پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/05/24

سوال 18738

سلام وقت بخیر ، من یه برادر دارم که تحصیل کرده و کارمند هست . از بچگی یه خورده عصبی بودبزرگتر که شد تو سن ۱۸ سالگی میخواست زن بگیره ، که مادرم بهش میگفت تو محصلی کار نداری و غیره ، تا اینکه جایی برای استخدام رفت ولی استرس زیادی داشت که پذیرفته شه به همه شک داشت که زمان تحقیق زیر آبش رو نزنن. بالاخره استخدام شد ولی این بد گمان بودن و شک داشتن همراهش بود جوری که میگفت فعلان همکار شندیم پشت سرم حرف زده . در واقع توهمات خودش بود چون الانم به مادرم میگه ذهن من رو دزدیدی و شیطانی ، به خواهرم میگه جادوگر ، خلاصه میگه خواهرم جادوگره اون رو میفرستی دنبال من که جاسوسی کنه . نمیدونیم چیکار کنیم چند بار هم روانشناس رفتیم ولی گفتند خودش باید بیاد . خودش هم راضی نمیشه . ممنون میشگ راهنمایی‌ کنید .