پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/05

سوال 996659

من چون پدر مادرم از هم جدا شدن خواستگار هایی که تا الان برام اومدن همه تا متوجه شدن قبول نکردن نمی‌دونم چیکار کنم
1403/09/18

سوال 995838

بهم تومشکل خانوادگی باخانواده گفتیدکه اگه میتونم اذیت میکنن منویاحال دل وروحم بده اینجابافرزندم خونه بگیرم یاسرکاربرم من کل خانوادم شاغلن وازدوسالگی بچم طلاق گرفتم کسی نداشتم برام نگرداره تاالان که من برم سرکارنگرنداشتن اونهاهم بنابرلج ولجبازیه که چراباهمسرسابق ازدواج کردم وچرابچه اوردم وکلایه کینه ونفرتی مادرم توسینه داره واصلامنوبچم توتنش ودرگیری جنگ عصابیم وهیچگونه ارامش ندارم کلاحالم خسته وداغون وبده من شرایط مستقل شدن ندارم چون حمایت مالی نمیکنن که منم که کارنکردم پول داشته باشم تواین اوضاع گرونی وجامع الان شرایط کارهم ندارم برم بابچه دانش اموزومدرسه ودست تنهابدون اینکه کسی باشه نگهدارش باشه.گاهی احساس میکنم ته خطم امیدم فقط خداوبچه ای که باهاش نفس میکشم .شرایط ازدواج وزندگی هم برام مشکل شده ادم خوب ودرست وایده ال هم پیدانشده وهمشون پرمشکل ایرادمن چیکارکنم اروم باشم گاهی رفتارای این هاجوری اذیتم میکنه دق ودلیموسرطفل معصومم خالی میکنم احساس عذاب وژدان دارم ازاینکه بچه اوردم داره عذاب میکشه چراپدرخوب نداشت چرامادرخوبی نداره براش رفاه وارامش بسازه چراتوی منگنه وفشارم چرادرم همه جوره بسته هست وهمیشه توخودم ناراحت توفکروتوحرص وجوشم گاهی میگم چطورتاحالادق نکردم وسروپام چیکارکنم اروم بشم فکروخیال نکنم من که جزخداپناهی ندارم وامیدی چهارساله دارم صداش میکنم بعدطلاق امانه ازدواجی نه حمایت خانواده وچیزی نه احساسی عاطفی نه مالی نه نگهداری ازبچه که سرکاربرم دلم میخادیکی بیادبهم بگه فقط چیکارکنم راهی که من نمیدونم...🥺
1403/09/07

سوال 995746

سلام وقت تون بخیر، پدر و مادر من از هم جداشدن، من با پدرم زندگی میکنم، هر زمان خواستگاری داشته باشم میخوان با یه نفر به عنوان واسط مثل مادربزرگ، خواهر بزگتر یا عمه صحبت کنن، اما من کسی را به عنوان واسط ندارم که برای صحبت های اولیه پیش قدم باشند، من باید چه کار کنم؟ کلا توی اپ آدم و حوا هم که ثبت نام کردم ، واسط میخواست که من ندارم، من باید چه کار کنم؟؟؟
1400/09/08

سوال 14069

سلام من اقام و۲۳ سالمه و ۳سال زندگی مشترک داشتم و برای متاهل شدن عجله داشتم چون پدر و مادرم میخواستن از هم جدا شن خلاصه ما زود ازدواج کردیم بعد چندماه پدر و مادرم جدا شدن خودمم که زندگی میکردیم ولی طرفمون خیلی اذیتم میکرد و بینهایت عصبی بود و خانوادش بی احترامی میکردن ولی من هی تحمل میاوردم تا اینکه واقعا خیلی برام زندگی سخت شد و مجبور شدم خانوممو طلاق بدم الان چند ماهه مجردم و خیلی ترس از این دارم که برم خواستگاری و بگم من خودم طلاق گرفتم پدر و مادرمم طلاق گرفتن و هیچ پشتیبانی ندارم به نظرم به هرکسی تو خواستگاری اینو بگم میگه مشکل از پسرس که همه کسش طلاق گرفتن الان نمیدونم واقعا چکار کنم و میخوام زودتر متاهل شم