پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/05/11

سوال 994817

با سلام و عرض خسته نباشیدبا یکی از دوستانم رابطه عاطفی زیادی دارم آیا ممکن است در رابطه با همسرم تاثیر داشته باشد.
1403/02/19

سوال 993829

سلامبفرمایید خانوم باکترباخود این خانوم مطلقه اعتراف کرد و جوابتون داد که آویزون مرد متاهلهپس نگین اکثر پسرا تو این جامعه دنبال شکار خانومای مطلقه یا خانومای دیگنهمیشه شروع کننده آقایون نیستن ،من خودم دوستی دارم لباس فروشی داره خانومایی میان که خودشون شروع کننده ی رابطه و خواهانن ، و خودم به چشم دیدم خانومای متاهل یا مطلقه بودنو چیزی که بین همه ی اینا مشترکه دنبال مرد متاهل میرن و فرقی براشون نداره فقط پول مرده براشون مهمه
1402/05/27

سوال 988438

ببینین من توی فامیل به یه پسر علاقه مند شدم ازش خوشم اومده حالا فکر میکنم اونم نسبت به من بی تفاوت نباشه از رفتاراش،بعضی اوقات نگام می‌کنه ،بهم توجه میکنه،و...اما بعضی وقتا هم فکر میکنم هیچ علاقه ای بهم نداره چون رفتارش سرده ،،با خودم میگم شاید یه اشتباه کردم پاشو زدم،،آیا واقعا دوسم داره یا خیالاتی شدم؟؟
1401/04/17

سوال 17946

منم ی خاستگار داشتم که بدلیل کرونا ومحدودیت های راه حضوری نتونستند بیان و تلفنی قرار شد باهم آشنا بشیم من و آقا با هم تفاهم داشتیم و رابطه خوبی داشتیم تا اینکه همدگه را دیدیم بعد دیدار آقا سرد شدن و... بعد پرسیدم گفتن ی نفر شاید خیلی به دل ادم بشینه ولی ازنظر جسمی (چون من خیلی لاغر بودم و آقا چاق) و مزاج اون خیلی گرم و من ازنظر خودم گرم ولی بنظر آقا سرد بهم نخوریم البته می گفت اینا تو زندگی و با عمل قابل حل هست... من اون موقع خودم جدایی را پذیرفتم ولی متاسفانه بعدش استوری عاشقانه گذاشت و بهم با پیام گفت خوب شو و اینجور شد که بعد رابطه ما چندماه بدون صحبت فقط با دیدن استوری همدگه و برا هم استوری گذاشتن گذشت من روز به روز علاقه ام بهش بیشتر شد بهش چندبار گفتم که تکلیفم را مشخص کنه برم یا نه ولی سکوت کرد تا اینکه چندهفته پیش بهم گفت با یکی دگه ازدواج کنم و تموم کردیم...پیامکی گفت ولی زنگ هم زد منم هی رد دادم تا مجبورم کرد باهم حرف بزنیم بهم گفت خانواده ش مخالف هستن و به راحتی منا فراموش می کنه و منم به آینده ام فکر کنم و ازدواج کنم منم بهش گفتم خود ازدواج برام مهمه و تا وقتی ادمی که باب میلم نباشه ازدواج نمی کنم و.. قرار شد شب دوباره در این مورد حرف بزنیم ولی حالم بد شد (تهوع و..) بهش اس دادم حالم خوب نیست حرف نمی زنم براش تو تل پیام گذاشتم بخون(خداحافظی و ارزوی خوشبختی) بلافاصله پیام داد چرا و زنگ زد گفت چرا حالت بد و شام خوردی و.. ببرمت دکتر 😑 دگه منم حال بد بود بهش گفتم فقط تل پیام را بخون... کلن تموم کردم و تل بهش گفتم دوست داشتم کسی که اینقدر برام مهم بود برا بدست اوردنم تلاش می کرد ولی هیچی نگفت... ما تو وات باهم در ارتباط بودیم که دگه این اخری ها تو تلگرام فقط بهش اس می دادم تو تلگرام هفته ای یبار یا ده روز یبار بازدید داشت الان این سه هفته که تموم کردیم هرروز بازدید داره و احساس می کنم منتظر پیامم هست همین باعث شده نتونم فراموشش کنم راهنمایی کنید
1401/04/13

سوال 17865

سلام ۲۲ ساله هستم و با دختری حدود ۶ سال با هم در ارتباط بودیماما بعد از مشغله زیاد و خستگی وقت نمیکنم تا باهاش صحبت کنم به همین خاطر موقتا ارتباطی نداریم اما یک چیزی که هست من شبا خوابم برای کار و خستگی زیاده ولی اون تا ۴ صبح بیداره فکر میکنم که با شخصی دیگه توی رابطس و این اذیتم میکنه چند باری ازش سوال کردم تا سوتفاهم پیش نیاد اما درست جوابم نداد و میگفت که سرم درد میکنه و هزارتا بهونه و شب بخیر این واسم ازار دهندس بنظرتون چ کاری من انجام بدم درست تره؟
1401/01/18

سوال 16180

مشکل من اینه که طرف مقابل مقرور یه دنده است هر کاری میکنم بر عکس انجام میده
1400/12/22

سوال 15792

سلام من یه یک رابطه دارم و خیلی طرف رو دوستش دارم فقط نمی‌دونم چطوری ب خونوادم بگم چون واقعا محدودیت های بسیاری دارم زیاد بیرون نمیتونم برم هر جور که دوست دارم نمیتونم برم بیرون لطفاً کمکم کنید و بگید چطور داستان رابطه ام رو بهشون بگم کمکم کنیید
1400/10/03

سوال 14386

یه پسرم 18 ساله و الان دو ساله که ی دخترو میخام که ازم دو سال بزرگتره 🤧 الان تونستم باهاش خوب شم ولی حتی یک درصد اونقدری ک برام مهمه براش اهمیت ندارمینی وقتی حوصلش سر میره میاد سمت منکلا انگار فدا سرشه بودن یا نبودنمنمیدونم چیکار کنمچند بار خاستم بی اهمیتی کنم که ببینم واکنشش چیه ولی انگار اصن متوجه نبودنم نمیشه🧑‍🦽نمیدونم چیکور کنماز سردرد دارم میمیرم
1400/08/12

سوال 13520

سلام من متاهلم و در عین حال با کس دیگ تو رابطم ک ایشونم دوساله ک نامزد کردن ما 7 ساله ک تو رابطه اییم و هرچقد میخوام این رابطه رو تموم کنم نمیشه یا از دلتنگیه خودمه یا ایشون نمیزارن خسته شدم دیگ با کلی بهونه دوباره سمتم میاد