پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/04

وابسته

سلام از کجا بفهمیم آقایی که باهاش آشنا شدیم شخصیت مستقلی داره یا وابسته س چه سوالاتی باید بپرسیم این سوالات باید چی باشه چون در حرف میگه مستقل هست و یه سوال دیگه اینکه برای آشنایی ارتباط باید بیشتر تلفنی چت یا حضوری باشه؟ درسته که اکثر سوالات رو در قالب چت پرسید البته زود جواب میده همون موقع منظومه
1403/12/16

سوال 996778

من یه آقای ۳۶ ساله ام که در یک خانواده پرجمعیت بزرگ شدم .همیشه روپای خودم بودم . و الآنم کاملا مستقل هستم . و دنبال فردی هستم که مثل من پشتکار و پر تلاش باشه . متاسفانه چندتا قرار ی که در همدم داشتم . طرف مقابلم معیار های خیلی سطح بالا داشتند و دنبال مرد آرزوهاشون با یه اسب تک شاخ بودن. و یا آنقدر راحتی و خوشی میخواستن که در توان بنده نبودکه براشون فراهم کنم . که متأسفانه اشنایی ها پایان یافت. نمی‌دونم واقعا شاید مشکل از منه یا نه. لطفاً راهنماییم کنید
1403/10/03

سوال 995928

سلام وقتتون بخیر من پسر۱۹ ساله هستم و دوره کودکی و نوجوانی رو به دلیل زیاد بودن مشغله کاری پدر و مادرم و همچنین مسئولیت داشتن در موسسه های مختلف و انجام کارهای مختلف، مستقل بزرگ شدم و الان دانشجوی کارشناسی ترم ۳هستم و میخواستم که ازدواج کنم اما یه سری سوالات هست که ذهنم رو درگیرکرده که آیا این سن من مناسب برای ازدواج هست و اینکه من باید چه مهارت هایی بلد باشم برای ازدواج و ارتباط باهمسر؟؟و سوال دیگه اینکه من در کنار درس کار هم میکنم ولی حقوق زیادی ندارم این قضیه ممکن است شرایط را دشوار کند برای حل این موضوع من باید چه کار انجام دهم ؟؟
1403/09/22

سوال 995861

میخواستم بپرسم که چگونه میتوانیم متوجه شویم که به بلوغ نیاز برای ازدواج رسیده ایم؟ من خودم در حال حاضر دختر هستم و ۲۲ سال دارم و خواستگارهای متعددی داشتم. ولی به علت سن پایینم از طرف خانواده رد شده. البته در این که تک بچه هم هستم بی تاثیر نیست. چون پدر و مادرم به من وابسته هستند و مرا دوست دارند. الان من به اون بلوغ رسیده ام که دیگران مرا برای ازدواج مناسب ببینند؟ بر اساس این اتفاقات که از پارسال برای من شروع شده و خواستگار دارم، میتوانم حسم را چگونه بیان کنم؟ آیا این حس گرایش به طرف مخالف که الان دارم درست است یا خیر؟
1403/08/25

سوال 995670

سلام من دختری ۳۲ساله هستم با چهره ای زیبا قد بلند محجبه ومعلم هستم و معتقد و مذهبی خیلی دوست دارم ازدواج کنم اما نمی‌دونم چرا اصلا نمیشه میترسم سنم بره بالا دیگران خیلی تحت فشار میزارنم شبا کابوس میبینم تو رو خدا بگید چکار کنم ناراحتی اعصاب گرفتم خواستگار میاد نمیشه دختر دایی و همه ازدواج کردن فامیل فکر میکنن من مشکل دارم😭😭😭بگید چکار کنم
1402/09/14

