پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/06

سوال 996663

با سلام من با یه دختر خانمی به صورت مجازی یکسال در ارتباط بودم و ارتباط عاطفی عمیقی بین مون شکل گرفتهولی الان بعد از یکسال اعتراف کرد عکس هایی که در زمان آشنایی برام میفرستاده همشون فیک بوده،استدلال ایشون هم این بوده که اوایل بهم اعتماد نداشتند بعد اینکه اعتماد کردند و رابطه عاطفی بین ما شکل گرفته از ترس از دست دادن من حقیقت رو تا به الان بهم نگفته بوده!نمیدونم الان چیکار کنم چون میگه یه فرصت دیگه بهم بده تا جبران کنم و خودمو بهت ثابت کنمبنظر شما اینجور رابطه ای که اعتماد من سلب شده آینده ای داره؟؟؟
1403/12/02

سوال 996622

سلام من الان ۴۶ سالمه، در سن ۳۵ سالگی به خاطر یک شکست عشقی تصمیم گرفتم با هم سن و سالم رفاقت نکنم ، اما با یک اقای متاهل که مدیر عامل یک شرکت بودند و ایشون دنبالم کردند و به قول خودشون مخما زد الان ۱۳ ساله با هم هستیم و رابطه داریم ایشون در تمام این مدت همراهم بوده و کمک روحی و مادی برام بوده اما من در همون سال اول متاسفانه بکارت را از دست دادم و به خاطر ترس و ابرو نتونستم از ایشون دل بکنم و حتی وضع اقتصادی خوبی هم نداشتم و ندارم که حتی خودم به داد خودم برسم، ایشون هم همیشه می گن من کمکت می کنم و اگه خواستگار خوب داشتی اوکی بده ولی من متاسفانه اصلا قادر به انتخاب و حتی نگاه عاشقانه به یک پسر را هم ندارم خلاصه نمی دونم چه کنم این اقا ۱۳سال هم از بنده بزرگترن ، من در تمام این سالها سختی زیاد کشیدم پدر و مادرم را از دست دادم و مشکلات دیگر مثل درس خواندن و گرفتن مدرک دکترا اما ایشون رهام نکرد و لی من از زندگی خیلی عقبم ، احساس نا امیدی دارم ، نمیدونم چکار کنم ، ۴۶سالمه با مدرک دکترا ، نه زندگی تشکیل دادم. نه کار و شغلی دارم و... واقعا نمی دونم چه کنم
1403/11/29

سوال 996538

سلام من دختری ۳۵ ساله هستم با اینکه دایره ارتباطاتم زیاده ولی تا حالا خاستگار نداشتم -وهیچ مشکل ظاهری و مالی و خانوادگی هم ندارم
1403/09/17

سوال 995833

باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیر‌کنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم