پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995833
باسلام اگه تورابطه ای باشم طرف مقابل درنه ماه رابطه اشنایی هیچگونه بی احترامی نکردن دربحث وگفتگوهااین اواخردرعصبانیت دوسه باری بی احترامی جزیی کردن میخاستم بدونم جدی هستش ماخیلی باهمیم ایشون دوست داشتن وهمه چیروبهم ثابت کرده ازدواجمونم چون براشون شرط خونه گذاشتم بخرن برام تاخریدن طول کشیدشدنه ماه اشنایی ولی این بعدچندین ماه ای اواخرچندبارپیش اومده منم بی تقصیرنبودم توعصبانیت واون گفتگویعنی هردوکوتاه نیومدیم امامن خیلی ادم جدی تواین زمینم یعنی توبدترین شرایط هم هوای دهنمودارم وبه طرفم بی احترامی نمیکنم میترسم عادتش باشه وتاحالابروزنداده بهم میترسم بعدهابیشتربشه .یه حالت زودرنج ادم بسیاراحساسی وعاطفی سریع ناراحت میشن قهرمیکنن مثل اینکه ایشون یک بارمنوتوشلوغی وسروصداصداکردن پیش خانوادم وهمه بودن من متوحه نشدم ونشنیدم تواون سروصدادیدم باناراحتی میگه توجمع حالااگه کس دیکه بودمیشنیدمن الویتش نیستم دیگه سه بارصداکردم جواب ندادمامان دیدی.درصورتی که من خندم گرفته بودازحرفش مثل بچه هاست مردبه این سن وسال هم حرصم گرفت اخه وقتی نشنیدم من واقعاجرابراخودش میبره ومیدوزه وقهرولبولوچه اویزون میکنه اومدن توچندین بارصداش کردم حرف زدم حرف میزدکم جزیی اماباقیافه وهمچنان ناراحتی قهرانگارهرچقدرم ادم میخادبراش توضیح بده بدترمیشه وضعیت نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم تواینجوراخلاقانشون میده اینجورمواقعایاچیکارکنم اصلامیشه تحمل کردیاسخته این ازچی میتونه باشه یه نوع شخصیته اخلاقه ذاته رفتاره چیه.انگارازاوناست هرچی سنش میره بالاامابچه ترمیشه.مثلایبارتوجمع باخاهرش حرف میزدم ایشون باگوشی حرف میرداصلاتوباغ نبودازوسط حرفم شنیدداشتم درموردبه چیزی ازخاهرش سوال میکردم که واقعاراسته میگن اینجوریه ناراحت شدسریع من اینجاهستم همروعقل کل میدونه الامن این زن نمیدونم چراحرف منوقبول نداره وتره خوردنمیکنه اینکه زیادش میکنه گندش میکنه سرش قورراه میندازه وحتی دوکلمه اضافه تربهم میریزم درصورتی که حالاوسط اون همه مکالمه منوخاهرش اینم پرسیدم ازش ربطی به ادم وشخص مهمی نداشت پرسیده شه نمیدونم پای چی عکس العملشون روبزارم راهمون هم دوره ازهم نمیتونیم هردودانش اموزداریم ومشکلات دیگه زندگی نمیتونیم باشبم بریم جلسات مشاوره به جلسه رفتیم تست دادیم ویه مقدارصحبت مختصرکه هی جلسه پشت جلسه میزارن وهرده روزپونزده روزوماهم شرایط نداشتیم که بیان وبریم ونشدنمیدونم چیکارکنم اصلاباصحبت مگه این مشکلات حل میشه من به هیچ وجع فکرنمیکنم ادمی بتونه اخلاق وشخصیتی تغیرکنه ویاروانشناس حرفش تاثیربزاره تاخودش نخادکه هیچ اتفاقی نمیوفته که تودوراهی وحالت گمراهیم چون خیلی داره تکرارمیشه من دارم اذیت میشم
۳ پاسخ۲۸ بازدید
1403/09/06
سوال 995743
سلامخیلی از افراد بعد تماس درخواست ارسال عکس میکنند و با دیدن دوتا عکس درخواست رد میدهند این در حالی که بعضی افراد وقتی مایل به دیدار میشن خودشون میگن که خیلی چهره شما یا عکسی که فرستادید متفاوت و دلنشین.حالا بنظر شما وقتی شخصی تقاضای عکس میکنه چیکار کنیم که قبول کنه به جای عکس یک دیدار حضوری هماهنگ و ملاقات کنیم؟
