پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/08/01

سوال 20485

سلام. وقتی مردی با ما به اصطلاح سر صحبت رو باز می‌کنه و هدفش رو «آشنایی» اعلام میکنه، چه واکنشی باید نشون بدیم؟ بعضی آقایون شهامت گفتن آشنایی به قصد ازدواج رو ندارن و شاید نمی‌خوان در طرف مقابل، توقع تعهد زودهنگام یا به نتیجه رسیدن آشنایی رو ایجاد کنن ولی از طرفی هم عده‌ای ممکنه همین اصطلاح آشنایی رو برای سرگرم‌شدن و خوشگذرانی مستمسک قرار بدن و خودشون از اول می‌دونن که قرار نیست به نتیجه‌ای برسه و نهایتش وقت گذرانی هست. حالا ما خانم‌ها این وسط باید چه رفتاری بکنیم؟ هم نمی‌خواهیم احتمال خواستگاری و ازدواج رو با رفتار تند یا سرد از بین ببریم، هم نمی‌خواهیم در دام افراد هوسران و خوشگذران بیفتیم و بی‌جهت از احساسات و عواطف‌مون سوء استفاده بشه و مدتی رو در اضطراب یا خیال‌پردازی‌های بیهوده برای ازدواج کذایی به سر ببریم.چی بگیم و چه بکنیم که هم اگه ته دلش به قصد آشنایی برای ازدواج اومده و داره طرف مقابل رو از این نظر بررسی میکنه، بهش برنخوره و نره، هم اگه قصدش سرگرمی هست بفهمه که ما اهل چنین سرگرمی‌هایی نیستیم و روابط سالم رو ترجیح می‌دیم؟در یک مورد خاص، دو روز پیش آقایی در فضای مجازی به بنده پیام دادن و پرسیدن اهل کجام و آیا ازدواج کردم و کجا زندگی می‌کنم و شغلم چیه و سنم چقدره؟البته اینا رو به مرور در طی یک جلسه چت پرسیدن.من اولش پرسیدم: شما؟ و بعدم پرسیدم: فرمایشتون چیه؟ و وقتی گفتن: آشنایی. پرسیدم: به چه مناسبت؟ که گفتن: خیر و خوبی.بعدشم بقیه اون سوالات مثل مجرد بودن و شغل و محل زندگی رو پرسیدن.اتمام گفتگو با من بود که چون شب بود و خودمم پای لپتاپ بودم اجازه مرخصی خواستم و ایشونم گفت مزاحم نمیشم و ادامه چت باشه در فرصت بعدی.حالا من موندم قصد ایشون چیه و رفتار صحیح من چی باید باشه؟ ضمنا ایشون متوجه شدن که من احتمالا یک یا چندسال ازشون بزرگتر باشم چون عدد دقیق سنم رو نگفتم ولی گفتم بالای فلان سن. که در ادامه معلوم شد سن خود ایشون دقیقا همون سن خاص هست و طبیعتا من اگه بالای اون سن باشم، بزرگترم.<br>من رو هم از یک گروه مختلط که فهرست اعضا توش نشون داده نمیشه ولی اگه حرفی در گروه بزنیم، نام و آیدی‌مون قابل مشاهده هست پیدا کردن. اونجا نظرات پخته‌ای درباره مسائل داده بودم و احتمال قریب به یقین همین موضوع باعث شروع پیام خصوصی توسط ایشون شده. یعنی رفتارم در گروه بسیار سنگین و متین و موقر و در عین حال عالمانه بود.<br>
1401/06/08

سوال 19084

سلام من خانمم ی آقایی که خاستگارم هستند چندماه آشنا شدیم و بهش علاقه دارم تکلیف منا برای ادامه زندگی و ازدواج مشخص نمی کنه بعد اینکه باهاش حرف میزنم دلم براش تنگ میشه و از نظر جنسی بدنم داغ میشه و بهم میریزم و نیاز جنسی پیدا می کنم چطوری خودما و شهوتم کنترل کنمی راهکار برای کنترل احساسات و دلبستگی و شهوت میخام
1401/04/05

