سلام.. من به شما گفتم که دختری 14 ساله را دوست دارم و میخواهم به او بگویم که در 18 سالگی به خواستگاری اش میروم... هیچ گونه ارتباطی نیز بین ما نیست و به صورت رسمی به خوانواده اش میگفتم و چند سال دیگر اقدام میکردم.. اما مشاوران با من مخالفت کردند... اکنون خواهرش به من گفته که برایش خواستگار اومده و ممکنه قبول کنه... اون مرد 23 سالشه و مازوخیسمه.. من نمیخواهم اونو از دست بدم... الان به من بگید چیکار کنم؟؟در حال حاضر میخوام به خودش بگم من دوست دارم و در اینده نزدیک میام خواستگاریت و 18 سالگی ازدواج میکنیم و فکر میکنم او نیز مشکلی ندارد با این قضیه... لطفا به من کمک کنید
سلام ببخشید من از زجر کشیدن خودم خوشم میاد دوست دارم به خودم صدمه بزنم تو تصوراتم خودم رو در حال شکنجه شدن تصور می کنم. هم حالم خوب میشه هم حالم بد میشه رسما دارم دیوونه میشم لطفا کمکم کنید چیکار کنم تا خوب شم