پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/05/02

تردید در انتخاب

با سلام و وقت بخیر خدمت کارشناسان محترم ،بنده آقایی چهل ساله هستم و با خانمی 35 ساله در حال آشنایی هستم ،ایشون از نظر چهر ه زیبا هستن ولی چهره ایشون نسبت به سنشون بیشتر میزنه بنده خودم ریز نقش هستم و اصلا سن چهل به بنده نمیاد و نشون نمیده ،تردید بنده همینه که چطور با خودم کنار بیام آیا ازدواج کنم با ایشون چهره شادتر میشه جوانتر میشه یا نه جا افتاده تر میشه ؟ من میخوام وقتی که با ایشون تو خیابون یا بین اقوام به مهمانی میرم نگن دختره از پسره بزرگتره یعنی چهره اش اینطور نشون میده ممنون میشم منو از این سردرگمی در بیارید.
1403/11/12

سوال 996259

سلام.من از قیافه و اندام و تیپ ۹۸درصد خاستگارهام تا الان خوشم نیومده و اصلا دلم نمیخواسته یه لحظه هم خودمو کنارشون توی خونه تصور کنم.فقط از دونفر خوشم اومد که اونا مادراشون اجازه ازدواج ندادند.میخواستم ببینم توی این شرایط که از قیافه و اندام و تیپشون خوشم نمیاد باید چیکار کنم؟اخه همه خاستگارام شبیه به هم هستند.درسته قیافه توی ازدواج مهم نیست منم دنبال مدل و اینا نیستم ولی دلم میخواد حداقل به دلم بشینند و کشش به سمتشون داشته باشم.۲۴سالمه و میترسم تا اخر عمرم پسری که ازش خوشم بیاد نتونم پیدا کنم.اکثرشون با اینکه سنشون بالا نیست ولی قیافه هاشون سن بالا میزنه و اصلا به خودشون نمیرسن و میان سرقرار اصلا انگار جذاب بودن یه مرد براشون مهم نیست و فکر میکنند دخترا دل ندارند که بخوان از همسرشون خوششون بیاد .
1403/10/07

سوال 995948

۱)اگه باکسی آشناشدیم وبعد قیافشو دوسنداشتیم میتونیم جواب منفی. بهش بدیم؟
1403/09/30

سوال 995908

خواستگارم ۳۹ ساله شون هست و خودم به تازگی وارد ۳۴ سالگی شدم. از نظر شغل ، تحصیلات ، موقعیت اجتماعی بالا، وضعیت مالی و هم کفو بودن خانواده ها و هم اعتقادی هیچ مشکلی وجود نداره و عالی هستند در همه این موارد. فقط مشکل من ظاهر ایشون هست😔 هم قد خودم هستند ، کمی اضافه وزن دارند و موهای کم پشت و متاسفانه ظاهرشون بیشتر از سن شون هم نشون میده و من ظاهرم کمتر از سنم، خودم هم ظاهر واسم مهم هست. خیلی بلاتکلیف شدم نمیدونم باید چیکار کنم؟ قیافه متوجه هستم تا حدودی عادی میشود. اما میزان هماهنگی قدی چی؟ ظاهر بیشتر از سن شون چی؟
1403/08/20

