خانواده و روابط
خانواده و روابط

خانواده و روابط

۳۰۹٬۰۸۰ سوال۳۱۳٬۲۴۰ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1404/05/08

چطوری بوم مارک کنم؟

چطوری بوم مارک کنم
1404/05/08

رابطه زناشویی

با سلام ازدواج با فردی که اضافه وزن داره میتواند مشکلی در رابطه زناشویی ایجاد کند مثلا وزن اقا ۱۲۰کیلوو خانم ۷۰ کیلو
1404/05/08

رد درخواست

سلام عرض ادب دختر خانومی که داخل پروفایلت زدی مدرک تحصیلی اقا کارشناسی/دکترا/فوق دکترا/کسی که اینارو داشته باشه میاد تو این برنامه؟ من که بعید بدونم اگر میخوایید ازدواج کنید رد درخواست مدرک تحصیلی دیگع چیه اگر نمیخوایید که مریض هستین
1404/05/07

ازدواج

میخواستم بپرسم یه آقایی ۴ ساله که منو میخواد حتی چندین بار هم جواب رد شنیده از خانواده من ولی بازم بیخیال نمیشه مشاوره قبل از ازدواج هم رفتیم مشاوره این اقا رو تایید کرد و گفت اهل خیانت و دروغ نیست و متعهده آیا واقعا این نشون دهنده اینه که عاشقم شده یا یه حس زودگذره؟
1404/05/07

ازدواج مجدد

با سلام خدمت دوستان عزیز در برنامه همدم من نزدیک به هفت هشت سال یه همدم داشتم که از کودکی رو هم اسممون کرده بودن و به همون روش قدیم هم جلو رفتیم و عقد کردیم و......ولی رابطه جدی ما کلا سه ماه بیشتر دوام نیاورد و نزدیک هفت هشت ماه هم درگیر دادگاه و اینا و در نهایت طلاق توافقی از مشاورین محترم خواستم کمکی داشته باشم برای اینکه توی محل کارم الان ی کم توی فشار روانی قرار دارم و جز دو نفر کسی نمیدونه ک طلاق گرفتم به نظر خودم اون رو کلا فراموش کردم اینکه بزرگترای ما برای ما تصمیم گرفتند و این تصمیم پایدار نبود ولی الان واقعا به ی همدم نیاز دارم چون دور از خانوادم هستم و در شرایطی مجردی زندگی میکنم که شاغل رسمی هستم و شغل دوم هم دارم و تمام کارام رو هم خودم انجام میدم آیا واقعا موقع این رسیده که وارد رابطه جدیدی بشم یا خیر ممنون میشم جواب بدین بازم تشکر از برنامه خوب همدم
1404/05/07

تلفن ثابت نداشتن

سلام من تازه ثبت نام کردم تلفن ثابت ندارم واین که از شهر گنبد اگه میشه پیدا بشه ترکمن هستم
1404/05/07

