پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/07
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995750
سلام پیرو سؤال قبلی، به نظرتون منکه به استقلال آقا حساسم و بهتر میدونم که آقا هفته ای یه بار به خانواده اش سر بزنه اونم با همسرش. این حساسیت زیاده؟ من یه بار چوب وابستگی شوهر رو چشیدم! ایشون هر روز به تنهایی و پنهانی خونه مادرش بود و همه چیز رو از مادر و برادراش کسب اجازه میکرد و پشت بندش دخالت های خانواده اش در زندگیمون، هیچ رازی بینمون نبود و من آخرین فردی بودم که برنامه زندگیم رو میدونستم. این مسئله منو خیلی به هم ریخت. در ازدواج مجدد چیکار کنم که دیگه این اشتباه رو مرتکب نشم.با تشکر
۳ پاسخ۱۷ بازدید
1403/08/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995626
سلام وقتتون بخیربا آقایی ۳۲ ساله در حال اشنایی برای ازدواج هستیمهر دو قبلا ازدواج کردیم و جدا شدیم و در زندگی قبلی مشکل جنسی نداشتیم، از صحبت های این اقا در طول یک ماه و نیم متوجه شدم که نیاز جنسی خیلی بالایی دارن در چت ها و دیدار ها معمولا صحبت هایی راجب نوع رابطه و زمان رابطه و معاشقه و ... دارند اما توافق کردیم تا ازدواج رابطه نداشته باشیم ایشون توی صحبت هاشون گفتن که دوس دارن رابطه جنسی خیلی طولانی باشه مثلا بالای یک ساعت و اینطور که گفتن من حس کردم دیرانزال هستن و گفتم دوست دارن دوبار هررابطه ارضا بشن و الان تقریبا هرروز خودارضایی میکنن و بعدا هم احتمالا هرروز رابطه میخوان اما گفتن که هرطور من بخوام خودشون رو وفق میدناین نشانه ها بنظر شما نرمال هست یا خیر
۵ پاسخ۵۸ بازدید
1403/03/13
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994073
سلام مردی هستم ۴۷ساله خانواده دوست ، مهربان ، متعهد و برنامه ریز ، طی ۱۸ سال زندگی با همسر صبور و مهربانم پله های ترقی رو آروم آروم طی کردیم به نحویکه کلیه الزامات اولیه از قبیل خونه ، ماشین ، باغ و مغازه خریدیم هچمین چند سال قبل من شدم رئیس اداره خودمون و همسرم استخدام رسمی شد حاصل شد یه دختر ۱۴ ساله اما تقدیر همسرم این بود که در سن ۳۹ سالگی درگیر سرطان بدخیم شود و علی رغم تمام تلاش ها و به کار بردن آخرین تکنولوژی برای درمان نتیجه حاصل نشد و الان ۳ سال که فوت شده ، مادرش هم از غم تنها فرزندش حدود ۲ ساله فوت شده الان از اونجایی که دور از خانوادمون هستیم و خانواده همسرم تنها فرزندشون رو از دست دادن ، خیلی تنهام ، احساس میگنم به یه همدم نیاز دارم ولی از نامادری برای دخترم میترسم ، این امکان رو دارم که بعد از دیپلم یعنی ۳ سال آینده بفرستم خارج از کشور برا تحصیل یا اینکه الان بفرستمش پیش پدر بزرگش که اونم تنهاست و خونشون با ما یک کوچه فاصله داره و به لحاظ مالی عالی عالی و تمام داراییش رو زده به نام دخترم و به لحاظ اخلاقی بسیار بسیارمتدین و اصیل هستش اما وجدانم قبول نمیکنه و در برزخ بین تنهایی خودم و آینده فرزندم گیر کردم ، لطفا راهنمایی بفرمائید
۸ پاسخ۴۴ بازدید
1403/01/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993413
