پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/09/12

سوال 995793

سلام خدمت مشاوران ودوستان گرامی که نظر خودتون روفرمودید سپاسگذارم بله این اقا تا۹۰ درصد بامعیارهای من مطابقت دارند اما موضوع کتک زدن همه خصوصیات روکم رنگ میکنند یابی ارزش جلوه میدهند وجالب این است که آقا میفرماینند من به خودم اعتمادندارم واحتمالا اخلاقی دارم که مخفی است وگرنه من که دیوانه نیستم کتک بزنم مگراینکه رفتاری مثل همسرش داشته باشم پرسیدم این ماجرا یک باردیگربرای شماتکراربشود چکارمیکنید بی پاسخ بود ایشون گذشته شون وخیلی دوست دارند وبرام قابل درک نیست ازراهنمای شماعزیزان کمال تشکررادارم
1403/05/01

سوال 994645

برای حل این مشکل با والدین بد اخلاق و نفهم که حتی اجازه حرف زدم نمیدهد سریع میزند با فحش در دهن والدين خود و بدرفتارهاش و قیافه عصبی و ترسناک شان چه کرد بااینکه همسایه ها میگن پدر و مادر خوبی دارند ولی نبودند ندیدند چه جنگ است با بهانه پدر با کتک های سخت محکم بخورد و همه جای بدنش سیاه و کبود بشه چه راهی است باید چکار کند که از این رهایی کند برای نجات دختر چه کارکرد با ازدواج زوریکه قصد ازدواج ندارد به میل پدر کند یا زیر بهانه های پدرش کتک میخورد بمیرد یا مجرد بماند تحمل کند یا فرار از خانه کند یا دخترش کشته بشه خودش زیر ماشین یا از ارتفاع بلند پرت کند ؟؟چکار کند
1400/12/06

سوال 15434

درود برشما من مشکل اختلال مرزی دارم تست اعصاب دادم و میزان استرس مغری من نسبت به یک فرد عادی سه برابر بود من در دوران کودکی خیلی از مادرم کتک میخوردم یعنی برای هر چیزی من کتک میخوردم و همیشه بچه مردمو سر من میزد و جلوی جمع هم کتک بسیار خوردم و هیچ وقت از بنده حمایت نکردن تشویق نشدم همیشه انرژی منفی گرفتم .رفتم برای یاد گیری ساز .تو خونه تمرین میکردم هی سرم داد میکشیدن که دیگه کافیه بسه سرمونو خوردی ساز نزن خوب نیست بدرد نمیخوره این ... من هم هی تحمل میکردم و تو خودم میریختم . داستان دراز دارم خلاصه میکنم بعد از چندسال رفتم اواز و برای تمرین اواز انباری پشت بام میرفتم چون تو خونه نمیزاشتن . اون روز موقع انفجار من بود .همیشه این حرف ها جملات تو ذهنم بود تو نمیتونی بدرد نمیخوری یه بارم بدرد بخور هیچ کاری انجام نمیدی بسه نزن دیگه کافیه نخون نکن نرو فلان. از تمرین داخل انباری دست کشیدم گفتم چرا من کتک خوردم چرا همش تو سرم زدن جلو فامیل اشنا دوست همسایه. پشت بوم سه بار ب مرگ فکر کردم و رفتم لبه پشت بوم ایستادم اما خودکشی نکردم رفتم دراز کشیدم زمینه پشت بوم و تشنج مغزی کردم از شدت ناراحتی و پوچی .من یک ماه صحبت نمیکردم و کارهایی انجام دادم که یادم نمیاد و الان هرکسی کوچک ترین شوخی صحبت زشت انجام بده به شدت عصبی میشم و با طرف برخورد کاملا وحشیانه انجام میدم و دوستدارم طرف را به قصد کشت از بین ببرم و باز هم مسائل دیگه هست نمیگم چون خیلی طولانی میشه متن لطفا راهنمایی کنید