پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/11/08
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 996226
از چند جلسه بعد باید والدین اقا پسر را ملاقات کرد؟
حریم خانواده1مشورت کردن با بزرگترها بی اطلاعی خانواده ملاقات پیش از ازدواج قرار ملاقات خارج از منزل 2+
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/11/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996177
سلام دختری مجرد هستم و سن بالای ۴۰ با موردی اشنا شدم مطلقه و ۳ جلسه صحبت کردیم ایشون آدم خوبی هست و اختلاف چندانی نداریم منزل ندارن و گفت باید اجاره کنم ظاهرش بد نیست تیپش خوبه ولی سر کم مو هست و برای همین برای ادامه تردیددارم تو صحبتهای اخیر گفت انگار اکراه داری برای ادامه و یا من نتونستم جذبت کنم ..عکسش دارم اگه بخوام عکس قدی بفرسته متوجه میشه تردید دارم و دیگه اینکه فرزند داره کی میتونم فرزندش ببینم و یا عکسش درخواست کنم ؟ با توجه به اینکه سن خودم هم کم نیست چطور با ظاهر کنار بیام و ملاکهام تعدیل کنم ؟؟
۳ پاسخ۱۹ بازدید
1403/11/03
سوال 996173
سلام، وقت بخیر،با دختری از طریق یه واسط ٱشنا شدم، یکی دو روز صحبت کردیم، بعد یک ملاقات حضوری داشتیم، خوب هم پیش رفت، هر دو نسبتا موافق بودیم ادامه بدیم، بعد از یک هفته گفتگو یک ملاقات دیگه داشتیم، توی همون دیدار، با خانوادشون تماس گرفتم و معرفی کردم و اجازه آشنایی اولیه خانواده ها رو خواستم که قرار شد خبر بدن،خانواده من هم کاملا در جریان بودن از اول،حالا یه موضوع پیش اومده، یک قرار ملاقات دیگه هفته دوم داشتیم، دخترخانم تو اون قرار خیلی راحت باهام رفتار کرد لمس و تماس فیزیکی داشتیم،میخوام بدونم این طبیعیه؟ این سوال برام پیش اومده که ممکنه قبلا هم اینجور بوده! آیا ادامه این رابطه درسته؟ میدونمم اگر دوباره ملاقات کنیم، بیشتر هم میشه،از مشاورین محترم راهنمایی میخوام، ایا بعد از ازدواج ممکنه این شک ثأثیر منفی بذاره و همه چیز خراب بشه،لطفا من رو راهنمایی کنید،لازمه بگم دختر خانم هم خیلی دختر خوب و توی خیلی موارد باهم تفاهم داریم
تردید در تصمیم گیری1حفظ حریم ها در دوران آشنایی دریافت مشاوره 1مشورت کردن با بزرگترها ملاقات پیش از ازدواج 4+
۵ پاسخ۳۳ بازدید
1403/10/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996138
سلام یک سوال اینکه خواستگار اقا در دیدار گفت من با همکاران خانم ارتباطم مثل خواهر برادری است ولی نه اینکه شوخی بیجا و..بی بند وباری نیست و موافق تیستم ..چطور واضحتر سوال بپرسم و جزییات بیشتر .سوال دیگه در موقع دیدار حضوری برای اشنایی اگه آقا تعارف کنن و اصرار برای رفت و برگشت با ماشین خودشون بیان دنبالمون برای کافی شاپ موردی نداره چون قبول نکنیم فکر میکنن خشک و تعصبی هستیم ..اکثرا هوا سرده و الوده هست از لحاظی دوست ندارم زود خودمانی شوند ؟این روش چه مزایا و معایبی داره ..دیگه اینکه در جلسات چه سوالاتی را اول و زودتر بپرسیم چه سوالاتی حضوری بهتره بپرسیم تا چت و تلفنی ..
