چند ساله که ازدواج کردیم ولی از همون اول زندگی خانمم اصلا به خودش نمیرسه و چندبار خیلی ظریف اشاره کردم به این موضوع ولی اصلا به خودش نمی گیره و تو خونه مثل کارگرا لباس می پوشه و معتقده آدم باید تو خونش راحت باشه. چطوری بهش اینو بفهمونم که دوست دارم تو خونه مرتبتر بگرده؟
به خانمم بارها اعتماد کردم ولی اون از اعتماد من سوءاستفاده می کنه. چندباری دیدم که تو چت هاش با همکارای مردش چت های نامتعارف داره. چون زندگیم رو دوست دارم نمی خوام ازش جدا بشم ولی احساس می کنم داره منو تو زندگی احمق فرض می کنه. چطوری باهاش حرف بزنم که هم تهدیدآمیز باشه هم موثر که دیگه ازم سواستفاده نکنه؟