بدم نه امکانش وجود داره و نه میتونم تا دو سال برگردم ایران پس میخام ازدواج کنم برم نمیخامم برم زن کانادایی بگیرم بنظرتون چیکار کنم ؟
1401/05/26

سوال 18802

سلام اگه کسی قصد قطعی مهاجرت داشته باشه و اینجا هم تو پروفایل همدم ذکر کرده باشه که مایل به مهاجرته. درسته که بعضیا میان و بدون توجه به اون قسمت تو پروفایل درخواست میدن؟ وقتی قصد مهاجرت ندارن بهتر نیست وقت آدم رو تلف نکنن؟ حالا بعضیا هم میخوان نظر آدمو راجب هدفی که پس از سال‌ها تحقیق و سنجش و بررسی تعیین کردیو عوض کنن! وقتی هدف اصلی یه نفر مهاجرته، طرف مقابل اول باید اونو قبول کنه بعد درخواست ملاقات حضوری یا آشنایی بیشتر بده. نه اینکه بخواد وقت آدمو بیشتر تلف کنه به امید اینکه نظر آدمو بخواد عوض کنه! وقتی اصلا هم مسیر نیستیم، ادامه‌ی آشنایی درسته؟ در مواجهه با همچین مواردی چه میشه گفت؟کاش به اون بخش مهاجرت سرسری نگاه نکنن و فقط به کسایی که هم مسیر هستن درخواست بدن که وقت دوطرف تلف نشه
1400/11/18

سوال 15045

مادر پدرم از هم چهار ساله جدا شدن ولی تو یه خونه زندگی میکنن (برای منو خواهرم)پدر همیشه درحال خیانت بوده. مادرم دوسال پیش موقع با یه آقایی صحبت میکرده و پدرم غیرتی میشه روشمادرم علاقه ای به رابطه با پدرم نداره. توان مالی هم نداره. خانوادش حمایتش نمیکنن. مادرم یتیم بزرگ شده توی یکسالگیش پدرش شهید میشه.پدرم شش سال پیش ورشکسته شد و همچیشو از دست دادش. با خانواده پدرم صبحت کردم که کمک کنن وضعیت درست بشه ولی بدتر آتیششو بیشتر کردنپدرم میگه دکتر بهش گفته پروستاتش مشکل داره باید فعال باشه که سالم بمونه (که من مخالف این حرف، یه پژوهش کامل و جامع نیستش)مادرم حاضر به رابطه جنسی با پدرم نیست و نمی خواد ازدواج دوباره کنه باهاش. از یه سمتم وقتی پدرم میره سراغ افراد دیگه مادرم غیرتی میشه.پدرم مادرمو تهدید به بیرون انداختن از خونه میکنهمادرم مهریشو قسطی کرده ماهی 1تومن پدرم به مادرم ماهی ۲تومن میده برای خرجی ولی وقتی مادرم میگه مهریمو بده همون خرجیو که مادرم میده رو میگه مهرت بودهمادر پدرم همه درد و دلشونو با منو خواهرم میکننهمش مسائل و بدی های هم دیگه رو به ما میگنخواهرم دوساله ازدواج کرده. شوهر مشکل مصرف قرص های توهمزا داره و تو مشهد زندگی میکنه. خواهرم و شوهرش زیاد درباره طلاق صحبت میکنن ولی خواهرم بخاطر اینکه پدر حمایتش نمیکنه ای جدا نمیشه.منم ۲۱ سالمه توی یه شرکت مشغول به جوشکاریم با حقوق وزارت کار، قصد تحصیل تو رشته زبان ادبیات آلمانی دارم (اگرم بشه می خوام مهاجرت کنم به آلمان)سوال من اینه که من باید چیکار کنم برای مادرم ، پدرم ، خواهرم ؟آیا مهاجرت و تنها گذاشتن خانوادم با این وضعیت کار درستیه؟ اگه نیست بمونم اینجا چیکار کنم براشون؟نگران آینده و آتیه پدر و مادرمم مخصوصا مادر چون حامی نداره.