پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/08/28

سوال 995692

با سلامدختر خانمی رو چنیدین سال که میشناسم و همکارم بودن و با هم بیرون میریم.اخیرا برای ازدواج به ایشان فکر میکنماین تمایل بنظرم در ایشان هم هست. البته مستقیما هیچ وقت صحبت نکردیم در این خصوص . کلا بهم میخوریم اخلاقی و رفتاری و خوشحالیم.اما یک مشکلی که وجود داره اینه که احساس می کنم ایشون به عنوان یک دختر، در من اعتمادسازی لازم برای ازدواج رو ایجاد نمیکنه و گاهی با گنگ نگه داشتن بعضی مسائل و روابطش ذهنمو درگیر میکنه. مثلا برام گنگ میذاره که با کی رفته فلان جا یا میگه لباسم در فلانجا اینطور بود.قاعدتا باید حس اعتماد سازی ایجاد کنه ولی من دلیل این کاراش رو نمیفهمم.
1403/07/04

سوال 995384

سلام و درودمن مردی 37 ساله ام دوسال است از همسرم جداشدم از یکی همکارام خوشم میاد خانمی حدودا 29 ساله است ولی ما خیلی بندرت با هم برخورد داریم شاید ماهی یکبار از طرفی واسطه ی بدرد بخور هم تو محیط کار پیدا نکردم فقط می مونه مدیر ایشان که خانمی 41 ساله و متاهل است ولی روم نمیشه با ایشان موضوع رو مطرح کنم .آیا پیدا کردن تلفن این خانم و پیامک دادن برای آشنایی کار درستی است؟ یا با همان واسطه اقدام کنم؟ سپاس فراوان
1403/05/05

سوال 994745

سلام سوالی دارم خدمت مشاورین و اقایون همدم،همکاری دارم ک در گفتار کلامش ابراز علاقه می کنند،وقتی من میخاهم به ایشان نزدیک شوم ایشان کاملا سرد و در حد یه کلمه ای جواب میدهند،به نظر خودمم مرد خوبی هست
1402/10/08

سوال 991661

سلاممن توی محیط کار از یه دختر خانومی به صورت خصوصی و محترمانه خواستگاری کردم که جواب ایشون منفی بود. البته ایشون چندان گرم و باوقار برخورد نکرد و بعداً هم معلوم شد که از لحاظ روحی و عاطفی در شرایط مناسبی نیست و با خانوادش رابطه گرمی نداره؛ همچنین محیط کاری ما طوری هست که ایشون هفته‌ای یکبار توی شرکت میاد برای حسابداری و بقیه روزها میره شرکتهای دیگه و حتی اتاق کار ایشون از کارگاه ما مجزا و جداست و ممکنه برای چندین ماه همدیگر را نبینیم و به هم کاری نداشته باشیم.من به خاطر دور شدن از محل کار تصمیم گرفتم بعد از پایان قرارداد، محل کارم را عوض کنم و به کارفرما اطلاع دادم. این موضوع (ترک کار به دلیل دوری راه) به گوش دختر خانوم رسید و خواست که با من حرف بزنه و منو برای موندن قانع کنه. خب من فکر کردم که ایشون نظرشون عوض شده و می‌خواد به این بهونه سر صحبت را باز کنه؛ وگرنه دلیلی نداره وقتی به کسی جواب منفی دادی و از سر خودت بازش کردی و اون را نمی‌بینی، حالا تا می‌فهمی داره میره بخوای بدون هیچ الزام و وظیفه کاری باهاش روبرو بشی و اون را برای موندن قانع کنی! مگه اصلا برای ایشون چه فرقی داره؟!خب من روی همین حساب تصمیم گرفتم با ایشون صحبت کنم ولی دیدم که ایشون رفتار خیلی خشک و بی‌احساسی داره و تاکید می‌کنه که صرفاً روی حساب همکاری می‌خواسته منو ببینه که اگه به جز مشکل راه، مشکل حقوق یا کاری وجود داره برای من صحبت کنه! من هم ضمن تشکر از توجه ایشون، بهشون گفتم که درباره مشکلات کاری و حقوقی خودمم می‌تونم با کارفرما صحبت کنم و هر روز هم دارم میبینمش، شما هم که قبلاً به من جواب منفی دادی و رفتار مناسبی هم نداشتی دلیلی نمی‌بینم که برای موارد غیر کاری و غیر الزامی که هیچ فرق و اهمیتی براتون نداره بخواین با من روبرو بشید (چون باعث دل‌مشغولی و کش‌دار شدن قضیه میشه) و لطف کنید اگر واقعاً کسی را نمی‌خواین با احساساتش بازی نکنید.حالا سوال من اینه که دلیل اینجور رفتارهای متناقض چیه؟ آیا مشکل افسردگی و اختلال شخصیت و رفتاری در میان هست؟ یا آیا ایشون واقعاً منو دوست داره و فقط داره ناز می‌کنه؟لطفاً راهنمایی کنید‌.🌹
1402/06/17