سوال 995640

سلام. دختری هستم متولد ۷۷ سالمه خواستگاری بهم درخواست آشنایی دادن که متولد ۷۰ هستند و هفت سال و هفت ماه ازم بزرگتره و یه جلسه دیدار ۴ساعت و نیم در پارک و کافه داشتیم . ایشون نسبتا شرایط خوبی نسبت به موردهای دیگم دارن مثلا محدوده‌ی سکونت شون نزدیکه ، طبیعت گرده و قله نورده و کوه نورده که همیشه تو رویاهام بوده و دوست داشتم این مسائل رو با همسرم تجربه کنم و چون خودمم اهل طبیعت گردی و سفر هستم خوشم اومده و از لحاظ اخلاقی هم مورد پسندم بودن ولی خب شرایطی دارن مثلا که از همه مهمتره تک فرزنده که البته نسبت به خواستگارای دیگم که تک فرزند بودن پخته تر به نظر میرسید (ازنظر عقلی) و مورد دیگه وقتی عکس پروفایلش رو دیدم به دلم نشسته بود و ایشون هم خداروشکر درخواست ارسال عکس ازم نخواستن و یه راست رفتیم همو دیدیم و در همان لحظه ی اول متوجه شدم چشاش چپه و جا خوردم ولی هیچ رفتار ناشایستی انجام ندادم و کاملا بهش نگاه میکردم و به حرفاش گوش میدادم تا اینکه بهم گفت ۳ بار چشاش رو عمل کرده و من پیش دستی کردم و یهجوری که مثلا ناراحت نشه در مورد چپ بودن چشاش پرسیدم و حتی گفتم توی عکسا اصصلا معلوم نیست و البته اون عکسا قدیمی بودن و چهره اش خیلی نسبت به عکسا شکسته شده است و اون عکسا برای سال ۹۶ تا ۹۹ بوده و بعدش گفت که چشم راستش کاملا نابینا هست و من اصن تعجب کردم و جا خوردم و گف اصلا هیچکس متوجه نمیشه تا وقتی که خودش بگه در مورد نابینا بودنش و از همون دوران به دنیا آمدنش اینطوری بوده و گفت مامانش از یکی وقتی باردار یوده سرخچه گرفته و چشمش بخاطر این اینطوری شده و ازم پرسید که میتونم کنار بیام یا نه و من گفتم اصلا نمیتونم اون لحظه جواب بهش بدم و به نظرم خوشحال شد چون گف اگه اون موقع جواب میدادم جای تعجب داره و اینکه با همه‌ی دخترایی که قرار میذاشته کلا فقط نهایتا تا یک ساعت صحبت میکردن و همه خاتمه میدادن و من اولین نفری هستم که این مدت باهم صحبت کردیم و خب البته چون من با بیشتر خواستگارام ۲ تا ۵ ساعت قرار میذارم برام عادیه البته خب بستگی داره چه موقع از روز باشه و اینکه البته بهش گفتم چرا هیچی از نابینا بودن یه چشمش توی فرمش ننوشته یا حتی مامانش اصلا به مامانم توی تلفنی که باهم صحبت کردن نگفته یا مثلا وقتی مامانم ازش پرسیده سربازی رفته با نه گفتش معاف شده بخاطر تک فرزند بودن اما وقتی ازش پرسیدم گفت بخاطر چشمش معاف شده و خب چون برادر خودمم یکمی پاش از به دنیا آمدنش مشکل داشت و عمل کرده و معاف شده خیلی عادی رفتار کردم و جتی گفتم بهش که خب یه برادرم رفته سربازی ولی اون یکی معاف شده بخاطر پاش ، قضيه‌ی نابینا بودنش رو دو ساعت بعد از شروع مکالمون گفت و اینکه اوایل صحبت هامون چون من پرسیدم وسیله نقلیه مثلا موتور یا ماشین دارید یا نه گفت نه و بیشتر با مترو همه جا میره و چون خب من موتور دوس دارم گفتم مشکلی نیست ماشین نداری موتور هم خوبه و گفت اگه ماشین بگیرم من رانندگی میتونم بکنم یا نه و من خب چون گواهينامه ندارم و همش امتحان شهرش رو میافتم گفتم بهتره خودش رانندگی بکنه و من حالا در آینده شاید تونستم قبول شم اما خب خودش گفت گواهينامه داره ولی خب باباش ماشین داره اوصولا باباش رانندگی میکنه حالا من چون اون موقع نمیدونستم از نابیناییش اصلا توجه نکردم ، و الان تازه یادم افتاد که چرا این موضوع رو مطرح کرد و گفت ماشین میخره اما اگه خواستم من بشینم پشتش اون موقع خوشحال شدم گفتم تنها پسری هست که اینو میگه چون باقی پسرا هیچ وقت نگفته بودن من برات ماشین میخرم ؛ الآن موندم آیا واقعا گواهينامه ی ماشین داره آیا یا نه ؟! بهش آیا دادن ؟؟ بهش گفتم حداقل ۴ روزی وقت میخوام که فکرام رو بکنم و جواب بدم.و حتی ازش پرسیدم آیا اجازه دارم به خانواده ام در مورد نابیناییش بگم یا نه که گفت اگه میتونی کنار بیای به خانواده ام بگم اگه که نه اصلا نگم ، من بعد از دیدارمون حالم خیلی بد بود و اصلا نمیدونستم چیکار کنم و تا فرداش صبر کردم و چون مامانا همش میپرسن که چیشد نظرت چیه و اینا و همش غر میزنه که بالاخره با یکی از این خواستگارا ازدواج کنم و گل بی عیب خداستهیچ کس کامل نیست و اینا و چون اول گفتم بهشون نظرم منفیه و مامانم گف این که خوب بود نسبتا البته اصلا شغل خوبی نداره و درآمدش کمه ولی مثلا خونه برای زندگی داره از نظرشونون قابل قبول بود و نتونستم طاقت بیارم و گفتم بهشون که چشاش چپه و کاملا یه چشمش نابیناست الآن اوناهم کلا تو شوکن ولی من راحت شدم و نمیتونستم دووم بیارم و داشتم خفه می‌شدم و گفتم . حالا من چون آدم منطقی هستم و خیلی محتاطانه رفتار میکنم و صبورم و همه جوانب رو در نظر میگیرم و با عجولانه تصمیم نمیگیرم گفتم از شما راهنمایی بخوام که بببنم نظرتون چیه ؟و من چیکار کنم ! چهره اش هم معمولی بود تا حدودی به دلم نشست و ازش بدم نیومد ، قدم هم بلنده و زیاد ازم بلند نیست اما چون ورزشکاره و هیکلن خوشم اومد و البته گفت یکی از دوستاش تو قله نوردی که چندسال پیش بود فوت شده و از تیم ۵۰ نقره فقط تعداد کمی برگشتند و خودش اون موقع نرفته و جا مونده و رفیقش در اخر فوت شده دیگه نمیره و ترسیده و خب بهتر من واقعا میترسم و دوست نداشتم بره چیزی نگفتم و گف حاضری امتحان کنی طبیعت گردی و ... رو من م گفتم دوس دارم تجربه کنم و هیجان داره خوشش اومد.ببخشید که این همه نوشتم اما واقعا به نظرم لازم بود که همه چیز رو بنویسم و بگم . راستی مامانم اینا فکر کنم نظرشون منفی باشه البته نمیدونم هنوز چون ازشون نپرسیدم ولی از وقتی که موضوع رو فهمید دیگه غر نزد یا دوستام رو تو سرم نزد که همشون بچه دارن شوهر کردن و من هنوز هیچی یا با هرکس حرف میزنم روش ایراد میذارم البته من همه رو منطقی رد میکنم و با مشاوران همدم یا بیرون مشورت میکنم و خداروشکر تا الآن هیچ وقت پشیمون نشدم ، حالا فردا ازشون میپرسم ببینم نظرشون چیه ...راستی لطفا سوالایی یا چالش هایی رو هم مطرح کنید بهم که متوجه بشم آیا مثلا به مامانش یا باباش وابسته هست یا نه چون تک فرزنده و مثلا استقلال فکری داره یا نه ... که البته وقتی این همه مدت میرفته مسافرت و اینا معلومه که وابستگیش نسبت به والدینش نسبت به خواستگارای دیگم که همشون بچه ننه بودن و معلوم بود ولی این خیلی کمتره.راستی گفت یه عکل دیگه هم داشته که تیروئیدش رو کلا درآورده و الآن قرصش رو میخوره گفتم چرا گف باید در میاورده و خطرناک بوده ... میخواستم بدونم مهمه یا نه مثلا ربطی به بچه دار شدن داره یا نه هم تیروئیدش هم چشمش ؟ مثلا ارث بده به فرزندشچون دقیقا یه خواستگار داشتم همشون کم خونی شدید داشتند هم خودش هم ۳تا برادرش و هم مامانش (یاد اون افتادم گفت به بچم هم میدم) گفتم شاید اینم اینطور باشه ولی خودش هیچی نگفت البته منم نپرسیدم ازش یادم نبود تو شوک بودم اون موقع 🤦🏻‍♀️ ممنون میشم کمکم کنید و نظرتون رو بفرمائید🙏🏻🌹
1403/06/20