احساس نادیده گرفته شدن1پشتیبانی همدم1اهمیت ظاهر در ازدواج1ازدواج از طریق اپلیکیشن همدم 1تصمیم گیری درست برای ازدواج 111+
۳ پاسخ۲۳ بازدید
1403/08/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995692
با سلامدختر خانمی رو چنیدین سال که میشناسم و همکارم بودن و با هم بیرون میریم.اخیرا برای ازدواج به ایشان فکر میکنماین تمایل بنظرم در ایشان هم هست. البته مستقیما هیچ وقت صحبت نکردیم در این خصوص . کلا بهم میخوریم اخلاقی و رفتاری و خوشحالیم.اما یک مشکلی که وجود داره اینه که احساس می کنم ایشون به عنوان یک دختر، در من اعتمادسازی لازم برای ازدواج رو ایجاد نمیکنه و گاهی با گنگ نگه داشتن بعضی مسائل و روابطش ذهنمو درگیر میکنه. مثلا برام گنگ میذاره که با کی رفته فلان جا یا میگه لباسم در فلانجا اینطور بود.قاعدتا باید حس اعتماد سازی ایجاد کنه ولی من دلیل این کاراش رو نمیفهمم.
ازدواج و خانواده1آداب ازدواج1علاقه مند بودن به ازدواج1بی اعتمادی در ازدواج1معیارهای انتخاب همسر110+
۵ پاسخ۵۵ بازدید
1403/08/27
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995687
با سلام و روزبخیر خدمت مشاوران گرامیدر مورد ازدواج با شهرهای دیگه و چگونگی آشنایی دو طرف با همدیگه راهنمایی بفرمائید ممنون میشم. بنده تا حالا خواستگاری از شهرهای دیگه نداشتم ولی الان که باهاش مواجه شدم نمیدونم چطوری میتونیم باهم بیرون بریم و با اخلاقیات هم و فرهنگ آن شهر آشنا بشیم؟ آیا فرهنگ شهرها هم خیلی باهم متفاوتند یا به مسایلی مثل سطح سواد و مذهب خانواده ها حتی در یه شهر برمیگرده؟با تشکر🙏🙏🙏
۴ پاسخ۱۹ بازدید
1403/08/26
سوال 995672
سلام و وقت بخیرمن محمدرضا هستم ۲۶ سالمه و معلمم ،یه دختر عمه هم دارم که ۲۱ سالشه و ترم ۳ دانشگاه فرهنگیان میخونه .مشکلی که تو ارتباط گیری ما پیش اومده اینه که وقتی بعد از هماهنگی خانواده ها من با ایشون در مورد ازدواج صحبت کردم _با وجود اینکه میشه گفت تقریبا با هم صمیمی هم بودیم و ایشون توی موارد زیادی از اموراتش از من مشورت میگرفت_ به من گفت که تو مثل داداشمی و نمیتونم در مورد تو به ازدواج فکر کنم ؛ به نظر شما باید چیکار کنم ؟
۳ پاسخ۱۲ بازدید
1403/07/14
سوال 995434
سلام وقتتون بخیر من یک خانم ۲۸ ساله هستم حدود ۸ ماه هست که یه آقایی خواستگار من هستند ایشون تقریبا تمام ملاک های مورد نظر من برای ازدواج رو دارن یعنی مذهبی هستن، از لحاظ فرهنگی و خانوادگی متناسب هم هستیم، اهل محبت هستن، و ...اما ظاهر و چهره ایشون رو من نپسندیدماز طرفی ایشون خیلی به من ابراز علاقه میکنن و از این جهت من هم به ایشون از لحاظ عاطفی وابسته شدم اما نمیدونم چی کار کنم لطفاً کمک کنید
۴ پاسخ۳۷ بازدید
1403/06/29
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995341
