پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/08/28

سوال 995693

با سلام و خداقوت خدمت مشاوران عزیزپیرو پیام قبلی در مورد ازدواج سه عقد ناموفق آقا و اینکه چرا بنده به ایشون فرصت آشنایی دادم، اینه که بنده هم یه ازدواج ناموفق داشتم و یه فرزند که با پدرش زندگی می‌کنه و می‌خوام با آقایی ازدواج کنم که فرزند نداشته باشه و فرزندآوری رو هم در آینده قبول کنه. همچنین این آقا در مدت دو روز مکالمه با ایشون تا حالا بی احترامی ازشون ندیدم و نرمال رفتار می کنند و درک بالایی از خودشون نشون می‌دن. جوابشون در مورد عقد اولی که همشهری شون بودند اینه که ایشون خیلی منو اذیت کردند و فقط توهین کردند و مهریه رو گذاشتند اجرا و خونه آقا رو برای مهریه شون برداشتند ولی در مورد دومی که تهرانی بودن گفتن دختر خانم خیلی خوب بودند ولی همه موارد رو به مادرشون نگفته بودند و مادرشون بعد چندین روز بعد از عقد گفتن که دخترشونو طلاق بدم و دختر خانم هم به خاطر فوت پدرشون و فشارهایی که مادرشون بهشون اعمال می‌کردند گفتن که با یکی دیگه هستند و خواستند که زودتر طلاقش بدهم در حالیکه آقا گفتن که دختر اینطور نبود اصلا ولی به خاطر اصرار خودشون طلاقش دادن. سومی هم که مشهدی بودن میگن اولش قبول کرده بودن که بیان شهر آقا ولی بعدش که عقد می‌کنند و میان شهر آقا، میگن که اگه منو دوست داری، باید کار دولتی رو انتقالی بگیری و بریم شهر ما و آقام میگن که شهر دخترامکان انتقالی نیست ولی تهران رو پیشنهاد داده بودن و دختر قبول نکرده و گفته ما اونجا کس و کاری نداریم.حالا سؤالم اینه آیا مشاوره قبل از ازدواج رو خودم به تنهایی برم؟ چون شهرهامون از همدیگه دوره و فعلا شناخت زیادی از هم نداریم تا همدیگه رو حضوری ببینیم. اینکه میگین نگران کننده هست یعنی کلا کنارش بذارم؟ سپاسگزارم از مطالب ارزنده تون🙏
1402/01/22

سوال 26285

باسلام و عرض احترام ، متولد ۵۹هستم درسال ۷۹پسر دایی پدرم رسماً گفت بیا داماد مان شو شاید در این ۲۰سال یکبار خانواداش دیده بودم در سنین کم شناخت نداشتیم اون تهران بودن ما خراسان شمالی من هم از خدا خواست قبول کردم و زمانیکه صحبت کردند وهمچی مشخص شد گفتن عروس خانم چایی بیاره بعد دیدم این دوختر نمی‌خوام اون خواهر دیگرش ،وبه پدرم گفتم فحشم داد گفت ساکت همین بگیر خالصه بخاطر بی عرضه بودنم نگفتم نه نمی‌خوام ازدواج قبول کردم تا ۷سال دعوا وجنگ داشتیم یک دوختر بچه دارم بلاخره با خانواداش در حد مرگ وخون ریزی جدا شدیم وسال ۸۹حدود ۳۳تا سکه دادم تمام شد و کارمند شدم تو شهر خودم دوسال بعد طلاق از طریق خانواده م یک خانواده را معرفی کردند و مجددا یک دوختر خانم ۳۰ساله ازدواج کردم ایندفعه عاشقانه زندگیم دوستدارم و تا جا وتوانم خودم وخانوادام به همسرم رسیدگی میکردند ارسال ۹۴تا ۹۶خانم بچه دار نمیشد برای درمان مشهد ،یزد ،بجنورد رفتیم خدا شکر بلاخره یک دوختر خداوند هدیه داد وسال بعد مجدد بصورت طبیعی یک دوختر دیگه خدا به ماشانتیم داد آنقدر به همسرم و فرزندانم اهمیت میدیم که خدا شاهد اطرافیان حرف وحسادت میکنند خالصه در نهایت بخاطر مستاجر بودن وجابجایی منزل ، و خرید خانه دوتا خواهر همسرم ،خانمم با مادرش دیدن که به بچه‌ها وهمسرم علاقه شدید دارم بعد ده سال تحت فشار وشکایت گذاشتن ورفتن همیشه در فکرم و عملکردم وهزینه ام به رفاه واسایش همسر و دو فرزندم بیشتر اهمیت میدادم در این ده سال تا حال برای شکستن گم کردن اشیا هزینه ومخرج درمان خوراک وپوشاک رفت و آمد کنترل نکردم و اهمیت نمیدم انسانیت را بیشتر از پول واشیا دوستدارم ، ولی دادگاه اومد خدا شاهد هرچی پیش قاضی گفت همه دروغ وتهمت زد پدر نهایت من همونی که واقعیت بوده گفتم و همه رای ها به نفع من صادر شد واز طرفی هم کلاس مشاوره برای طلاق توافقی رفتیم فقط گفت برای شغل ودرامد این آقا باهش ازدواج کردم واز طرفی هم مشخص شد در این ده سال از اخلاق واطمینانم با چند نفر رابطه داشته که مستند شده برام ،۲۸همین ماه دادگاه جلسه طلاق توافقی داریم ، موندم دوتا بچه ۵و۴ساله را تحویل بگیرم ازدواج کنم یا کنار خانوادام بزرگ کنم،ممنونم وسپاسگزارم راهنمایی بفرمایید
1401/02/09

سوال 16585

سلام.خدا قوت بنده مدت سه سال و نیم که از همسر سابقم جدا شدم.نوع طلاق خلع است. یه دختر ۷ ساله داریم.دادگاه حضانت دخترمو تا هفت سالگی به من سپرد.حالا ۷ سال دخترم تمام شده من باید چکار کنم؟باید چه دادخواستی بدم که دادگاه حضانت دخترمو تعیین تکلیف کنه ؟پدر دخترم به خاطر حکم جلب هایی که دارم فراریه.آخر هفته ها مادر بزرگ دخترم برای ملاقت میاد یک روز میبرش.
1400/07/11

سوال 12132

حالا موندم چکار کنم حضانت بچه ها رو هم دادم به خانم حالا من چکار کنم