احساس میکنم چون پدرم اجازه ازدواج رو به من نمیدهد و من هم به خاطر احترام زیاد نمیتونم وارد چالش بشم باهاش و عقب کشیدم امیدم و هیجان به زندگی و آینده از بین رفته و دیگه نمیتونم ازدواج فکر کنم یا انجام بدهم از طرفی ترسی که از مشکلات در ذهن آدم میندازند