سوال 991230

سلام بنظرتون مردی ک ۴۶ سال سن داره ولی گواهینامه نداره و رانندگی نمیکنه مرد بی عرضه ای نیست ؟ الان افراد معلول هم هر جور شده گواهینامه میگیرن این که سالمه...فک کن بشینه تو ماشین کنار من ،من رانندگی کنم اون تماشا کنه?😑حس بدی به آدم دست میده خانوما از مرد ضعیف خوششون نمیاد... ضمنا با این که توان مالی داره جای دیگه اجاره کنه اصرار داره ک تو یه ساختمان با مادرش زندگی کنه و بهونه ش هم اینه ک مادرم مریضه نیاز به رسیدگی داره من بهش گفتم خب نزدیک خونه مادرت خونه اجاره کنیم که هم بهش رسیدگی کنیم هم تو یه ساختمون با مادرت نباشیم ولی قبول نمیکنه ضمنا برادرش هم تو طبقه دیگه همون ساختمونه...من اصلا دوست ندارم با خانواده شوهرم تو یه ساختمون باشیم من همش حس میکنم این یه آدم بی عرضه و وابسته ست یبارم ازدواج کرده و جدا شده ضمنا....
1401/01/18

سوال 16186

سلام وقت بخیرمن دختری ۳۳ ساله،مذهبی،تحصیل کرده و شاغل هستم،با اینکه خیلی مشتاق ازدواج بودم، ولی تا الان نشده،یک خواهر کوچکتر از خودم دارم که متاهل هستند و به تازگی صاحب فرزند شده اند،و خداروشکر همسری خوب و زندگی خوبی داره،من قبل از این‌که خواهرم ازدواج کنه ادم حسودی نبودم و به زندگی هیچ کس حسادت نمی کردم ولی از وقتی خواهرم ازدواج کرده به خواهرم و متاهل ها حسادت میکنم،مشکل اصلی من اینکه هر وقت خواهرم میاد خونه مون عصبی میشم،و بداخلاقی میکنم،حالم اصلا خوب نیست،برای اینکه جلوی این رفتار ذشتم رو بگیرم مجبورم وقتی خواهرم میاد بیشتر زمان رو تو اتاقم باشم،که رفتار بدی از خودم نشون ندم،واقعا این شرایط نگرانم کرده و میترسم این حال بدم و این احساس حسادتم به خانوادم آسیب بزنه،من از خودم خونه دارم و ماشین دارم و درامدی خوبی دارم و میتونم مستقل زندگی کنم،و چند وقت این موضع کهبرم مستقل زندگی کنم ذهنم رو درگیر کرده،فکر میکنم اگه مستقل بشم از خانواده این حال بدم بهتر میشه،ذهنم آرام میشه،از وقتی خواهرم ازدواج کرده،خانواده خیلی من رو تحت فشار برای ازدواج گذاشتند و فقط به فکر ازدواج بودم که نشده و چون درگیر این بودم که زودتر ازدواج کنم هیچ پیشرفتی دیگه تو زندگیم نداشتم همه فکر ذکر شده ازدواج کردن و واقعا خیلی از این طرز فکرم ناراحتم،فکر میکنم اگه مستقل بشم،چون خانوادم کنارم نیستند کمتر میتونم به ازدواج فکر کنم،و تو زندگی کارهای دیگه ای مثل ادامه تحصیل انجام بدم و پیشرفت های دیگه ای تو زندگیم داشته باشمبا خانواده این موضوع رو مطرح کردم ولی مخالف هستن میگن جامعه پر گرگه مخصوصا برای یک دختر مذهبی خطرناکه که بخواد مستقل زندگی کنه میخواستم بدونم نظر شما چیه و من باید چه کار کنم؟؟؟ممنون
1400/12/07

سوال 15438

با سلامبنده ۲۵ سالم میباشد با توجه به اینکه والدین بنده جدا شده‌اند و چندین سال است که بصورت مستقل و مجردی زندگی میکنم قبلا هم وارد آشنایی با شخصی شده بودم که منجر به ازدواج نشدترس از ازدواج و تشکیل خانواده دارم از اینکه مشکلات حال حاضر و گریبان‌گیر خانواده‌ام در زندگی آینده من تاثیر بگذارد