پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/06/18

سوال 995247

سلام وقت بخیر چند ماه پیش به خواستگار برای خواهرم اومد که قبلاً ازدواج داشته و طلاق گرفته بود من موافقت نکردم چندین بار اومدن و من موافقت نکردم آخرش دیدم خواهرم اوکی داده بود و.. منم گفتم خودش خواسته بزار ازدواج کنه و. بلاخره اومدن و عقد کردن الان همش رو موضوعات کوچک و مسخره دعوا دارن خواهرم به نظرم ازیت میشه ولی چیزی به ما نمیگه نمی دونم باید چیکار کنیم
1400/08/26

سوال 13852

سلام من بچه روستام،تو‌روستایع ما عموما از سن۱۲سالگی دخترا ازدواج میکنن تا۲۲یا۲۳دیگ بعدش میگن ترشیده،من الان در آستانه ۲۹سالگی ام سه تا خواهر داشتم ک در سن زیر ۱۸ازدواج کردن پدرم فوت کردن الان با مادرم و برادر باخانمش در خانه پدریم زندگی میکنم،برادرم رفتارایع عجیب سختگیرانه ای داره علاقه زیادی ب تحصیل کار دارم ولی میگه دختر مجرد نباید بره دانشگاه نباید بیرون باشع نباید مهمونی بره نباید مراسم عروسی بره.....‌برعکس بقیه اهالی روستا ک همه جوانانش تحصیل کرده اند،حتی اجازه ازدواجمون نمیده میگع فقط طرف باید فامیل باشع خاستگار داشتم ک هیچ مشکلی نداشت فقط بخاطر اینکه نسبت فامیلی نداره رد کرد،بحرف مردم بیشتر ازما توجه می‌کنه میگع ب مردم چی بگم بگم این خاستگار کی چیه ،والا تو روستای ما هیشکی هیچی نمیگه این طرز فکرش واس ۵۰سالع پیشع،با داییم صحبت کردم بش بگه ی بزارع درس بخوونم یا اجازه ازدواجموبده داییمم میگه اون سرپرستع توعه.....تو این دنیا همه مشکلات قفلی کردن رومن.خیلی وقتا ب مرگ فک میکنم میگم هیچ راهی جز خودکشی نیی ولی چون آدم رویا پردازی ام ب رویاهام ک فک میکنم پشیمون میشم از خودکشی میگم خدا بزرگه شاید درست شد.....وبا این خیال زندگی سختموش میگذرونم،ی راهکار بدید من باید چیکار کنم؟؟؟