پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1402/11/03

سوال 992195

با دختر خانومی آشنا شدم . با وجود اینکه وضعیت مالی استانداردی دارم ، این خانوم هیچ تلاشی برای شناخت خودم نکردن . وفقط به دنبال شغل ودرآمد من بودن و در آخر هم میگفتن من دنبال زندگی ساده‌ام . نمیدونم چرا دنبال لقمه آماده افتادیم ...
1402/11/01

سوال 992177

با سلام خدمت تمام عزیزان که زحمت میکشند و جواب سوال های ما رو میدن خیلی ممنونمن همون هستم که راجب راز داری دختر خانومی که بهم بد قولی کرد مشاوره خواستم ایشون در جواب فقط گفت � این مسائلو درک نمی‌کنی منم هرچی اصرار کردم جوابشم این بود و داشت طفره می‌رفت حالا این به کنار بعد از گذشت همین چند مدت امروز براش تماس گرفتم چون �شه‌ای از تناقض درون حرفاش بود انگار یک لحظه راضی بود از رابطه یک لحظه ناراضی و بعد اصرار داشت که حضوری حرف بزنیم منم گفتم حق با شماست اما حداقل چند روز آشنایی داشته باشیم ببینیم سنخیت داریم یا نه بعدش انشالله مزاحم میشیم که رک و روراست در اومد بهم گفت من مشکلاتی توی زندگیم داشتم � چیزیو می‌خوام رک و روراست بهت بگم من از جلو باز هستم اون لحظه اینکه این کلمه از دهنش در اومد حس خیلی بدی بهم دست داد و فقط منتظر شدم حرفاش تموم بشه تا خداحافظی کنیم بعد براش پیام دادم ببخشید شمایی از خط قرمزهای منو رد کردید اگر مطلقه بودید یا طلاق گرفته بودید من مشکلی نداشتم اما شما رابطه خارج از عرف جامعه و دین داشتید بعد تماس گرفت و شاکی شد که تو به من توهین کردی منم نشستم خیلی آروم براش توضیح دادم بعد جالب‌تر اینجا که گفت این اتفاق ۹ سال پیش برای من افتاده من از اون موقع تا الان با خیلی‌ها در رابطه جنسی بودم و در زندگیم از شوهرم آزادی می‌خوام خوب منم از اخلاق خودم گفتم من آزادی کسیو نمی‌گیرم اما شما نمی‌تونید با اخلاق من کنار بیاید و ایشون راضی شد فقط این برام سوال شده کاری صحبت می‌کرد اصلاً انگار که اتفاق خاصی نیفتاده و من نباید به این مسئله واکنش نشون بدم نظر شما عزیزان راجع به این خانم چیه؟البته من متوجه شدم ایشون از گناهاشون پشیمون نیستن
1402/10/30

سوال 992162

سلام من ی دختر 38ساله هستم و جداشدم و با مردی معلول روی ویلچر اشنا شدم بعداز سه ماه اشنایی و رفت و امد رابطه رو تموم کرد و گفت چون زیبا هستی و قدبلندی زن ی معلول هستی و مردم چشمشون دنبالتن و من همش استرس دارم از خونه بزنی بیرون ومزاحمت بشن من چیکار باید بکنم؟؟
1402/10/26

سوال 992122

سلام اوقتتون بخیر من به تازگی توبه کردم هنور یک سال نشده 22 سالمه و قبلا اصن دوست نداشم ازدواج کنم و همیشه میکفتم سی به بعد ولی بعد ار توبه ام و نماز هایی که خوندم نور خدا و رسول الله در دل من نفوذکرد و دیگه نمیخوام کوپک ترین گناهی رو انجام بدم. و خب نمیگم گذشته ی خیلی بدی داشتم اما همچین درخشان هم نبود و توش کم گناه نکردم... به تازگی دارای شغلی شدم که در امدش حدودا در حال حاضر هشت تومنه ولی هر چی سابقه ام بیشتر شه در امدم بیشتر میشه. چیز زیادی ندارم جز یه موتور و توکل به خدا و تلاش و کوشش و امید فراوان. برام محجبه بودن نماز و روزه و خدا دوست بودن و خدا ترس بودن خیلی مهمه. الان فازم یه مدلی شده که دوست دارم همسرم کنارم سجاده اش رو پهن کنه و با هم نماز بخونیم. به نظرتون خانمی حاضر میشه با این وضعیت من که حتی تا دو سه سال دیگه توان اجاره ی یه مسکن رو ندارم ازدواج کنه؟ بیشتر از این که به خاطر مسایل منسی بخوام ازدواج کنم به خاطر مسایل عاطفی و معنوی این تصمیم رو دارم. اگه کسی فکر میکنه شرایطش با من همسانه معرفی کنید ممنون
1402/10/24