سوال 995268

من تا حالا از چهره اقایانی که از طرف برنامه درخواست دادن خوشم نیومده همون موقع که پروفایلشون رو میبینم یا برام عکس میفرستن ناراحت و افسرده میشم که چطور جواب رد بدم که ناراحت نشه .وقتی طرف مقابلم هیچ مشکل دیگه ای نداره واقعا شرایط برام سخت تر میشه مخصوصا اینکه اقا همش دنبال دلیله برای رد کردنش.من چی بهشون بگم که ناراحت نشن ؟الان شاید بگید که عکس دلیل خوبی نیست ولی باید بگم که یه کلیاتی مشخصه و من معیارهایی دارم و دوس دارم همسرم هم سطح خودم باشه .و ویژگی های خوب دیگه ان ها اگه چهره مورد پسندم نباشه نمیتونه من رو جذب کنه
1403/06/05

سوال 995149

سلام من صورتم سوخته واسه همين است داماد نمیشم ۳۳ سالم است
1403/05/08

سوال 994788

من یک دختر ۳۷ ساله هستم که بخاطر شرایط مالی و تحصیلی خوب خانوادم پیدا کردن همسر مناسب با شرایطم برام سخت شده .ای کاش سامانه طوری طراحی بشه که بطور اتومات و مرتب افرادی که از نظر مالی، تحصیلی، مذهبی و قومیت همخوانی دارند رو بهم معرفی کنه. من تا الان ۹۹درصد پیشنهاداتی که داشتم اصلا با شرایطم تناسب نداشتند، اگر هم خودم بخوام در سیستم از قسمت شخصی ساز انتخاب کنم و به آقایی درخواست آشنایی بدم ممکنه بعدها رابطه م رو تحت الشعاع قرار بده چون اینکه خانم پیشنهاد دهنده باشه هنوز در فرهنگ جامعه ما جا نیفتاده
1402/05/27

سوال 988426

با سلام میشه لطف کنید بفزمایید خانمها با چی مشکل ندارن ؟ اخه رفتم‌خواستگاری خانم میگه ببخشید من با سواد و سغله شما مشکل دارم ،، واز شوهر قبلیش جدا شده بود شما با انم که مشکل داشتید پس با کی مشکل ندارید ؟ بچه دار هم‌شده بود اگه مشکل نداشتن چی میشد بعضی خانمها با خودشون هم مشکل دارندمیدونید چرا چون وقتی خواستگار میاد براشون از پوست سبره خودش خوشش نمیاد و میره جلوه اینه و شروع میکنه به بتونه کاری وسفید کننده میزنن مگه پوسته خودت چه مشکلی داره و یا دماغشو عمل میکنه چون از دماغش خوشش نمیاد و میهواد خوشگل بشه بعد ما مردها اناظار داریم به شغلو سواد ما گیر ندن😅😅
1401/05/07

سوال 18350

من نزدیک ۴۵ سالمه.۷ ماه عقد کردم .به دلیل اعتیاد طرف مقابل عقد ناموفق شد.مشکلی که از اول با مسئله ازدواج داشتم این بود که به گفته همه سن تقویمی من با قیافه م همخوانی ندارد .۱۰ سال کوچکتر نشون میده.تا حالا فقط ۵ یا ۶ نفر خواستگار بزرگتر از خود داشتم .اکثرا دهه ۶۰ خواستگارم بودن که بعضا خودشون منو رد کردن بعداز اینکه متوجه سن من شدن و بعضا معیارهاشون برای من قابل قبول نبودن.و این باعث تاخیر در ازدواج من شده.من این مشکل رو در همدم نیز دارم .لطفا راهنمایی بفرمایید.