پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/20

سوال 996813

سلام.گفتید با پدرم صحبت کنم،خواستگار منو عروس عمه ام معرفی کرده، عروس عمه ام اسمش فرزانه اس، برای بیرون رفتن آرایش تند داره و لباس نامناسب، به این دلیل پدرم میگه این آدم حسابی نیست که بخواد خواستگار حسابی معرفی کنه، اما پسره مهندسی برق خونده و تو شرکت کار میکنه، من عکسشو دیدم خوشم اومده، چجوری پدرمو راضی کنم
1403/12/14

سوال 996749

سلام وقتتون بخیرمن از طریق سامانه همدم با اقایی اشنا شدم که در پروفایلشون نوشته بود ساکن شیراز هستند و بعد در هنگام صحبت اولیه (چت در تلگرام) متوجه شدم حدود یکسالی بیشتر هست رفتند ارومیه و بخاطر کار در اونجا مشغول هستند (اگر در پروفایلشون شهر دیگری بود شاید از همون اول پیام نمیدادیم چون محل سکونت مد نظر من فقط شیراز هست) .. بعد از ۲۵ روز صحبت صرفا چت ایشون با اینکه قصد نداشتن در این موقع از سال بیان شیراز، با پرواز اومدن شیراز و ما یک جلسه با حضور هر دومادر و اقا پسر، و یک جلسه با حضور مادر خودم همدیگه رو دیدیم و صحبت کردیم. نظر اولیه هر دو ما شناخت بیشتر هست دغدغه ای که هردو داریم این هست که با چت نمیشه به شناخت بیشتر رسید از اون طرف راه ایشون هم دوره و برای شناخت بیشتر و انتخاب اینکه از ارومیه محل کارشون رو تغییر بدن و بیان شیراز رو منوط به شناخت بیشتر گذاشتن (در صحبت ها اشاره کردن که مادامی که شناخت نسبی صورت نگیره جابه جا کردن محل کارشون با توجه به اینکه حقوقشون اونجا بالاتره ریسک داره)حالا پیشنهاد ایشون برای شناخت بیشتر به جای چت که سوتعبیر های زیادی خصوصا راجع به مسائل مهم ایجاد میکنه، تماس گرفتن هست که با توجه به اینکه مادرم کلا به اشنایی و شناخت سنتی عقیده دارن مخالف تماس گرفتن هستن و میگن اگه بخواد بیاد شیراز با همین دو جلسه هم میتونه تصمیمش رو بگیره (من خودم رو جای اقا پسر میذارم و به اقا پسر حق میدم) با توجه به اینکه اردیبهشت ماه عروسی برادرشون هست و بنا گذاشتیم وقتی برای عروسی برادرشون اومدن هم بریم ازمایش خون (غیر رسمی) بدیم و هم بریم مشاوره حضوریبا تمام این ها من چیکار کنم؟ از یک طرف به اقا پسر و خودم حق میدم برای شناخت بیشتر تماس گرفته بشه و صحبت های مهم به جای چت حداقل در تماس رد و بدل بشه از یک طرف مادرم رضایت قلبی نمیدن به شناخت های غیر سنتی .. ممنون میشم من و مادرم رو راهنمایی کنید
1403/04/17

سوال 994437

سلام وقتتون بخیر،من میتونم بدون اجازه مادرم ازدواج کنم ؟
1400/12/14

سوال 15602

سلام وقت بخیربنده خانم 21 ساله هستمدر موقعیتی هستم که شرایط ازدواج مهیا شده ولی متاسفانه وقتی شماره مادرم را به افراد میدهم مادرم یک بار جواب میده و بار بعدی جوابی نمیدهد و افراد را به مدت طولانی معطل میکنه از طرف دیگر دروغ میگوید که من رد کردم درصورتی که پاسخی به فرد نداده و بحث جواب دادن تلفن میشه میگه علاقه ندارم جواب بدماین کارها کثیف بازیه تو بی حیایی و دنبال شوهر میگردی و مدام با پدرم در حال دعوا مشاجره و توهین و تهمت هست علی الخصوص با بنده و مدام تکرار میکنه که خوشم نمیاد ازت اسیر منی یا با دکتر ازدواج میکنی یا هیچ نمیذارم بریپدرمم گفت اگر فردی شرایط ازدواج داشت به من زنگ بزنن درصورتی ک مادرم مدام با توهین و تیکه هایی ک به من میزنه تماما ذهن پدرم رو برمیگردونه و حتی به دروغ میگه اون پسر شرایطش رو نداره و رد میکنه و یکهو مادرم حالش خوب میشه کلی میگه میخندههروقت هم قهر میکنم دیگ سمتم هم نمیان و کار مادرم مدام تایید میشه که من ادم سالمی نیستم و دنبال کارهای خرابم و حتی در بین خیلیا هم تیکه انداخته به من
1400/12/11

سوال 15543

سلام خسته نباشید من عاشق ی پسر هستم قریب هست خیلی دوسش دارم از هم دور هم هستیم ولی خانوادم راضی نمیشن یکی رو خودشون گفتن اون پسره آمده خاستگاری حالا میگن باید با همون ازدواج کنی ولی من نمیخامش یکی دیگه رو دوست دارم و الآنم باهاش رابطه دارم از نظر شما چکار کنم خانوادم با اونکه دوسش دارم راضی بشن پسره بهم گفت بیا بریم محضر خودشون به خانوادت زنگ میزنن اگر راضی شدن میان اگر نشدن قانون خودش عقد می‌کنه بنظر شما چکار کنم آیا امکانش هست یان ممنون میشم راه نماییم کنین با تشکر
1400/11/02

سوال 14823

با سلامیه مشکل بزرگی که دارم اینه که مادرم به پیدا کردن مورد خواستگاری از طریق اینجور نرم افزار ها اعتقادی نداره.و از طرفی تقریبا ۶ ساله خواستگاری های مختلف میریم اما هیچ کدوم اون چیزی نیستن که من میخوام‌. و من کاملا نا امید شدم از ازدواج. ادمی هم نیستم که با دختری رابطه بگیرم و بصورت مدرن پا پیش بذارم
1400/08/13

سوال 13539

سلام دختری ۲۳ساله هستموقتی میخواد برام خواستگار بیاد، همیشه یه پروسه طولانی با پدر داریم که با کلی اعصاب خوردی و دعوا به زور میذارن خواستگار بیاد و اخرم موقع جواب دادن انقد طولانیش میکنن که مجبور میشیم رد کنیم که خانواده آقا پسر ناراحت نشننمیدونم باید چیکار کنم و واقعا فکرمو درگیر کرده