دل دختر مردم را نشكونديم ولی دلمون شكست سنم زياد شده مجرد موندم دختری مومن با چهره خوب كم توقع هستم ميگم شايد شاغل نيستم خانواده پسر خواستگاری اومدن نپسنديدن رفتن چندبار هم پسر با خانواده اومدن ايراد گذاشتن رفتن برادرام تو سن پايين جلسه اول خودشون خواستگاری دختر بيکار و معمولی رفتن ما تو انتخاب و پسند و نظر نقش و دخالت نداشتيم الانم عروسمون تو خونه نشسته خودشو برامون ميگيره ميگه كم توقع هست حالا من چكار كنم شغلم مناسب نيست كه آينده شاغل باشم