سوال 992050

سلام خوب هستید ببخشید میگن بخت می‌بندند واقعیت داره خواستگار میاد میان نزارن کار خیر بشه چند باری اتفاق افتاده خانم داداشم میاد تو روز خواستگار ی بدی میگه نمیدونم چکار کنم
1402/10/23

سوال 992024

باسلام خداقوتمن 34 سالمه و12 ساله ازهمسرم جداشدم ویک دختر دارم وخودم شاغلم دوستدارم ازدواج کنم زندگیم سرو سامان بگیره ولی واقعا راه پیداکردن همسر مناسب رو نمیدونم چندوقت پیش یک گزینه توی همدم معرفی شد و درخواست دادن که این آقا خودش نمی‌دونست باخودش چندچنده وبعد چند روز متوجه شدم خیلی مشکلات داره چه مالی چه خانوادگی و خودشم نیتش ازدواج نبود و کلا حذفشون کردم.... من واقعا گیج شدم وحس میکنم دیگه به هیچ چیز نمیشه اعتماد کرد ازتون خواهش میکنم کمکم کنید تا راه رو پیداکنم
1402/10/19

سوال 991941

سلام متاسفانه یک سالی هست از رابطه جنسی میترسم..استرس میگیرم و عصبی میشم بخاطر همین نمیتونم با کسی وارد رابطه بشم
1402/10/16

سوال 991849

سلام وقت بخیر من دختری ۴۷ ساله هستم مجرد ؟تازگیها با آقایی آشنا شدم ۴۳ ساله یه ازدواج ناموفق داشتن پیش نهاد ازدواج موقت دادن وصیغه محرمیت خوندیم ،با هم حرف میزنیم عکس میفرستم براش تصویری باهم راحت حرف میزنیم چون محرمیم بدون حجاب حرف میزنیم قرار شد بریم یه شهر دیگه اونجا خونه بگیره دو سه روز با هم باشیم ولی هنوز نرفتیممشکل من اینه هنوز به خانواده نگفتم که همچین کاری کردم چون اگه بگم مخالفت میکننخودم هم به شدت نیاز دارم با این آقا باشم ولی نمیدونم بعدش چی میشه آیا کار درستی میکنم بدون اجازه خانواده برم پیش این آقا وچند روز پیشش باشم ،من احساسی هستم، از این میترسم بعدش نتونم فراموشش کنم وبه شدت بهش وابسته بشمواقعا نمیدونم چیکار کنم راهنمایی کنین لطفا
1402/10/15

سوال 991821

سلام من دختری ۲۱ ساله هستم درس میخونم خانواده خوب و سرشناسی هم دارم توی شهر خودم دخترا۲۱ساله متاهلن اما من نه خواستگار خوبی ندارم همون چند تا هم فرهنگشون متفاوته مادرم هر وقت میره بیرون میگه فلانی همسن تو با شوهرش بیرون بود راستم میگه همه گفتن فلان کار رو بکن جواب میگیری فلان نذر فلان دعا جوابی نگرفتم حتی پیش یه اقایی ک دعای قرانی هم نیدن رفتم اما فایده نداشت خسته شدم از این وضعیت از حرفامادرم
1402/10/12