سوال 17677

سلام۳ سال باکسی بودم یعنی توسن ۱۷ سالگی یکی اومدتوزندگیم که الا۱۹ سالمه اونم ازمن یک سال بزرگتره خلاصه کلی دروغ بهم گفت اول گفت میخوامت واس زندگی مامانشم میدونست چنتاازفامیلاشونم میدونستن مامانش اول بامن خوب بودبعدباهام بدشدفوشم میدادباپسرش که حرف میزدم فوش به من میدادبه پسرش میدادمیگفت بااین دختردوست نشوازاین حرفامنم به خاطری که پسررومیخواستم چیزی به مامانش نمیگفتم این پسری بوددست بزن داشت بددهن بودعصبی بودعصبی که میشداگ پیشش بودم کتکم میزدولی فوش میداداعصابش که خوردمیشدبعدپشیمون میشدپیام میدادیازنگ میزدمیگفت اعصابم خورده یه چیزی میگم ناراحت نشوارومم کن تااینکه باهام دعواکنی چندین باربه خاطربددهنیش بهش گفتم تمومش کنیم بازچندهفته میگذشت برمگشت ولی جدیدن دعواکه میکردیم به هفته یاچندروزنمیکشیدتایک ماه دوماه بعددوباره پیام میدادمیگفت برگردپارسال بودیه کاری کردگفتم تموم کنیم رفت بعدازیک ماه رفت بایه نفررل زد بعداومدگفت بذگردوازاین حرفامنم ازبس دوسش داشتم برگشتم گفتم اشکالی نداره دوبارچندوقت پیش به خاطری که پسرعموش یه حرف چرتی به من زدمنم به پسرعموش فوش دادم گفتم توچراچیزی نمیگی گفت چیزب نگفته منم گفتم واس زنموتودخترش پشت اوناروگرفت اوتموم کردیم بعداز۲ مارل زدچندشب پیش بعدفرداصبح اومدگفت برگرداین خیانا کاربودولی من برنگشتم گفتم اگه برگردم یه چندروزیاچندهفته خوبیم بعددوباره دوماه قهریم دوباره همین اشوهمین کاسه توام دوباره میری باکسی دیگی گفت نه یاتویاهیج کسی دیگی بعددوباردیشب رفت باکسی دیگی بهش گفتم رفتی پی لیاقتت بهت گفتم دفعه سومم رل میزنی گفت انگشت کوچیکت نمیشه الااعصابم خیلی خورده که چرابایدهمچین حرفی روبه من بزنه یامنی که ۳ سال توسختیاش باهش بودم هرچیش میشدحتاواسشم گریه میکردم چرابایدخیانت ببینم خلاصه اینو خواستم بگم اصلاروم غیرت نداشت اویه پسرحوص بازی بودچششم پی همه بوداین اخرین بارمیگفت هرچی بگی همون جورمیشم ولی بهش گفتم دیگه نمیخوامت هردختری بهش زنگ میزدباهاش حرف میزدولی میگفت رلم نیست سربه سرش میزارم متلک به دخترامیپروندکل گالریش عکس دخترپیام دخترشماره دخترداشت این دفعه گفت خوب میشم برگردگفتم دیگه نه تاحالافک میکردم خوب میشه چون دوسش داشتم نرفتم ولی الادیدم ۳ بارتاحالابهم خیانت کرده فایده نداره ولی خیلی حالم بده که چرابایدبهم خیانت میکردمن اصلابهش بدی ام نکرده بودم دیگه به کسی اعتمادندارم چون احساس میکنم همه لاشیوخیانت کارن خواستم ازشماکمک بگیرببینم چکاربایدکنم تافراموشش کنم این برنامه روام نصب کردم شایداگ شداینجاکسی روواقعی پیداکنم که واس خودم بخوادم نه واس سرگرمی یاچیزدیگی