شهر مورد نظر

شهر مورد نظر را چگونه باید تغییر دهیم
1404/05/07

دنبال یک نفر برای آشنایی و ازدواج بگردم یا نه؟

با سلام و احترام من یک پسر ۲۴ ساله هستم ، معلول جسمی حرکتی خفیف cp هستم ،درونگرا هستم و لیسانس کامپیوتر دارم و هنوز دارم برای ارشد ادامه تحصیل میدم. سطح انگیلیسیم نزدیک به c1 هست و از دبیرستان شروع کرده بودم در رشته خودم بصورت خودآموز خیلی از مهارت های مختلف کامپیوتر رو یاد گرفتم و تجربه کردم ولی هیچ کدوم تا به حال به من نتیجه ای نداده و تا الان حتی نتونستم یک شغل ساده پیدا کنم چون کار های فیزیکی زیاد از من بر نمیاد باید پشت میزی باشه، و چون در شهرستان زندگی میکنم به همراه پدر و مادر و دلایل مختلف دیگه شغلی نتونستم پیدا کنم. این روند باعث شده تقریبا کاملا اعتماد به نفسم رو از دست بدم و به شدت ناامید به آینده و پیشرفت بشم. با تجربه ای که از شکست ها داشتم الان دیگه بخوام هر مهارت دیگه ای رو یاد بگیرم میدونم نتیجه اش فرقی نمیکنه و در این شرایط نمیتونم کار پیدا کنم. سه ماه هست که کلا همه چیز رو یعنی یادگیری مهارت ها و حرفه جدید رو رها کردم و فقط دارم میگردم واسه استخدام شدن و ادامه تحصیل. هنوز نه شغلی دارم نه وضعیت جسمی کاملا سالمی دارم نه قیافه قشنگی دارم وصدای حرف زندنم هم تقریبا مثل یک آدم مست هست (شل و آروم و بعضی موقع برای افراد غریبه نامفهوم) ولی در خونه تنها هم میتونم زندگی کنم و کار های خودم رو انجام بدم و حتی بیرون برم، خرید کنم و حتی بعضی موقع دوچرخه سواری و کوه نوردی میکنم برای سرگرمیم. فقط کار های ظریف مثل کار هایی که در ارتفاعات انجام بشه مثل بالای نردبون و مثل چایی ریختن و کار های بسیار سنگین نمیتونم انجام بدم. تنها دلیلی که تا الان انقدر افسرده نشدم برای این هست که پدرم پشتوانه من از نظر مالی بوده، خرج هایم رو داده حتی یک سیستم کامپیوتر خیلی خوب و یک لپ تاپ برام خریده و بدون او نمیتونستم اون مهارت هارو یاد بگیرم ولی هیچ کدوم از مهارت هام نتیجه ای نداده. حالا قسمت اصلی این هست که: از وقتی که دبیرستان بودم به فکر حرفه موردعلاقه ام و آینده شغلیم بودم از همون موقع با اراده هر روز خودم شروع به یادگیری و کسب تجربه کردم از اون موقع تا به حال ۴ مهارت مختلف کاملا کامل که هر کدوم خودش یک شغل حساب میشه کسب کردم و با هر شکست و هر بار که میدیدم به هیچ جایی نرسیدم اشتیاقم به یادگیری مهارت جدید کمتر و کمتر شد و الان کلا اشتیاقم صفر شده. اولین شکستم رو حدود ۱۸ سالگیم خوردم و انقدری از نظر روانی بهم نریختم ولی بعد از دومین شکست که در ۲۰ سالگی خوردم احساس تنهایی کردم و همش دوست داشتم یک نفر همیشه با من باشه، نه پدر یا مادر بلکه یک رفیق یا همدم یا دوست. در حالی که تا قبل ۲۰ سالگی دوست داشتم تنها در خونه بدون حضور پدر و مادرم باشم، بعد از ۲۰ سالگی هنوز شلوغی رو دوست نداشتم ولی هم دوست نداشتم پدر و مادرم در خونه نباشند. حالا که ۲۴ سالم هست احساس تنهاییم خیلی بیشتر شده و مخصوصا که در این سه ماه دیگه خودم رو سرگرم مهارت های جدید نکردم این احساس خیلی بیشتر از همه عمرم من رو عذاب میده و احساس میکنم دلم وقعا یک همدم همیشگی و وفادار میخواد، من دوستان زیادی ندارم و از ارتباطات سطحی همش دوری میکنم ولی با یکی از دوستانم که بهترین رفیقم هست همیشه هر وقت هم رو ببینیم میتونیم حرف هامون رو بهم بزنیم و هر دوی ما شنونده خوبی هستیم و هر یک از ما حالمون بد باشه با صحبت با همدیگه یکم آروم تر و خالی میشیم حتی اگر درک نکنیم سعی میکنیم بشنویم و تا بشه درک کنیم هم رو. ولی زیاد اونو نمیبینم شاید هفته ای یکبار و بعضی موقع ماهی یکبار. دلم یک دوستی سطحی یا همدم سطحی نمیخواد، بلکه دوست دارم یکی مثل بهترین رفیقم عمیق فکر و درد و دل کنه و حرف بزنه و هر روز ببینمش. بعضی موقع انقدر این حس زیاد میشه که میل به غذا و تفریح هم از دست میدم و حوصله هیچ چیزی ندارم. شاید قبلا هم این حس با من بوده ولی چون در زندگیم هدف آینده داری (از نظر خودم) داشتم زیاد اذیتم نمیکرده ولی الان به اوجش رسیده و شاید به مرور زمان بیشتر هم بشه. خدا رو شکر بازم پدرم پشتوانه ام هست، چون این موضوع رو مطرح کردم و گفتن میتونیم دنبال یک نفر بگردیم و زندگی تشکیل بدی و دو دونگ زمین کشاورزی پدرم به من میده که یک زندگی ای داشته باشیم تا وقتی که یک شغل پیدا کنم. خونه جدا هم از قبل پدرم برام جور کرده و خونه و وسایل جوره و نیاز نیست اجاره نشینی کنم. و سوال اصلیم اینه که: دو دونگ زمین کشاورزی پدرم شاید در حال حاضر در سال ۱۴۰۴ ماهی حدود ۱۳ میلیون تومان درآمد باشه. آیا عاقلانه و درست هست که از الان دنبال کسی بگردم و احیانا با کسی آشنا بشم و در صورت پسند و دید مثبت ازدواج کنم؟ یا بهتره فعلا کاری نکنم چون میدونید دیگه حتی با اون دو دونگ زمین کشاورزی خرج یک زندگی مشترک در ایران ممکنه بیشتر بشه و البته یکی از حرفه های من مدیریت سرمایه هست و خیلی در اینجا ها کمکم میکنه ولی باز هم درآمد کم هست و احیانا دیگه بچه و اینا بیاد وسط کلا بنظرم غیر ممکن میشه خرج همه چیز رو داد مگر اینکه تا اون موقع شغلی پیدا کنم. بنظرتون چه کنم ازدواج کنم و دنبالش برم؟ یا خودخوری کنم و تنهایی رو تحمل کنم؟
1404/05/07