سوال 991745

باسلام خدمت خانوم عطاریان پزشک مالج بنده دکتر مرتضی نیا مشاوره هستن برای خواب از کلنازپام ۱ استفاده میکنم دوم لامبوژین برای استرس برای بعد صبحانه تجویز شده و چون بیماری صرع داشتم 90 درصد بهبود یافتم و 10 % درصد برای کنترل عصبانی و استرس هم دادند با کتاب خوندن تعامل خوبی ندارم اما هرروز صبح ورزش میکنم والان هم در جلسه خواستگاری مادرم یک قرص میگه وکلنوزپام میگه اما لامبوژین نمیگم و پیش فعال هستم در خانه ظرف می شورم خرید خونه رو انجام میدم علاقه بسیار شدیدی به طب سنتی دارم و چون غلظت خون دارم دربین غذا از اسپرین استفاده میکنم و شب ها ساعت 2 بامداد و 3 بامداد می خوابم و بازی های کلش اف کلنز بسیار شدید بازی میکنم حتی تنبل نیستم به زبان عربی و ترکی مسلط هستم ولی از لهجه مشهدی خوشم نمیاد و در خواستگاری معمولا در جمع خانواده دختر اقایان حتی حرفی نمیزنند و اینکه بیشتر با خانوم یا در اتاق یا بیرون صبحت میکنم و بعضی وقت ها شیرینی یا گل می خرم وبعداز امدن از خواستگاری معمولا جواب منفی میگیرم و حتی از چیزی که سیگار متنفرم مجبور میشم بکشم ودر محیط کارم برای تحقیق میان با اینکه متودد من مثبت شاید همسایه من یک چیزی میگن که ازدواج من بهم می خوره و مشکلی که دارم شاید با مادرم خواهرم و دامادمون راحت باشم اما با خانوم های محترم در خواستگاری به مشکل می خورم حتی سبک سنگینی میکنم به نتیجه میرسم اما بعد یک مدت نمیدونم چرا نظر خانوم × یکهو عوض میشه و من دوست دارم همسرم کار کنه خیلی خانه دار هستن و توقع خانوم معمولا 114سکه من تا 14 اعلام میکنم و ۳ تا 4تیکه مدنظر من و بهم گواهینامه نمیدن ودولت چون معافیت پزشکی اجازه ماشین و گواهینامه رو نمیدن و بعضی وقت ها در همین مسله بهم می خوره که خانوم خودش قانع بوده و خواسته ازدواج بکنه که خانواده زیادش رگ خواب دختر زدن و اینکه من باید تکه ها رو به نام زن بزنم طبیعی اما ۸ تیکه نمی تونم و خیلی جاها ماشین یا خونه باید پشت قباله دختر باشه که بهم می خوره با اینکه میزان درامد من ۶میلیون شما به عنوان مشاوره چه پیشنهاد می کنید پول رهن خونه دارم ومشکلی که دارم پدرم فوت شده دایی من فوت شده پدر بزرگم فوت شده و با خانواده پدری اصلا ارتباط نداریم شنبه تا جمعه سرکار هستم بازی که انجام میدم مافیا در شهر مافیا شهروند بازی میکنم که خیلی روحیه من عوض میکنه کلش اف کلنز بازی میکنم و سن من ۳۴ ساله تا الان نتونستم وارد رابطه با دختر بشم یا نتونستم شماره بدم نتونستم مخ بزنم اخرین کتابی که خوندم کتاب قانون راز زنان ونوسی مردان مریخی قدرت تخیل بالایی دارم می تونم قصه بنویسم دلسوز حیوانات هستم خیلی نظر شما چیه کار کنم تا ازدواج موفق داشته باشم
1402/10/12

سوال 991740

سلام وقت بخیر من مدتی است به خواستگاری میرم و پدر ندارم فرزند طلاق هستم فرزنددوم در کار پوشاک و کفش موفق بودم یک قرص به نام لامبوژین مصرف میکنم اما در خواستگاری شرایطی مطرح می کنم سکه میگم خانوادها تکه میگم خانواده ملاک معیار می پرسم نکته سنجی میکنم اما متاسفانه یا درجلسه سوم یا بعد ۹ ماه جواب منفی میگیرم والان فعلا کلید خواستگاری خودم خاموش کردم و یک مشکلی که دارم درشغل خودم پوشاک با اقایان راحت تر بودم اما درشغل کفش بچه گانه به صورت خانوم ها به طور مستقیم نمی توانم نگاه کنم و اگه کسی خانومی اذیت کنه رگ گردنم باد میکنه ودر هنگام جواب منفی به یک مکان مقدس مثل حرم وارد میشم گریه میکنم و دوسه نخ سیگار طرف اون خانوم مقابله فراموش میکنم علت اش نمیدونم حتی شایدهم کم روزی باشم ولی از دنیا طلب کار نیستم
1402/10/05

سوال 991625

سلام با اقایی اینجا آشنا شدم که میگن من با اینکه ظاهر اولویت چندمم هست ولی تا عکسی از شما نبینم ملاقات حضوری نمیام ...من گفتم تمایلی به ارسال عکس ندارم لطفا حضوری همو ببینیم ایشون گفتن من حتما میخوام قبل از ملاقات حضوری عکس ببینم چون یبار خانمی عکس نفرستاد و رفتم دیدنش و اصلا نپسندیم و خاطره بدی دارم اگر عکس نمیفرستید که هیچی....راستش علت عکس نفرستادنم اینه که اولا یبار عکس فرستادم طرف گفت عکست با خودت فرق داره و رد خواست زد درصورتی که از نظر من عکسم با خودم فرقی نداشت و خیلی به من برخورد و دوما پیش خودم میگم مگه اینا کی اند که با عکس میخوان مارو قبول یا رد کنن به غرورم بر میخوره طرف انگار تهدید گونه با من حرف میزنه که اگه عکس نمیفرستی که هیچی ....والا نگران سواستفاده نیستم عکس محجبه میفرستم و الانم که عکس همه، همه جا هست ولی فکر میکنم وقتی سر همچین موضوع پیش پا افتاده ای از من که تمام شرایطم خوب و مطابق خاسته ایشونه صرفنظر میکنه من چرا باید ازین آدم صرفنظر نکنم البته خب نگران بالا رفتن سن ازدواجم هم هستم .... با خودم میگم این یا تصمیم جدی برای ازدواج نداره یا هنوز به بلوغ فکری نرسیده....نمیدونم من سختگیرم یا واقعا باید همچین آدمایی رو بیخیال شد؟

صفحه 11 از 25