سوال 988880

سلام.بهترین روش برای اینکه به یک همکار پیشنهاد آشنایی جهت ازدواج بدیم و بدون توجه به نتیجه این پیشنهاد روابط کاری بهم بریزه و تو همکاران تابلو نشیم چیه؟من عقد ناموفق داشتم و همکار مورد نظر مجرد هستن.
1402/01/11

سوال 25882

سلام پیرو سوال قبلیم که 34سالم بود و همکارم 24ساله به نظرتون اول باید مستقیم خودم نظر دختر خانم رو بپرسم و بعداً بگم خانواده هماهنگی های لازم رو انجام بدن؟از چه جملاتی استفاده کنم؟
1402/01/11

سوال 25880

با سلام من ۳۴سالمه و کارمند سازمانی هستم که تقریبا یک ماهه خانمی همکارم شده سنش۲۴ساله و تقریبا شرایطمون یکسانه از نظر خانوادگی تحصیلات و اعتقادات و...ولی من هنوز پیشنهاد ازدواج ندادم ولی ازش پرسیدم قصد ازدواج داره یا نه گفت اگه مورد خوبی باشه بله قصد دارم و تا تونستم ازش اطلاعات گرفتم و فهمیدم تا حدودی اهدافمون یکیه حالا به نظرتون فاصله سنی چطوره و از طرفی من بیشتر بشناسمش بعدبه خانواده بگم یا الان موقع خوبیه؟
1401/07/06

سوال 19683

سلام و عرض ادب من خانم 21ساله هستم دانشجوی هنر با روحیات و عقاید مذهبی 3سال پیش به طور اتفاقی در یک فروشگاه لوازم هنری که همیشه به اونجا رفت و آمد دارم برای خریدن ابزار هنری یک آقایی رو دیدم که بعدا متوجه شدم اون آقا برادر صاحب فروشگاه هست یک آقای به ظاهر مذهبی متشخص و مودب متاسفانه اون دوره شاید به دلیل حضور در سن رشد و احساسات غالب بر عملکرد انسان من به اون آقا علاقه مند شدم یعنی عشق در یک نگاه شکل گرفت این قضیه کاملا خنده دار به نظر میومد اما به هر حال در زندگی من حضور و تاثیر داشت دوسال گذشت و من با این عشق خیالی زندگی کردم و هر روز علاقه مند تر از دیروز بودم الان که فکر میکنم واقعا به نظرم غیر قابل باور میاد بعد از دوسال من پدرم رو در یک سانحه ای از دست دادم و دوباره به طور اتفاقی اون آقا رو دیدم و با هم همکار شدیم ،الان نزدیک به یک سال و نیم هست که من با این آقا در ارتباطم هر روز ایشون رو میبینم ،ایشون با اون شخصی که من توی ذهنم از ایشون ساخته بودم از زمین تا آسمون فرق میکنند اما فرق منفی نه !ایشون هم مثل همه آدمها عیب هایی دارند اما بسیااار انسان پاک سیرت ،پاک چشم ،پاک دست و بسیار مودب و با شخصیت هستن من واقعا به ایشون علاقه دارم و یکسال پیش غیر مستقیم بهشون ابراز کردم که گفتن جوابشون منفی هستش اون هم به نظرم قطعا یک دلیل می‌تونه داشته باشه اون هم اختلاف طبقاتی هست که داریم که خب من تازمانی که خودشون سطح زندگی شون رو تشریح نکرده بودن از این اختلاف خبر نداشتم ایشون پسر یه تاجر سرشناس هستن و من دختر یک کارگر که در مسیر کسب روزی حلال جونش رو از دست داده بود ایشون بارها و بارها پیش اومده گفتن که خانم فلانی شما قصد ندارید منزلتون رو عوض کنید (منظور اینکه از پایین شهر به بالای شهر بیایید؟ ) (یا پرسیدن خانم فلانی قضیه جابه جایی منزلتون تا کجا پیش رفت اطراف خونه ما ،خونه های خوبی هستش. تا جایی که چند تا خونه هم پیدا کردن به ما معرفی کردن )البته اگر حمل بر خودستایی نباشد بنده دختری هستم که از همه نظر ظاهر و باطن رفتار و شخصیت کامل هستم خواستگار های فراوانی هم دارم اما به این دلیل به هیچ کدومشون نمیتونم جواب بدم ممنون میشم منو راهنمایی کنید.باتشکر
1401/01/04