۴ پاسخ۲۵ بازدید
1403/10/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996137
همون دختری هستم که گفتم ۴۷ سالمه مجرد و با آقایی مطلقه ۵۰ ساله اشنا شدم ایشون منزل نداره چون فروخته و مهریه داره ولی تلاش میکنه درامدش را بالا ببره مدیر شرکتی هستن گفت سوالی دارین ایتا شاید راحتترین بپرسین گفتم حضوری میپرسم چون ایتا چت کردن وقت گیره دیگه اینکه ۴ شنبه تماس گرفت ۵ شنبه دیدار داشتیم شب پیامک داد ایتا رفتی بگو و پیام داد سوالی و ابهامی هست بپرس ایتا یا تماس تلفنی که گفتم ترجیحا حضوری میپرسم چطوری بگم که هر روز پیام ندهد و سوال دیگرم اینکه بخوام بپرسم بیمه بازنشستگی و سوالات مالی ایتا بپرسم یا حضوری که سوتفاهم نشه
۴ پاسخ۲۰ بازدید
1403/10/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996136
سلام وقت بخیر ۳۸ سالمه و مجرد.خواستگاری دارم که هشت سال ازم بزرگترها و یک ازدواج ناموفق داشتن. ایشون از لحاظ اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی و خانواده اوکی هستند. ولی پشتوانه مالی ندارند یعنی خونه ندارند و یک ماشین معمولی تنها سرمایشونهو مهمتر از اون اینکه تو این دو ماه آشنایی برام دوست داشتنی نبودند نمیدونم چرا واقعاً با چهرشون مشکلی ندارمبطور کلی خوشم نمیادش( البته ی دلیلش شکست عاطفی خودم در شش ماه گذشته هست فکر می کنم که نمیتونم کسی رو جایگزین کنم!!)واقعاً نمیدونم چکار کنم...
۴ پاسخ۲۶ بازدید
1403/10/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996135
سلام دختری ۴۷ ساله هستم مجرد با موردی اشنا شدم ۵۰ ساله مطلقه و تحصیل کرده و دارای یک فرزند نوجوان..یک جلسه صحبت کردیم حضوری همچین مواقع ارتباط چشمی زیاد برقرار نمیکنم ..همدیگرو پسندیدیم ولی انتقادی که داشتن همین بود و گفتن فکر میکنم یا خجالتی هستید یا اکراه داری از ارتباط و توقع دارن باهاش راحتتر باشم که گفتم من چنین موقعیت ها اینطوری هستم و عرف جامعه هست که دختر سنگین باشه و جاهای دیگه بازتر هستم ..به نظرتون چیکار کنم چنین مواقعی ..و دیگه اینکه ایشون توقع داره بیشتر صحبت کنم حالا یا تو ایتا چت و..من گفتم ترجیح میدم حضوری صحبت کنم ..دیگه اینکه سوالات مالی چطوری بپرسم چون ایشون منزل ندارن برام مهمه پشتوانه مالی داشته باشن و..
ازدواج و خانواده1ازدواج دوم با وجود فرزندان1خجالتی بودن1دوران آشنایی قبل از ازدواج 2خجالتی و کم حرف 6+
۴ پاسخ۲۸ بازدید
1403/10/18
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996064
سلام وقت بخیربا خانمی خارج از همدم آشنا شده ام ، ولی هر دو نمیدانیم به چه شکل آشنا شویم و هر دو برای پروسه آشنایی برنامه صحیحی نمیدونیم، فقط یکبار همو حضوری در حد ۱۰ دقیقه دیدیم و قرار شد که بعدش به خانواده هامون بگیم و اطلاعاتی از همدیگه به اونها بدیم که آیا مخالف یا موافق آشنایی ماها هستند یا خیرممنون میشم در مورد پروسه صحیح آشنایی راهنمایی بفرماییدمن خودم به خانم پیشنهاد دادم که بمدت یکماه یکروز درمیان داخل کافه قرار دیدار داشته باشیم و گفتگو و سوال و جواب داشته باشیم و یک روز هم بگیم مادرهامون همراهمون کافه حضور پیدا کنن و بعدش یکی دوجا مشاوره خانواده بریم
مشاوره خانواده1دوران آشنایی قبل از ازدواج1مشاوره قبل از ازدواج 1مشورت کردن با بزرگترها بی اطلاعی خانواده 6+
۴ پاسخ۳۹ بازدید
1403/10/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996048