خانواده بی توجه به ازدواج فرزند

سلام بنده در خانواده‌ای با دو فرزند پسر و یک دختر متولد شدم که برادرم بزرگتر و متاهل و خواهر م کوچکتر و ایشان هم به تازگی متاهل شده من نیز فرزند دوم و تا امروز تقریباً نزدیک به سن 40میباشم کوچکترین حرکتی را که از سوی خانواده در جهت سامان دادن به اوضاع زندگی من باشد را ندیده ام و خودمم متاسفانه پسری نبوده و نیستم که بخواهم روابط خارج از چهارچوب با جنس مخالف برقرار کنم و شدیدا دارم اذیت میشم
1404/05/07

تعداد سکه مهریه

سلام و وقت بخیر،در مورد تعداد مهریه میخواستم بدونم که تعدادش چندتا شده ،خانم میگه باید 114 عددباشه ما رسم داریم ،عرفش چندتاس؟
1404/05/06

ازدواج دائم خوبه؟

ازدواجی که همه انجامش دادن و واردش شدن امان امروزه همه به دنبال خوشگذرانی خودشونن تا سن شون بره بالا وتازه تصمیم به ازدواج دائم بگیرن ازدواج دائم یعنی تا ابد با یه نفر باشی آیا فردی که 40سال به بیهوده طلبی وقتش گذرونده میتونه ازدواج خوب داشته باشه بخاطر همینه که آدما نمی فهمند که به راحتی زمان میگذره وکارای شیطانی خیلی لذت بخش امان از ازدواج های دائم که آدما میتونن خودشون رو بسنجند که با یه فرد میتونن دائم زندگی کنند یانه.. چرا زندگی رو به مسخره گرفتن و جدی نیستن؟
1404/05/06

خسته شدم از تنهایی

می خوام ازدواج کنم ولی می ترسم چون در ازدواج اولم خیانت دیدم. راهنماییم کنید.

صفحه 60 از 644