پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/03/08
ناشناسخانواده و روابط
رابطه
سلام دوستان خسته نباشید من نامزد دارم و نزدیک به دو ساله ک باهمیم و من همیشه سعی کردم بهترین باشم براش و همیشه صدمو گذاشتم هم تو شرایط سخت هم تو شرایط خوب کنارش بودم و تا الان یه بدی از طرف من نبوده ولی اون همیشه اذیتم میکنه ناراحتم میکنه خودشم میگه تو خیلی خوبی ولی بازم اذیتم میکنه بجایاینکه همشداره بدتر میشه من حتی ب پول تو جیبشم ه خیلی دارم اذیت میشم خیلی ناراحتم نمیدونم چیکارکنم و تو این چند سال یه هدیه برام نخریده و به اکنم اون گ چند چند روز ازم بی خبر باشه حال من اصلا براش مهم چیکار باید بکن خیلی دوسش دارم اونم دوسم داره ولی بازم اذیتم میکنه دارم دیگه میمیرم بی زحمت کمکم کنین
۳ پاسخ۷۶ بازدید
1404/02/28
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج ناموفق
تو فکر خودکشیم نمیدونم دیگ چیکار کنم برا این زندگی دوساله تو عقبیم همش شوهرم بدهنی میکنه همیشه منو مقصر میدونه میگه تو زندگیمونو خراب کردی تروخدا کمکم کنین من خسته شدم جلو بقیه همیشه منو ضایع میکنه انگار من دشمنشم
۳ پاسخ۵۷ بازدید
1403/12/15
عصبانیت همسر
شوهرم وقتی عصبانی میشه، نه داد میزنه، نه چیزی میگه، فقط سکوت میکنه. گاهی دو سه روز باهام قهره، بدون اینکه حتی بگه از چی ناراحته. نه پیام میده، نه جواب حرفهامو میده. منم واقعاً نمیدونم باید چیکار کنم. وقتی اینجوری میشه، حس میکنم ازم فاصله میگیره و این منو خیلی اذیت میکنه. بارها تلاش کردم حرف بزنم، ولی اون یا بیتفاوت نشون میده یا اصلاً گوش نمیده. نمیدونم واقعاً توی همچین شرایطی باید سکوت کنم، برم سمتش، یا صبر کنم خودش برگرده. خیلی خسته شدم از این مدل رفتار. واقعاً بلد نیستم چطور باهاش ارتباط برقرار کنم وقتی تو حال خودش فرو میره. میتونید راهنماییم کنید؟
۱ پاسخ۳۷ بازدید
1403/09/21
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995858
سلام بخاطر بی توجهی های همسرم عشقم رو نسبت بهش از دست داده م و فقط به یک رابطه دیگه فکر میکنم دوتا بچه دارم بخاطر بچه هام نمیتونم طلاق بگیرم
افسردگی2مشاوره خانواده1راهکارهایی برای رسیدن به تفاهم در زندگی1خیانت کردن به همسر1بی توجهی همسرم به زندگی زناشویی19+
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1403/05/19
سوال 994914
سلام وقت بخیر بنده ۴۳ سالمه و تو طی این مدت یک بار سال ۹۴ عاشق خانمی شدم که به نظر خوب و متین میامد و من هم قصدم ازدواج بود تا اینکه ایشون با نقشه قبلی و در موقعی که خانواده من خونه نبودن اومد خونمون و داخل غذایه من قرص خواب اور ریخته بود من که بهوش اومدم کل خونه رو جارو کرده بود بگذریم حدود ۵ ماه پیش با خانمی کاملا با شخصیت و خوانواده دار اشنا شدم ایشون واقعا به من اهمییت میداد و واسش مهم بودم و الان بگم قصد ما از اول هم فقط ازدواج بود ایشون اردبيل بودن و من تهران تا اینکه بعد ۳ ماه من به اردبیل رفتم و ایشون هم با خواهر و شوهر خواهرشون اومدن و امدیگه رو ملاقات کردیم و صحبت هایه اولیه رو راجب زندگی و ازدواج زدیم و بنده واقعا ایشون رو دوست دارم و واقعا عاشقشم ولی به خاطر اینکه من بلد نبودم با یه خانم چطوری باید رفتار کنم وقتی که ایشون ابراز علاقه میکرد و توقع داشت که من هم مثله ایشون باشم من یا جواب پیامش رو نمیدادم یا رد تماس میدادم چون یه وقتهایی استرس داشتم که چی باید بگم یا چیزی نگم خراب بشه تا اینکه بخاطر اینکه ابشوندرو از دست ندم بیشتر مواقع مجبور به در وغ میشدم و ایسون واقعا خسته شدن و میخواستن به این رابطه پایان بدن که من خودکشی کردم که ایشون رو از دست ندم حالا ایشون واقعا واسش سخته که با همچین ادمی ازدواج کنه ولی من به شما مشاور عزیز صادقانه میگم من دوسش دارم و فقط نمیدونستم باید چطور پیش میرفتم که اینجوری نشه و حالا عاجزانه از شما تقاضایه کمک دارم تا بتونم رضایت ایشون رو جلب کنم و به این باور برسن که من هدفم فقط درست کردن يه زندگي خوب و درکنار ارامش آسایش هست برایه ایشون لطف کنید اگر مقدور هست واستون حتی شماره تماس بدین که بنده مزاحم بشم ممنونم
۴ پاسخ۸۴ بازدید
1403/02/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993680
سلام وقتتون بخیر.برای ازدواج میشه به آزمون های روانی اعتماد کرد؟
۳ پاسخ۱۵ بازدید