پیرو سوال قبلیم، ک قیافه اقا را در چند عکس دیدم و خوشم نیامد،اقا در همدم بودند و دوشهر دوریم،میترسم بیان و به دلم نشینه،نمیدونم چکار کنم؟مثلا در ظاهر اول لب و دهن زیبا رو میبینم،به نطرم شاید ۵۰درصد چیزی ک یک مرد میتونه منو را راضی کنه در مسائل عاطفی یا جنسی از دیدمن دهن و لب برای بوسه س،باز بااین حساسیت بالا نسبت به این موضوع،درسته ک ایشون رو رد کنم یا ادامه دهم؟
زیبایی همسر1اهمیت زیبایی در ازدواج نارضایتی از چهره ملاقات پیش از ازدواج قرار ملاقات خارج از منزل 5+
۴ پاسخ۱۹ بازدید
1403/09/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995876
سلام من برای یک دوره کاری حدود یک ماهه به ی آموزشگاه رفت و آمد دارم و برای هماهنگی کلاسها هم به صورت آنلاین و هم به صورت حضوری با منشی اون موسسه در گفتگو هستم. خیلی دختر مودب و خوش برخورد و خوش سر و زبونی هست و البته زیبا و دلنشین.البته اون خانم به خاطر وظیفه کاری این جور برخورد میکنه ولی به نظر میاد که کلا اخلاقش خوبه و موضوع تظاهر و ملاحظات کاری مطرح نباشه. به هر حال من بهش علاقه مندم و میخوام باهاش بیشتر آشنا بشم و نمیدونم چجوری باهاش در میان بذارم: از یه طرف من تازه ایشون را دیدم و نمیخوام هنوز هیچی نشده مثل آدمای جوگیر برم به ایشون پیشنهاد بدم، از طرف دیگه من تا یکی دو ماه دیگه توی اون موسسه رفت و آمد دارم و مجبورم هفتهای دو سه بار برای امور آموزشی باهاش چشم تو چشم بشم و اگه پیشنهادم را بهش بگم و جواب منفی بشنوم خب تا پایان دوره هم من معذبم و هم ایشون و به نظرم صورت خوشی نداره، از طرف سوم هم به دلیل سنم (۳۱ سال) و عرف جامعه دوست ندارم یه نفر بزرگتر مثلاً مادرم را به صورت ناشناس پیش قدم کنم و ممکن هم هست دختر خانم خوشش نیاد و جواب عکس بده (ضمناً من آدم مطمئنی را هم توی اون موسسه سراغ ندارم تا ازش بخوام غیر مستقیم نظر دختر را جویا بشه). حالا میخواستم کمکم کنید و برای این جور موارد یه راهی پیش پام بذارین. آیا صبر کنم تا وقتی که دوره تموم بشه و مطمئن شم دیگه همو نمیبینیم که اگه جوابش هم منفی بود مهم نباشه؟
۳ پاسخ۲۹ بازدید
1403/09/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995874
سلام یک سوال در مورد اختلاف سنی داشتم من دختری 28 ساله هستم ولی از نظر روحی و شخصیتی مثل یک دختر 20 ساله هستم از نظر عقلی و درک از زندگی آینده مثل یک دختر 30 ساله یعنی کودک درونم خیلی فعال و خیلی پر انرژی هستم ولی مشکلم اینه که هر خواستگاری دارم 7 یا 8 سال با من تفاوت سنی داره که به نظر من زیاد و به همین دلیل رد می کنم سوالم اینه که با توجه به این شخصیت من در جلسه اول چه سوالاتی از طرف مقابل ام بپرسم و چه مشخصاتی ببینم که مناسب من هست یا نه ؟
ازدواج و خانواده1چهره ام جوانتر از سنم است1تردید در تصمیم گیری1بلوغ عاطفی و شناختی1مشاوره قبل از ازدواج 16+
۴ پاسخ۲۹ بازدید
1403/09/13
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995804