سلام، من خارج از این اپلیکیشن، با واسطه ی یکی از اقوام دور، یک پسری بهم معرفی شد، و قرار شد اول مادر و خواهر آقا پسر تشریف بیارن و بنده رو ملاقات کنن، مادر وخواهرشون اومدن، و در ظاهر که مورد پسندشون واقع شد، و قرار شد همراه پسرشون بیان برای آشنایی بیشتر، روزی رو هماهنگ کردن، و ما کاملا آماده شدیم و خونه رو آماده کردیم، و منتظر موندیم که بیان، ولی دقیقا همون ساعتی که قرارمون بود، زنگ زدن و گفتن که از طرف محل کار آقا پسر تماس گرفتن و کاری پیش اومده و ایشون مجبورن خودشون رو برسونن به محل کارشون، و خیلی هم بابت این قضیه عذر خواهی کردن، توی همون تماس مادرم بهشون گفتن، حالا که قرار بر این شد که روز خواستگاری تغییر کنه، بمونه برای بعد از صفر که خیالمون راحت تر باشه، اونا هم قبول کردن، ولی الان صفر تموم شده و هیچ خبری ازشون نشده، واسطه مون هم میگه به من هیچ اطلاعی ندادن.... الان به نظرتون اونا منصرف شدن؟ یا چی؟ نباید منتظر بمونم؟ چه کار باید بکنم؟
۵ پاسخ۴۳ بازدید
1403/06/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995266
سلام و عرض ادب ،یک مرد 41 ساله هستم که ده سال پیش بعد از یک عقد ناموفق و جدایی، تصمیم به ازدواج نداشتم از سال گذشته تا حالا احساس میکردم باید ازدواج کنم و این مساله مجرد موندن آزارم میداد تا اینکه امسال با خانمی آشنا شدم که 43 ساله هستن و حدود یک سال و چن ماه از من بزرگتر، ایشون از همه لحاظ به دل من نشستن خانمی مقید و تحصیل کرده و با خانواده هستن که تا حالا هم ازدواج نکردن اما چیزی که باعث دلسردی من میشه همین سن و سال ایشونه که از خودم حدود یک سال و نیم بزرگتر و 43 ساله هستن،یکی از معیارهای من برای ازدواج اینه که همسرم از خودم کوچیکتر باشه تا مساله ای برای بچه دار شدن نداشته باشه و اختلاف سنی کمتری با فرزند داشته باشه و همین مساله باعث شده علیرغم اینکه ایشون محاسن زیادی دارن و حتی احساس خاصی نسبت به ایشون دارم ولی دلسرد بشم ممنون میشم در این خصوص راهنمایی بفرمایید.
۵ پاسخ۴۷ بازدید
1403/05/31
سوال 995066
سلام یه رابطه دارم که دختره گذشته خوبی ندارن و با کره نیست چندماهه دوست هستیم ومن نمیدونم چی کار کنم دختر بدی نیست یه بار میگم مشکلی ندارن گذشته اش دوباره باز بعد یه مدت میگم نه مهمه و اینکه دوسه بارم بغلش کردم عذاب وجدان اونم دارم آخه من به دختری اصلا دست نزده بودم نمیدونم چیکار کنم واقعا
۲ پاسخ۱۰ بازدید
1403/05/21
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994939
سلامبنده ۲۸ سال دارم و فردی مذهبی و انقلابی هستم و شاغل در آموزش و پرورش از استان فارسدلبسته ای عمو زاده ام هستم که او غیر مذهبی است با اینکه با مذهبی بودن من مشکلی ندارد ولی من همسری مذهبی میپسندمخانواده من و ایشان غیر مذهبی هستند و با یکدیگر هیچ مشکلی ندارندالبته عمو زاده ام. نیز دانشجویی فرهنگیان است و به زودی با من همکار میشودو او نیز به من بسیار علاقه مند است و ۱۹ سال داردحال به نظرتان من چه کنم؟یکی از مسائلی که مرا آزار میدهد پوشش اوست که باب طبعم نیست و من بسیار بر روی پوشیده بودن همسرم تاکید دارم، و با دیدن دخترهای محجبه غصه ام میگیرد ولی او هم دوست دارد در لباس پوشیدن آزاد باشد
۰ پاسخ۱ بازدید