سوال 15957

سلام من دختری ۳۲ ساله،تحصیل کرده و مذهبی هستم، در بیمارستان مشغول به کارم،همکار آقایی دارم که همسن خودم هستم و ۸ سال هست که با ایشون همکار هستمتا ماه قبل ایشون برام مثله یک همکار بودن،ولی چند وقتی احساس میکنم رفتارش با من تغییر کرده،در مورد خودش و خانوادش حرف میزنه و در مورد من کنجکاو و سوال میپرسه در مورد علایق من سوال میپرسه با من درد دل میکنه و یک سری کارهای دیگه که من شک کردم به من علاقه داره،ولی خوب رفتار خاص مثل اینکه به من خیره بشه،یا وقتی من با مردهای دیگه حرف میزنم حساس بشه ندیدم ازش، پسر خوبیه،و شاید بیشتر از ۵۰ درصد از معیارهای من برای ازدواج رو داشته باشه،۸سال همکارمه و اخلاق های بد خوبش رو تقریبا میشناسم،ولی یه مشکلی که داره با جنس مخالف راحتر از من حرف میزنه،البته شاید بدونید محیط های بیمارستانی همچین حالتی دارن و همکارا خیلی باهم رسمی صحبت نمیکنن، راحت حرف میزنه ولی ندیدم دور دختر ها رو بگیره و به قصد سوءاستفاده باهاشون بگو بخند کنه،ما چند بار با همکارهام که هم خانم بودن هم آقا رستوران رفتیم ،ولی این آقا به تازگی چند باری به من پیشنهاد دادن که بریم رستوران یا بیرون دو نفره،حالا نمیدونم این به خاطره علاقه ای که به من داره هست،یا از اونجایی که با جنس مخالف راحته و من فقط براش مثل یک همکارام این حرف رو میزنه،چند باری بهم گفت بریم بیرون و من یکبارش رو قبول کردم گفتم شاید حرفی برای گفتن داره،ولی اتفاق خاصی نیوفتاد،به نظرتون اگه قصد ازدواج داشته باشه نباید از همون اول مطرح کنه؟یا اینکه میخواد یکم بگذره باهم بیشتر صمیمی بشیم بعد بگه؟یا اینکه اصلا قصدش ازدواج نیست و من همچین برداشت اشتباهی دارم؟
1400/12/22

سوال 15775

من در شرکت از یک دختری که توی بخش جدای از ما کار میکنه خواستگاری کردم با واسطه تازه تو بخش خودشون کلی پسر جوون اونجاس و من ظاهر دختر رو دیدم و فعلا هم جواب نداده حتی یکبار همدیگه رو ببینیم دو ماه گذشته خبری نشده به نظرتون چکار باید کرد
1400/11/04

سوال 14848

سلام خسته نباشی ببخشید من یک سوال دارم من عاشق یکی از همکار شدم بهش پیشنهاد ازدواج دادم ولی اون بهم گفت کسی دیگه را دوست دارم بعد مدتی فهمیدم اون کسی که دوست داشته باهاش ازدواج کند زن گرفت رفت حال من نمیدانم بهش پیشنهاد ازدواج بدم یانه دو دل شدم یک دل میگم بهش پیشنهاد بدم یک دل میگم نه پیشنهاد ندهم ترسم از این که پیشنهاد بدم جواب منفی باشه چون خیلی دوست دارم ماندم چی کار کنم لطفاً جواب سوالم بدید ممنون میشم
1400/09/15

سوال 14191

سلام من دختری رو دوست دارم و از همکارا می باشد اما فرصت پیدا نمیکنم بهش پیشنهاد بدم یا اینکه نمیتونم و اینکه هر موقع میخوام ازش درخواست کنم یجوری به زبون نمیتونم بیارم همچنین از طرف میترسم با کسی در ارتباط باشه و مانع از این میشه درخواست بدم یعنی بطور کل چندین بار خواستم و نمیتونم حالا از ترس ها مختلف یا کم رویی چطوری میتونم این مشکل رو رفع کنم