خانواده و روابط
خانواده و روابط

خانواده و روابط

۳۰۹٬۰۸۰ سوال۳۱۳٬۲۴۰ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1403/10/14

سوال 996011

سلام و خداقوت به تمامی روانشناسان محترم همدمتعریف مذهبی و غیر مذهبی در جامعه ای اسلامی ایران رو لطفا توضیح بدین .چرا مرد ایرانی به جایی رسیده که باید بهش بگیم زیاد مذهبی نیستممتاسفانه جامعه به سمتی داره پیش می‌ره که فکر میکنن مذهبی‌ها آدم های سخت و خشن و بدون انعطافی هستن.سوال مرد ایرانی در جلسه آشنایی کارت بازی هم میکنید.؟این سوالی هستش که به ذهن آدم خطور کنه و از یه خانم بپرسه.از یه خانم در مورد رقص سوال میپرسنچرا از. سلامت معنوی سوال نمیپرسن؟بی غیرتی بعضی از مردها و مقایسه کردن های بیجا باعث شده زن ایرانی کم حجاب بشهفکر میکنن زن بی حجاب و داری آرایش در خانه زنی شاد هستش.همون زن با حجاب و عفیف هم تو خونه آرامش داره..
1403/10/13

سوال 996010

سلام ،وقتی با خانمی در حال آشنایی هستیم بعد از چند وقت پیامهای عاشقانه میتونیم بدیم ،نمیخوام احساسی عمل کنم آیا در روزهای اول درست هست که از کلمات یا جمله های عاشقانه صحبت کنیم؟
1403/10/13

سوال 996009

سلام وقت بخیر باآقای اشنا شدم حدود یک ماهی باهم صحبت کردیم ودرصحبت هامون مشکل جدی نبود دوباراون آقا گفتند میان یک دیدارحضوری بعدگفتند نتونستن وحالا برای اخرین بارخودم پیشنهاد یک دیدارحضوری دادم وایشون گفتندپسرشون مریضه بعدگفتند خوب شده منم گفتم اگه پشیمون شده حداقل بهم بگه وبهانه الکی واقعا درست نیست حالا نمیدونم کاردرستی کردم یاخیر
1403/10/13

سوال 996008

اینکه طرف مقابل در تمام موارد تا این لحظه تایید منو میگیره فقط در اخلاق و گفتار ایشون، به چند نکته برخورد کردم نمیدونم باید چیکار کنم؟ مدت آشنایی دو هفته، یک جلسه فقط حضوری بخاطر موقعیت شون حضوری زیاد نمیتونیم همو ببینیم.در یک جلسه حضوری مشکل و سوتفاهم(تلفنی قبلی) کاملا حل شد خیلی هم خوب و خوشحال برگشتیم. ولی دو روز بعد اولین صحبت تلفنی مشکلی در خواسته هامون پیش اومد و حتی خداحافظی کردیم باهم(یعنی تمام شدن)و تا الان کسی سراغ اون یکی رو نگرفته(۵روز)!! در صحبت حضوری مشکلی در صحبت ها خواسته ها پیش نمیاد در چت و تلفن بله.( با این علم که هر دو میدونیم سوتفاهم تلفنی چتی وجود دارد.) گویا ایشون تاکید دارند(غیر مستقیم) رئیس و تعیین کننده آخر هستند، در یکی از صحبت هاشون کلمه باید تاکید کردند که باید مثلا حرف ایشون انجام بشه !!! سن ایشون ۳۹ و در موقعیت کاری جایگاه استادی فرزند اول خانواده و سختی بسیار کشیده بقول خودشان تجربه های زیاد و بیشتر متوجه قضایا هستند چون بازم بقول خودشون ۶ سال من کوچیکترم ((چهره ام کوچیکتر میزنه)) آروم هستم تجربه ایشون ندارم. گاهی صحبت چند روز قبل رو تو بحث بعدی میارن. اگر من اشتباهی کردم باید دادگاهش برگزار بشه و درموردش من صحبت های ایشون رو بشنوم.😐🙁اینم بگم که خیلی حواسشون به راحتی من در هر موقعیتی هست. چهره صدا زیبایی منو هم بارها تحسین کردند. هرچند این قضیه بنظر تموم شده هست ولی خوشحال میشم راهنمایی بگیرم.
1403/10/12

سوال 996003

سلام به نظر من صحبت خانم باکتریا منطقیه.شما باید ببینید آیا تنها مشکل شما بیماری ایشونه؟آیا تفاهم لازم با ایشون رو دارین که بعدا به این دلیل به مشکل برخورد نکنید؟به نظر من اولویت بندی کنید که تفاهم کامل براتون مهمه یا بیماری ایشون؟اینجوری بهتر می تونید تصمیم بگیرید
1403/10/12

سوال 995999

با سلام خدمت شمامن حدود دوسال پیش در محل کارم با یه آقا آشنا شدم و شماره بینمون رد و بدل شد و با پیامک و دیدار مرتب با هم بودیم وهرچی بهشون میگفتم بیان خواستگاری میگفتن فعلا وضع مالیشون خوب نیست تا شد یکسال ، وارد سال دوم که شدیم یکدفعه گفتن متاهل بودن و الان هم درشرف جدایی هستن که من ناراحت شدم و رابطه رو قطع کردم اما متاسفانه ایشون تو‌محل کار دست بردارم نبودن و میگفتن که ما دادگاه هم رفتیم و فقط مونده مهریه که اقساطی بشه تا جدا بشیم وخلاصه شد سه سال تا اینکه یه بیست روز پیش یه خانمی بهم پیام دادن و تهدید و ... که با شوهرم رابطه داری ..منم گریه و قسم که نمی‌دونستم خلاصه بازهم خودمو کنار کشیدم و بااون آقا برخورد شدید کردم که چرا بهم دروغ گفته و .. ایشون قسم میخوره که خانمش فقط خواسته من رو بترسونه اونها از هم جدا هستن فقط مونده مهریه .. خلاصه هرچی می‌خوام که از این آقا جدا بشم ایشون با تهدید و اینکه بهم علاقه شدید داره و قصدش هم فقط ازدواجه نمیزارن. واقعا دارم دیوانه میشم توروخدا بگید چیکار کنم
1403/10/12