یه موردی بهم معرفی شد و مادرا با هم هماهنگ کردند که یه دیداری با هم داشته باشیم ولی چون آقا تا ۵ونیم سرکارن تا برسن خانه و ناهار بخورن و آماده شوند به سمت محدوده سکونت بنده برسند شب میشود و من گفتم حالا خب جمعه روز باشد ولی ایشون گفتند زودتر باشد بهتره و ما همون یکشنبه شب شد که همو ببینیم و ایشون گفتند که ساعت ۸ به بعد میشود و پس ابتدا من برسم خونه ببینم چه زمانی میشه که حدود ساعت ۵ بود و هیچی دیگه پیام ندادن و ساعت ۸ شب پیام دادن که تو راه هستند و خب من کلی تعجب کردم که پیامی زودتر ندادن و خب هم در چت و هم در حضوری بهشون گفتم و من رفتم کافه ای که حالا هماهنگ کرده بودیم و من ساعت ۹ اونجا بودم و ایشون ساعت ۹ونیم آمدند و خب یه دو ساعتی صحبت ها مون رو کردیم و همه این موقع شام سفارش میدادن و من فقط یه نوشیدنی گرم سفارش دادم و ایشون هم همینطور و البته در کنارش یه کیک هم سفارش دادند که ایشون خیلی کمی از کیک رو خوردند و من یکم بیشتر از کیک رو خوردم ، حالا میخوام ببینم کار درستی کردم که اون موقع شب قرار گذاشتیم یا نه چون در ایام هفته این ساعت امکان دیدار دارن و اگر زودتر مثلا در روز باشد باید تا پنجشنبه یا جمعه ها صبر کرد و اینکه اگر قرارها این موقع باشد من باید همیشه نوشیدنی سفارش بدهم یا غذا هم میتوانم ؟؟! البته ایشون اصلا هیچی هم نگفتند که مثلا شام بخوریم و خودم همون نوشیدنی رو سفارش دادم چون توی حرفاشون گفتند که ناهار و شامشون کلا یکی هست پس از روی منطقم عمل کردم .و اینکه ایشون میدونستند من تنها میام تنها آمدن و خب چون عکس ارسال نکردم براشون بنده رو نمیشناختند و خب پروفایل ایشون هم عکس نداشت اما پروفایل مادرشون رو که چک کرده بودیم هم عکس خودشون رو دیدم و هم عکس مادرشون و هم خواهرشون ، و ایشون تنها تهران زندگی میکنن و خانوادشون شهرستان هستند و سر این مورد از این جور موردها دوست ندارم اما ایشون رو قبلا از طریق دیگه معرفی کرده بودند و ردشون کرده بودم اما چون از یه طریق دیگه ای بهم دوباره معرفی شدیم اینبار گفتم یه فرصت بهش بدهم و خب دیداری انجام دادیم تا اینکه یک ساعت از ملاقات مون گذشته بود و مادرشان آمدند کافه و میز کناری یکم جلوتر ازمون نشستند و بعضی موقع ها بهم نگاه میکردند و خب چون عکسشون رو دیده بودم شناختمشون و اصلا به روی خودم نياوردم و نیم ساعت بعدش هم خواهرشون آمدند و روبه روی مادرشون نشستند و کیکی سفارش دادند و خوردند و تا اینکه ما حرف هایمان را اتمام دادیم و از کافه خارج شدیم و برادرم زنگ زد که بیاید دنبالم و ما کنار خیابان منتظر بودیم یکم دیگه صحبت کردیم و خب من دیدم که مادر و خواهر شون هم از کافه خارج شدند و اصلا جلو نیامدند که با هم سلام و احوالپرسی انجام بدهند و آقاپسر هم هیچی نگفت بهم و اینکه تلفن شون زنگ میخورد و جواب دادند و گفتند که باید زودتر برود و من حتی پرسیدم ازشون که تنها هستید گفت بله و خانواده آمدن تهران و منتظرش هستند و حتی گف که من الآن اگه زودتر بره ناراحت میشم یا نه مثلا منو تو خیابون ساعت ۱۱ونیم شب ول کرده رفته که گفتم نه اشکالی نداره و شما بروید و خب چون فهمید که برادرم میاد دنبالم اصلا تعارف نکرد که منو برسونه و خب اگه من میگفتم برسونه مامانش اینا باید میآمدند جلو و سلام میکردند و خب من پیش خودم گفتم ولش کن و رفت و برادرم یه دقیقه بعدش اومد و سوار شدیم و برگشتیم و ایشون نیم ساعت بعد پیام دادند که برادرم آمده یا نه و حتی تشکر کردند که من این ساعت قرار گذاشتم .فردا شبش هم پیام داد که نظرم رو بپرسه و من گفتم حالا یکم زمان بیشتری برای فکر کردن لازم دارم و ایشون جواب منفی ندادند یا اعلام عدم ازدواج بزنن . میخواستم نظرتون رو بدونم و راهنمایی ام بکنید در این مورد که چه برداشتی دارید و کارشون درست بوده یا نه که یواشکی آمدند منو ببینن و جلو نیان ؟!! و بفرمائید درست ترین تصمیمِ ممکن چیست ؟ممنونم از وقتی که در اختیارم میگذارید 🙏🏻🌹❤️
۵ پاسخ۴۸ بازدید