پزشکی و سلامت
پزشکی و سلامت

پزشکی و سلامت

۱۰۳٬۶۴۰ سوال۱۰۴٬۳۰۰ دنبال‌کننده

سوالات این دسته‌بندی

1401/01/28

سوال 16417

<p class="paragraph"> مناسبترین ورزش برای ماه رمضان کدام ورزش است؟ </p>
1401/01/28

سوال 16416

بهترین زمان برای ورزش کردن در ماه رمضان چه زمانی است؟
1401/01/28

سوال 16415

در ماه رمضان چه غذاهایی برای افطاری مناسب است؟
1401/01/28

سوال 16414

<p class="paragraph"> آیا بیماران دیابتی می‌توانند روزه بگیرند؟ </p>
1401/01/28

سوال 16413

آیا روزه باعث زخم معده می‌شود؟
1401/01/28

سوال 16409

سلام، تیروئیدیت هاشیموتو دارم، بیشتر از 2ساله تحت درمانم، سطح هورمون FT4 در حدود عدد 1 متغیر و مقدارtshمدام درحال پایین اومدن و الان به 0.05 رسیده! علائمی مثل خشکی پوست و مو، عدم تحمل سرما همچنان وجود داره و متاسفانه بر روی قاعدگی هام هم تاثیر گذاشته بطوری که بسیار سبک و طول دوره کوتاه شده! در حال حاضر روزانه یک قرص لووتیروکسین 100 می خورم، طی این مدت درمان مدام سطح ذخیره آهنم پایین اومده و بطور مقطعی مکمل استفاده کردم. می خواستم بدونم آیا بیماری من درحال پیشرفت هست و اگر کنترل شده چرا سطح tshدائم میاد پایین؟!
1401/01/24

سوال 16327

<p class="paragraph"> تجربه خوشمزه سفره افطارت چیه؟ </p><p class="paragraph"> خودم عاشق حلیم با نمکم ! </p>
1401/01/21

سوال 16267

سلام پدر من با ازدواجم موافق نیست چیکار کنم
1401/01/18

سوال 16186

سلام وقت بخیرمن دختری ۳۳ ساله،مذهبی،تحصیل کرده و شاغل هستم،با اینکه خیلی مشتاق ازدواج بودم، ولی تا الان نشده،یک خواهر کوچکتر از خودم دارم که متاهل هستند و به تازگی صاحب فرزند شده اند،و خداروشکر همسری خوب و زندگی خوبی داره،من قبل از این‌که خواهرم ازدواج کنه ادم حسودی نبودم و به زندگی هیچ کس حسادت نمی کردم ولی از وقتی خواهرم ازدواج کرده به خواهرم و متاهل ها حسادت میکنم،مشکل اصلی من اینکه هر وقت خواهرم میاد خونه مون عصبی میشم،و بداخلاقی میکنم،حالم اصلا خوب نیست،برای اینکه جلوی این رفتار ذشتم رو بگیرم مجبورم وقتی خواهرم میاد بیشتر زمان رو تو اتاقم باشم،که رفتار بدی از خودم نشون ندم،واقعا این شرایط نگرانم کرده و میترسم این حال بدم و این احساس حسادتم به خانوادم آسیب بزنه،من از خودم خونه دارم و ماشین دارم و درامدی خوبی دارم و میتونم مستقل زندگی کنم،و چند وقت این موضع کهبرم مستقل زندگی کنم ذهنم رو درگیر کرده،فکر میکنم اگه مستقل بشم از خانواده این حال بدم بهتر میشه،ذهنم آرام میشه،از وقتی خواهرم ازدواج کرده،خانواده خیلی من رو تحت فشار برای ازدواج گذاشتند و فقط به فکر ازدواج بودم که نشده و چون درگیر این بودم که زودتر ازدواج کنم هیچ پیشرفتی دیگه تو زندگیم نداشتم همه فکر ذکر شده ازدواج کردن و واقعا خیلی از این طرز فکرم ناراحتم،فکر میکنم اگه مستقل بشم،چون خانوادم کنارم نیستند کمتر میتونم به ازدواج فکر کنم،و تو زندگی کارهای دیگه ای مثل ادامه تحصیل انجام بدم و پیشرفت های دیگه ای تو زندگیم داشته باشمبا خانواده این موضوع رو مطرح کردم ولی مخالف هستن میگن جامعه پر گرگه مخصوصا برای یک دختر مذهبی خطرناکه که بخواد مستقل زندگی کنه میخواستم بدونم نظر شما چیه و من باید چه کار کنم؟؟؟ممنون
1401/01/18

سوال 16180

مشکل من اینه که طرف مقابل مقرور یه دنده است هر کاری میکنم بر عکس انجام میده

صفحه 229 از 432