سوال 995998

من برام مهم نیست واذیتم نمیکنه که قبل من باکی بوده که گرفته ایشون چهارساله همسرش روازدست داده وگفتن که بادونفراشناشدن براازدواج رابطه هم داشتن.این بیماری هم میدونم فردالوده میگیره تایکی دوسال بعدتازه ضایعه میزنه.ایشونم الان ضایعه زده ورفته طبق مراحلش میسوزونه وتحت درمان وداروهستش سنش بالای چهله وواکسن نمیتونن بزنن ولی من چرااگرباایشون ازدواج کنم بابدواکسن گارداسیل اونم ازنوع ۹ظرفیتیش روگفتن بزنم وبرای تقویت سیستم ایمنی داروبخورن هم ایشون هم من.ویه سال رابطه جنسی باکاندوم.مدت بودن مایه سال هستش وایشون خیلی کاراکردن برام وازنطراخلاقی فقط تفاهم همه جوره باهم نداریم که قراربودمشاوره حضوری بریم این اتفاقم یه ماهه الان افتاده وفهمیدم.من این اذیتم میکنه که ترس دارم ودودلی فکروخیال میکنم که نکنه واکسنم بزنم بگیرم نکنه زندگیم بشه فقط استرس اینکه وای نکنه گرفتم اینکه بعدهرباررابطه کلی استرس وفکرخیال بیادتوذهنم.یااینکه اندازه تاثیربدوخوبش روبااین وضعیت نمیدونم تاچه حده ویجورایی توحالت گنگ وگیجم نمیتونم بفهمم کاردرستی میکنم دراصل اگه ازدواج کنم باایشون یانه تموم کنم سراین قضیه بعدیه سال که تازه میخاستیم قبل عیدازدواج کنیم یهوزداین اتفاق افتادکارخداست حکمت خداست میخادازچیزی جلوگیری کنه یامن اینجوری فکرمیکنم همین فکرااینجوری تموم ذهنم روگرفته
1403/10/11

سوال 995994

سلام خانم عطاریان فرمودین جدایی در عقد و جدایی بعد از چندسال زندگی مشترک مخصوصا بعد از سالهای زیاد تفاوتهایی داره. ممکنه این تفاوتها رو تشریح کنید ممنونم.
1403/10/11

سوال 995993

سلام خسته نباشید.تورابطه اشنایی وازدواج اخرین لحظه بفهمیم که طرف مقابلمون زیگیل تناسلی داره والان تحت درمان هستش چیکاربایدکرد.ایابایدتموم کردرابطه روایامشکل سازمیشه نبایدازدواج کردمیشه راهنمایی کنیدکامل درموردهمه چیش؟!
1403/10/11

سوال 995991

عرض سلام و وقت بخیر،بنده دختری هستم ۳۷ساله و مجرد،کم و بیش خواستگار دارم،انسان کمال‌گرایی هستم. اگر خواستگارم یکی از معیارامو نداشته باشه،تصمیم گیری برام سخت میشه در نهايت بهش جواب منفی میدم،جدیدا موردی بهم پیشنهاد شده،خیلی تعریف شو میکنن اما آقا شش ماه عقد ناموفق داشتن،این قضیه من و مردد کرده که باهاش آشنا بشم یا خیر؟چون هيچوقت به ازدواج با فرد مطلقه فکر نکردم و این هم اولین مورد با چنين شرايطي است.کلا اعتماد کردن در مورد ازدواج برام سخته،با وجود چنین شرایطی سختتر هم شده.کارشناسان معتقدند که هر کس بايد با هم شرایط خود ازدواج کنه.میخواستم بدونم این نظر درمورد فردی با سن بنده هم صدق میکنه یا برای سن های پایین تر هستش؟؟ممنون میشم راهنماییم کنید.
1403/10/10

سوال 995982

تست سرویس مشاوره
1403/10/09

سوال 995978

سلام من با پارتنرم دوسال در رابطه هستیم اون اوایل رابطه ادم سر به هوایی بود و بعضی مواقع جواب تلفناو پیامای من را نمیداد بعد از مدتی باهاش صحبت کردم و رفتارش و عوض کردبعد از اون من مشکلات زیادیو کنار هم گزروندیم ومن بخاطر ایشون به یک شهر دور سفذ کردم تا کنارش درس بخونم ایشون قبل امدن من قولایی زیادی دادن و گفتن مراقب من هستن ولی بعد از امدنم برای اینکه بیان پیش من کارای زیادی سرشون ریخته ولی همون یک ساعتیم که کنار منن به فکر اینن که باشگاهشون دیر شده یا کار دارنمن زمانی زیاذی نمیتونن کنار ایشون بمونم وبعد از اون برای همیشه میرم ولی هر وقت احساسمو بیان کردم تهش مقصر شناخته شدم و دعوا پیش امد یعنی با صحبتم نتونستم حلش کنم باید چیکار کنم؟

صفحه 117 از 644