پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/04/09
ناشناسخانواده و روابط
شکست عشقی
سلام با اقاپسری از طریق پدر ایشون اشنا شدیم همه چیز خوب پیش میرفت دو بار منزل ما تشریف اوردن برای خواستگاری مهریه تعیین شد
زمانی که رفتیم منزل اقا پسر برای تنظیم تاریخ بله برون قضیه خانوادم رو مطرح کردم اینکه پدر بنده دوتا همیر داشتن و من بالطبع دو تا مادر دارم
این موضوع با مخالفت شدید پدرشون مواجه شد و کلا کنار کشیدن و من الان ۵۴ روز کوچکترین دسترسی به اقا پسر نتونستم داشته باشم خیلی دوسش داشتم و دارم و تنها پسر بود که بالاخره بعد از ۳۱ سال تونستم بهش دل ببندم نا گفته نماند که جلساتی که با اقا پسر اشنا میشدم به ایشون شرایط رو گفته بودم و ایشون مخالفنی نداشتن و ادامه دادن میدونم که مقابل خانوادش ایستاده برای این وصلت ولی موفق نبوده میتونید کمکم کنید اخه مگه من توی ایجاد شرایط نقشی داشتم؟
ازدواج با فرزندان طلاقمشکلات ازدواج با فرزندان طلاقمشکلات فرزندان بعد از طلاقپیامدهای ازدواج با فرزند طلاق مخالفت خانواده با ازدواج8+
۳ پاسخ۱۰۶ بازدید
1404/02/24
ناشناسخانواده و روابط
آیا ازدواج زندگی من را بهتر میکند!؟
سلام
خسته نباشی خوب هستین
ببخشید من یه خورده شرایطم یه جورایی خیلی خاص حساب میشه و یه جورایی هم خیلی پیچیده است
من ۲۱ سالمه و چند سالی توی بهزیستی بودم و الان یک یک سالی است که مستقل شدم بعد خدمت تمام دور و وریها و آشنایانی که با من آشناییت دارند همشون به من پیشنهاد ازدواج میکنند ه قول خودشون میتونه خیلی روی زندگی من تاثیر بذاره و باشه بیشتر پیشرفت کنم و اینکه من خودمم تمایل دارم به ازدواج ولی یه مقدارم از این موضوع میترسم الان میخوام بدونم منی که خانواده ندارم و توی بهزیستی بزرگ شدم و تنها زندگی میکنم کسی پیدا میشه با این شرایط من کنار بیاد و یه پیدا بشه در آینده در زندگی مشترکمان به مشکل بر نمیخوریم با هم و لطفاً راهنماییم کنید
من خودم بچه طلاق هستم و دوست ندارم فردا روز اشتباهاتی که پدر مادرم انجام دادن خودم تکرار کنم
ممنون میشم راهنماییم کنید.
۴ پاسخ۱۲۶ بازدید
1401/08/09
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 20765
با سلاممی خواستم بدونم از منظر روانشناسی و زندگی مذهبی با یک آدم مضطرب و شکاک و عصبی برای رشد و تربیت بچه ها آسیب می بیند یا جدا شدن از این آدم؟
۱ پاسخ۲۴ بازدید
1400/07/11
سوال 11796
سلام.من از زمان دوماهگی بارداریم از همسرم جدا زندگی کردم و زمانی که پسرم سه ساله شد طلاق گرفتم.تمام دوران بارداری و شیردهی با استرس و ناراحتی گذشت. فرزندم رو شش و نیم ساله کردم و پدرش الان اونو برده و فرزندم نسبت به من بی مهر شده.خیلی به من وابسته بود اما نمیدونم درمورد من چی بهش گفتن یا چجوری باعث شدن که پسرم دلتنگم نشه و نخواد بیاد پیشم. دوری از پسرم و بی وفایی روزگار و جابجا شدن خوبی و بدی،خیلی منو ازار میده. به هر کس خوبی کنیم بدی میبینیم.....
۱ پاسخ۲۱ بازدید