سلام بنده۳۸سال سن دارم ،دو تا فرزند پسردارم از نظر اخلاق و درامد و تیپ و پایبندی به زندگی کم ندارم، از اول ازدواج به خانمم اجازه دادم ادامه تحصیل بده رفت بیمارستان و مشغول شد و هر روز که از نظر اقتصادی مشکلمون کمتر شد و من با کمک مادرش زمینی که باسم مادرش بودرو درست کردم وبعد کلی بدبختی یرمغازه خریدم که اونم نصفشو به اسم زنم زدم ماشین هم خریدم بازم باسمش زدم ایشون از من فاصله میگرفت تا اینکه چند وقت پیش بدون دلیل گفت من دوست ندارم مهریه میخوام. الانم درمونده شدم هر چی بهش میگم بچه داریم گناه داره گوشش شنوا نیست فکر میکنم هوایی کردنش ولی نمیدونم کی و چطور؟ لطفا راهنمایی کنید.
مدت چهار سال است که با برادرم کوچکترم صحبت نمیکنم دلیلش هم یه بحث کوچکی بود که چهار سال پیش باهم داشتیم اما حالا نمی دونم چطور میتوانم مثل سابق با او رابطه برقرار کنم؟