پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/16

سوال 996778

من یه آقای ۳۶ ساله ام که در یک خانواده پرجمعیت بزرگ شدم .همیشه روپای خودم بودم . و الآنم کاملا مستقل هستم . و دنبال فردی هستم که مثل من پشتکار و پر تلاش باشه . متاسفانه چندتا قرار ی که در همدم داشتم . طرف مقابلم معیار های خیلی سطح بالا داشتند و دنبال مرد آرزوهاشون با یه اسب تک شاخ بودن. و یا آنقدر راحتی و خوشی میخواستن که در توان بنده نبودکه براشون فراهم کنم . که متأسفانه اشنایی ها پایان یافت. نمی‌دونم واقعا شاید مشکل از منه یا نه. لطفاً راهنماییم کنید
1403/06/21

سوال 995273

با سلام.ضمن تشکر بابت فراهم کردن فضایی اینچنینی. مشکل من خیلی پیچیده نیست ولی پیچیده شده.دختری۴۰سالع و کارمند و تحصیل کرده و زیبا هستم ولی تا به حال مورد مناسبی که واقعا به دلم بشینه نبوده و اگر هم بوده به علت پرجمعیت بودن خانوادمون کنسل شده.مشکل من فقط جمعیت زیاد خواهر و برادرهام هستن که همگی تحصیل کرده و فرد موفق در اجتماع هستند.خانواده ای که درخور خانواده ما باشد و از هر لحاظ لایق ، با فهمیدن تعداد خواهر و برادر منصرف میشوند.من حتی با این سن زیاد باز هم خواستگار دارم ولی همگی به خاطر مشکل تعداد فرزند خانواده منصرف میشوند.راه چاره ای به نظرتون هست؟!!!!
1401/07/14

سوال 19942

با سلام خدمت هم اعضا من مدت اماه عضو شدم تو خانواده پرجمعیت بزرگ شدم و خدا رو شاکرم که که خواهر و برادرهای مهربانی دارم ولی تو جامعه که من زندگی میکنم جمعیت خانواده ملاک مهمی محسوب میشه تو خواستگارای قبلیم این مشکل رو داشتم گفتم تو همدم چون افراد خودشون اگاهانه انتخاب میکنم این ملاک مهم نباشه برعکس اینجا هم همینطور موردایی که داشتم تا شنیدن چند نفر هستیم همه رد درخواست میدم الان من اقایونی که جمعیت خانوادشون مثل خودمه انتخاب میکنم و بازم اونا قبول نمیکن ایا واقعا تعداد اعضای یک خانواده انقدر مهمه؟
1401/07/04

سوال 19634

سلام من تو چند جا که رفتم خواستگاری به خاطر جمعیت زیاد خانواده خودم طرف مقابل قبول نکردند این مشکل رو چجوری حل کنم؟
1400/07/11

سوال 11743

من فرزند ششم از هفت فرزند در یک خانواده نه نفره هستم.فکر میکنم از کودکی مطیع بزرگ شدم و در مقابل خانواده فرمان بردار بوده ام.اکنون که مستقل شده ام و جدا از خانواده زندگی میکنم و بیشتر در اجتماع حضور دارم فکر میکنم عدیده مشکلات من به خاطر خانواده ام است و تلاش میکنم مشکلات خود را حل کنم.اکنون احساس میکنم نمیتوانم با خانواده خودم ارتباط خوبی داشته باشم و تمام تلاشم را میکنم تا از آنها دوری کنم.آیا مشکل از سمت من هست یا خانواده ام؟