سلام خسته نباشید. من خانم ۲۸ ساله ای هستم ک سابقه ی ازدواج دارم و فرزندم هم ۶ سالست ک هنوز تکلیف حضانت کاملش مشخض نشدهاخیرا خاستگاری داشتم ک ب دلیل عدم تناسب ظاهریو این ک فقط ۱ ماه بود جدا شده بودن و تکلیف نگهداری از فرزندانشان ب صورت قطعی مشخص نشده بود جواب منفی دادمدر رفتارهاشون هم نکاتی بودمثلا آقا چندین بار توی اون ۳ بار ملاقات حضوری گریه کردن ک درمورد مسائل معنوی و مشکلات درهم تنیده ی زندگی گذشتشون بود. و بسیاار درمورد مسائل جنسی تاحدی بی پروا حرف میزدن ک ب نظرم در ده روز اول آشنایی تا این حد پرداختن ب مسائل جنسی و استفاده از کلمات بی پرده در این مورد جالب نبود و خییلی تو ذوقم خوردبا این تفاسیر خیلی بعد جواب رد پشیمان شدم و چون تاحدی از نظر عاطفی وابستگی داشت ایجاد میشد، من از ترس خطای دوباره ب سرعت جواب رد دادم، اما بعد پشیمون شدم چون ایشون از نظر شغلی و اقتصادی و ایمان و اخلاق خیلی خوب بودن ولی اون نکاتی ک عرض شد نظرم رو تحت تاثیر قرار داد و البته شرایط من هم ب عنوان یک زن با سابقه ی ازدواج و یک فرزند خیلی خاصه و ناراحتم ک شاااید موقعیت خوبی رو از دست داده باشم ممنون میشم در مورد تصمیم نظرتونو بگین تجربه ای بشه برای موقعیت های بعدی
مشکلات ازدواج مجدد با وجود فرزندان1ازدواج مجدد1تصمیم به ازدواج مجدد1فراهم شدن شرایط ازدواج مجدد1قصد ازدواج مجدد1
۵ پاسخ۱۸ بازدید
1402/09/21
ناشناسخانواده و روابط
سوال 991363
ایشون با اینکه از هر نظر بقول خودشون من همونی هستم که میخوان ولی درخواست منو برای اینکه در ساختمون دیگه ای نزدیک خونه پدری ایشون مستقل زندگی کنیم ولی حواسمون به مادر ایشون همه جوره باشه و زود بزود بهشون سر بزنیم رو قبول نمیکنه،منم خیلی واقعیت اینه که هرچند دوست دارم مستقل باشم ولی زندگی تو یه ساختمون هم بنظرم فاجعه نیست ولی میترسم شخصیت وابسته ایشون مشکل ساز بشه
۱ پاسخ۱۰ بازدید
1401/09/18
سوال 22007
سلام یک سال هست که جدا شدم ۴۲ سالمه یه دختر ۱۱ ساله دارم که پیش پدرش زندگی میکنه پدرش ابطه منو با بچم خراب کرده دخترم منو مقصر میدونه میگه بابا تو رو دوست داشت تو طلاق گرفتی من به هیچ وجه از طلاق پشیمون نیستم چون داشتم با اون اقا عذاب کشیدم تصمیم دارم در اینده دخترم رو بیارمیش خودم زندگی کنیم البته قصد ازدواج مجدد رو هم دا رم به نظر شما باید چه طور مردی بیاد تو زندگیم که دختر منو هم بپذیره ؟خودش بچه داشته باشه من بپذیرم که اونم دختر منو بپذیره یا که نه فرقی نداره؟واینکه در مورد دخترم چیکار کنم که رابطش با من خوب بشه زنگ میزنم یا جواب نمیده یا اگه جواب بده خیلی سرد وهی میخواد زود خداحافظی کنه
۱ پاسخ۱۴ بازدید
1400/07/11
سوال 12224
37 ساله هستم که پس از 10 سال زندگی عاشقانه با همسر وبا داشتن دو فرزند دختر 6و9 ساله به خاطر خیانت همسر. جدا شدیم به خاطر کار اشتباه او بسیار افسرده و سر شکست شدم.همسر سابقم 5 سال بهم خیانت کرد والان که افشا شده خیلی ناراحت و پشيمان شده که الان مرا و فرزندانم را از دست داده ولی من تحت هیچ شرایطی قادر به ادامه زندگی با او نیستم واز هم جدا شدیم. اکثر مواردی که برای خواستگاری میرم ترس از اشتباه در انتخاب دارم و بعضا به خاطر اینکه فرزند دارم قبول نمیکنن. در صورتی که این دو فرزندم بسیار آرام ومهربان هستن و دلبسته به من خودم هستن.
۳ پاسخ۷۸ بازدید